سبد خرید 0

تناسب اندام را بهتر بشناسیم!

دیدگاهی عمیق و جدید به مقوله تناسب اندام

تناسب اندام : نگاهی عمیق به بحث لاغر شدن


اکثر دوستان فرض را بر این می‌گذارند که تناسب اندام به معنی لاغر بودن است.

تصور همه این است که برای دست‌یابی به‌ تناسب اندام باید خوراکی‌های پُرکالری را نخوردند و در باشگاه ورزشی سر کوچه‌شان ثبت‌نام کنند و حداقل روزی نیم ساعت هم که شده بر روی تردمیل بدوند و عرق بریزند!

اما این دیدگاه در مورد تناسب اندام کاملاً اشتباه است!

تناسب اندام مفهومی بسیار گسترده است و تمام بخش‌های زندگی شمارا دربرمی گیرد! تناسب اندام  در جای‌جای زندگی شما جریان دارد بی‌آنکه خودتان متوجه آن باشید.

من در این مقاله نگاهی متفاوت و البته کامل به تناسب اندام خواهم داشت و  تناسب اندام را از زوایای مختلفی بررسی خواهم کرد، زوایایی که برای سالیان سال است که از دیدها پنهان مانده‌اند.


تعریف صحیح تناسب اندام


اگر بخواهم تعریف ساده‌ای از تناسب اندام برای شما بگویم به این شکل خواهد بود:

اگر شما جسم سالمی داشته باشید که بتوانید به‌راحتی از عهده کارهای روزانه خود برآیید به این معنی است که شما متناسب هستید! به همین سادگی، این تعریف صحیح تناسب اندام است.

شاید تعجب کرده باشید که چرا صحبتی از اندام ترکه‌ای و مانکن گونه و شکمی سیکس پک نکردم!

شاید بپرسید مگر تناسب اندام به معنی لاغر بودن نیست؟ در جوابتان باید بگویم خیر،  هر فردی که لاغر باشد لزوماً متناسب نیست و به هر فردی که اضافه‌وزن داشته باشد نمی‌توان نامتناسب گفت.

پس از امروز به بعد به یاد داشته باشید تناسب اندام (physical fitness)، به مجموعه از ویژگی‌های جسمانی گفته می‌شود که افراد با داشتن آن‌ها راحت‌تر می‌توانند فعالیت‌های فیزیکی و کارهای روزمره خورد را انجام دهند.

حال که تعریف صحیح تناسب اندام را متوجه شدید به برسی متناسب شدن از زوایای مختلف می‌پردازیم.


چرا می خواهید متناسب شوید؟!


شاید اولین و مهم‌ترین موضوعی که در مورد تناسب اندام وجود دارد این است که اصولاً چرا می‌خواهید متناسب شوید؟ با توجه به تعریفی که از تناسب اندام برایتان ارائه دادم آیا شما تناسب اندام
ندارید؟

اکثر شما دوستان عزیز متناسب هستید و به‌راحتی از پس انجام دادن کارهای روزانه خود برمی‌آیید.

اجازه دهید با شما رُک و بی‌پرده صحبت کنم، شما تمام تلاشتان را می‌کنید که شبیه خودتان نباشید! تمام تلاشتان را می‌کنید که خودِ حال حاضرتان را تغییر دهید بدون اینکه دلیل محکمی برای این کار داشته باشید.

سالیان سال خودتان را به هر دری زدید و هر روشی را امتحان کردید که لاغر شوید ولی موفق نشدید!  این در حالیست که در تمام این مدت شما متناسب بودید ولی خودتان خبر نداشتید.

شما هزار و یک‌راه مختلف را امتحان کرده‌اید، نه برای متناسب شدن، بلکه برای دیده شدن و موردتوجه قرار گرفتن!

تناسب اندام بهانه‌ای بیش نبود، درواقع همه ما خودمان را در پشت واژه تناسب اندام و سلامتی و تندرستی مخفی کردیم تا موردتوجه قرار بگیرم تا بیشتر دوستمان داشته باشند تا به دیگران ثابت کنیم که ما هم می‌توانیم، ما بی‌اراده نیستیم، ما بی‌عرضه نیستیم.

تناسب اندام بهانه بود تا از دیگران بخواهیم که ما را به‌اندازه آدم‌های لاغر تحویل بگیرند و روی ما هم حساب کنند.

خواهشاً ناراحت نشوید، کسی متوجه اسرار قلبی شما نخواهد شد، پس لطفاً بیایید یک‌بار هم که شده با خودتان صادق باشید، یک‌بار هم که شده حرف دلتان را در خلوتتان و در حضور وجدانتان به خودتان بزنید.

درواقع اکثر ما ورزش کردیم و رژیم گرفتیم و قرص و دارو و دم‌نوش خوردیم نه برای لاغر شدن و رسیدن به تناسب اندام، بلکه برای دیده شدن و موردتوجه قرار گرفتن.

شاید در بین تمام دلایل لاغر شدنمان سلامتی و تندرستی هم وجود داشته باشد ولی به‌تنهایی هرگز دلیل ما برای وزن کم کردن نبودند.


مشاوره‌های من


در اکثر مشاوره‌هایی که با دوستان نازنینم داشتم از آن‌ها این سؤال را می‌پرسیدم که چرا می‌خواهید لاغر شوید؟

اول اینکه هیچ‌کدام معنی و تعریف دقیق تناسب اندام را نمی‌دانستند و در ادامه همان دلایل کلیشه‌ای که سالیان سال یادشان داده بودند را می‌گفتند:

خوب معلومه آقای جعفری، می خوام لاغر شم که سالم باشم، می خوام لاغر شم که دیگه زانو درد و کم درد نداشته باشم، می خوام لاغر شم که به خودم ثابت کنم که می تونم، می خوام لاغر شم تا بتونم لباس های خوشگل بپوشم، می خوام لاغر شم چون سلامتی و لاغری واقعاً مفیده و چیز خوبیه…

 

بیشتر که گرم صحبت می شدند و هر چقدر از زمان مشاوره می گذشت دلایل واقعی متناسب شدندنشان نمایان می شد، لابلای صحب هایشان به صورت کاملاً ناخودآگاه دلایل اصلی که می خواستند به تناسب اندام دست پیدا کنند را به من نشان می دادند بدون اینکه خودشان متوجه شوند.

آقای جعفری هر موقع خونه مادر شوهرم می رم اونجا همه لاغرند فقط منم که چاقم من از این بابت خیلی ناراحتم…

آقای جعفری شوهرم خیلی وقته که دیگه مثل سابق بهم توجه نمی کنه و خیلی از شب ها روی کاناپه جلوی تلویزیون می خوابه…

آقای جعفری دیروز پسرم گفت مامان، فردا توی مدرسه جلسست به بابا بگو بیاد جلسه. گفتم بابات کار داره من خودم میاد، برگشته به من میگه نه تو نیا تو چاقی، تو نیا، اون سری که تو اومدی دم کلاسمون که جامدادیم رو بدی، بچه ها تا یه هفته منو دست می نداختن و مسخره می کردن که مامانت چقدر چاقه…

آقای جعفری وقتی بیرون می رم که خرید کنم حس می کنم همه دارن بهم یه جور دیگه ای نگاه می کنند و همه دارن منو مسخره می کنن…

آقای جعفری هر موقع می رم باشگاه خیلی ناامید می شم، وقتی اون خانم های دیگه رو می بینیم که شکم های تختی دارن خیلی خیلی حس بدی بهم دست میده، حس می کنم اونا خیلی از من خوشکل ترند و من هیچ موقع نمیتونم مثل اونا لاغر و خوش هیکل شم…

آقای جعفری خانم من خیلی لاغره و ولی من چاقم، جدیداً متوجه شدم که توی مهمونی ها دوست نداره کنار من بشینه و پا میشه میره یه گوشه دیگه با کسای دیگه ای معاشرت میکنه، مدام بهم میگه شوهر فلانی رو دیدی چقدر لاغر بود، دیدی چه کت و شلوار شیکی پوشیده بود اونوقت تو همش باید لباس های گشاد بپوشی و پیراهنت رو بندازی روی شلوارت که کسی شکمت رو نبینه…


تناسب اندام و صداقت


دوستان عزیزم اگر بخواهم از این نوع مثال ها برایتان بنویسم کتابی چند صد صفحه ای خواهد شد.

دلایل تناسب اندام ما آن مواردی نیستند که در کلام ما جاری می شوند! دلایل واقعی در دورن ما هستند و گاهاً بسیار پیچیده و ناشناخته اند.

در 90% موارد، دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن دلایلی هستند که در درون ما و در اعماق وجود ما قرار دارند و ما را وادار می کنند تا به دست به هر کاری بزنیم تا لاغرتر و متناسب تر دیده شویم.

همه ما دوست داریم دیده شویم، همه ما دوست داریم مورد توجه قرار بگیریم، همه ما دوست داریم مورد محبت قرار بگیریم، همه ما دوست داریم که عزیزانمان ما را دوست داشته باشند، همه ما دوست داریم جنس مخالف را تحت تاثییر قرار دهیم، همه ما دوست داریم اگر در جمعی حاضر می شویم مرکز توجه باشیم، همه ما دوست داریم زیبا باشیم، این ها دلایل اصلی تناسب اندام ما هستند، دلایلی که سعی می کنیم خودآگاه یا ناخودآگاه کتمانشان کنیم.

با خودمان که تعارف نداریم، هرکسی بگوید که جزء این است اصلاً خودش را و اصولاً جنس انسان را نشناخته است.

ما انسان ها  زیبایی را دوست داریم، زیبا بودن را دوست داریم و این   نه تنها بد نیست، که اتفاقاً بسیار هم عالیست، چون خالق ما مظهر زیبایی و عاشق زیبایی ست.



یک مشکل بسیار بزرگ


اما…

مشکل ازآنجایی شروع شد که پذیرفتیم زمانی مورد توجه قرار می گیریم که لاغر باشیم.

زمانی دوستمان خواهد داشت که تناسب اندام داشته باشیم.

زمانی شاهزاده رؤیاهایمان سوار بر اسب سفید به سراغمان می‌آید که اضافه‌وزن نداشته باشیم.

همسرمان فقط تا زمانی که ما لاغر باشم عاشق ما خواهد ماند.

فرزندانمان وقتی به ما افتخار می‌کنند که لاغر و مانکن باشیم.

زمانی دوستان زیادی خواهیم داشت که زیبا و متناسب باشیم.

زمانی در مصاحبه استخدامی قبول می‌شویم که جذاب و زیبا باشیم و این دو رخ نمی‌دهد مگر اینکه ما لاغر باشیم. چون لاغر نیستیم زیبا و جذاب هم نیستیم و درنتیجه استخدامی هم در کار نخواهد بود.

پسرها برای خواستگاری در خانه‌ای را نخواهند زد که دختری فربه و چاق در آن خانه زندگی می‌کند، چون من چاق هستم پس مجرد ماندن حق من است و باید منتظر باشم تا مادرم مرا ترشی بیندازد.

مگر کم پلنگ و ببر در اینستاگرام و خیابان ول می‌چرخند و دل پسرها را می‌برند، آیا هیچ پسری آن پلنگ‌ها را با آن اندام زیبا و جذاب و شکم‌های تخت و شش تیکه و سینه‌های پروتز کرده و لب‌های ژل زده و موهای کراتین کرده رها می‌کند و به سراغ دختری می‌آید که 20 کیلو اضافه‌وزن دارد و آفتاب و مهتاب او را ندیده‌اند؟! آری می‌آید اما چه کسی؟ پسر حسن آقا مرده‌شور که موهایش ریخته است و 170 کیلو وزن دارد و یک پایش 6 سانت از آن‌یکی کوتاه‌تر است و به حرف ش می گوید س.

متاسفانه تمام جامه این را پذیرفته اند که زندگی به کسی روی خوش نشان می دهد که تناسب اندام داشته باشد. و تمام این مسائل در سالیان سال توسط جامعه، رسانه، دوست و رفیق در ذهن ما نجوا شدند و ما را وادار کردند که برای دوست داشته شدن باید لاغر شویم.

با من عم عقیده هستید که انسان نمی تواند بدون محبت ورزیدن و دریافت محبت زندگی کند، و دوستانی که اضافه وزن دارند سالیان سال است که این کمبود را به شدت در دورن خود احساس می کنند و هر روز هم این احساس مخرب را در درون خود پرورش داده اند و به این نتیجه رسیده اند، که به واسطه وزن زیادی که دارند نه لایق محبت کردن هستند و نه لایق دریافت محبت.

وقتی بعد از سالیان سال که در این حوزه فعال هستم متوجه عمق فاجعه شدم و دریافتم که این اندام چاق و بزرگ نیست که دوستان تُپل را از زندگی ناامید کرده است بلکه کمبود شدید عزت نفس و اعتماد نفس است که در وجود این عزیزان ریشه دوانده است، تصمیم گرفتم هپی فت را راه اندازی کنم، تصمیم گرفتم اولین وب سایت موفقیت فردی مخصوص دوستان تُپل را راه اندازی کنم و با تمام وجودم تلاش کنم که کمک کنم دیدشان را نسبت به زندگی و اندامشان تغییر دهند.

با قدرت تمام فریاد خواهم زد که رژیم گرفتن و ورزش کردن و هر گونه تلاشی در جهت از بین بردن چربی های اضافه این دوستان عزیز، هیچ نتیجه ای در پی نخواهد داشت، چون مشکل اصلاً چربی های اضافه نیست!! مشکل از درون و در ذهن این دوستان عزیز است که خودم هم جزء آن ها هستم. این مشکل با هیچ راهکار بیرونی قابل حل نیست! برای همین موفقیت فردی ویژه دوستان تُپل را آموزش می دهم، چون تنها و تنها کسی که می تواند به این عزیزان کمک کند خودشان هستند نه هیچ کس دیگر و نه هیچ روشی غیر از افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس.


تناسب اندام در ایام گذشته


در ایام قدیم، منظورم زمان پدربزرگان و پدر پدر بزگانمان است. هر کس فاقد تناسب اندام بود در نزد دیگران عزیزتر بود.

متمولین جامعه همه فربه و چاق بودند، چون به‌قول‌معروف دستشان به دهنشان می‌رسید و غذا به‌اندازه کافی داشتند که نوش جان کنند‌ از همین رو تناسب اندام نداشتند.

در آن ایام مردان جانشان برای زنانی که تپل و فربه بودن درمی‌رفت و اگر زنی متناسب بود باید در خانه می‌ماند و محیا می‌شد تا ترشی‌اش بیندازند.

در خیایان ها همه درشکه داشتند و سوار با چهارپایانشان رفت‌وآمد‌می کردند، اغلب به شغل شریف چوپانی یا کشاورزی مشغول بودن و بانوان محترم در اندرونی‌ها نان می‌پختند و بچه می‌زائیدند و آن‌ها را به بهترین شکل ممکن پرورش می‌دادند.

شبکه‌های اجتماعی که پیش کش، رادیوتلویزیون هم وجود نداشت و در هر محله‌ای یک نفر تلویزیون داشت و هر موقع که سریال مرد 6 میلیون دلاری پخش می‌شد تمام اهالی محل با یک‌کاسه تخمه به خانه فرد مذکور می‌رفتند و سریالشان را می‌دیدند.

در آن زمان کسی به واژه غریب و نامأنوس تناسب اندام آشنایتی نداشت. اصلاً نمی‌دانستند که زن‌ها اگر لاغر باشند جذاب‌ترند، برعکس زن‌ها و مردان لاغر همان کلفت‌ها و نوکرها بودن که غذای آن‌چنانی برای خوردن نداشتند و از همین رو تناسب اندام  داشتند.

مواقع خواستگاری مادر داماد حکم ترازوی دیجیتال امروزی را ایفا می‌کرد و با در آغوش گرفتن دختر بی‌نوا میزان وزن و چربی (bmi) او را تخمین می‌زد که خدایی ناکرده لاغر مردنی و لاجون نباشد و از همه بدتر خدایی نکرده و زبانم لال تناسب اندام نداشته باشد.

در صورت چشمک مادر داماد به خواهران داماد که در اتاق 5 دری زانو به‌ زانو نشسته بودند و پشت چشم به عروس بخت‌ برگشته نازک می‌کردند دختر فاقد تناسب اندام تشخیص داده می‌شد و با یک کِل کشیدن همه‌ چیز به خیر وخوشی تمام می‌شد.

حاجیان بازاری اکثریت شکم‌هایی بزرگ داشتند که به قولی اعتبار بازار به‌حساب می‌آمد و در جامعه امروزی هم نشانه‌ای از این نوع دیدگاه را می‌توانید گاه‌وبیگاه ببینید.

در آن روزگار باشگاه ورزشی وجود نداشت و تنها کسانی ورزش می‌کردن که می‌خواستند در میادین بین‌المللی به درجاتی نائل آیند کسی برای سلامتی و خوش‌اندام شدن ورزش نمی‌کرد.

در آن ایام کسی در فکر متناسب شدن نبود و همه از زندگی‌شان لذت می‌بردند. آن زمان معیار زیبایی را بر اضافه‌وزن و نداشتن تناسب اندام می‌دانستند.


تناسب اندام در زمان حال


در زمان حال، صنعت پرقدرت و پر زرق و برق مُد و فشن تعریف زیبایی را تغییر داده است و افکار جامعه را به سمتی سوق داده که افرادی که متناسب هستند مقبول جامعه و دوستانی که از نعمت تناسب اندام بی‌بهره هستند منفور جامعه هستند.

در حال حاضر صنعتی مولتی میلیارد دلاری حول‌ و حوش صنعت تناسب اندام شکل‌گرفته است و کسانی که نفعشان و سودشان در بحث تناسب اندام است، افکار مردم را همان‌گونه که خودشان می‌خواهند برنامه‌ریزی کرده‌اند.

حال اگر ما بخواهیم هر چه که دیگران گفتند و هر چه دیگران خواستند را اجرا کنیم، می‌شود همین روزگاری که در حال حاضر داریم.

روزگاری چاق‌ها را دوست داشتند و همه عاشق تُپل ها بودند، به چه علت؟ چون شاه مملکت زنان چاق را دوست داشت و حرم سرایش پر بود از زنان فربه و تُپل و این فرهنگ جامعه شده بود.

در جامعه ما لاغرها را دوست دارند و همه تلاش می‌کنند تا متناسب شوند، به چه دلیل؟ چون صنعت مُد و فشن، تولید کنندگان دستگاه های متنوع ورزشی، تولید کنندگان انواع و اقسام قرص های لاغری و … می‌خواهد که این‌گونه باشد. چون گردش مالی این صنعت روزانه چیزی بالغ بر چندین هزارمیلیارد دلار در کل جهان است.


قربانی شرایط نباشید!


چرا باید گوش‌به‌فرمان جامعه باشید؟

چرا باید اجازه دهید دیگران برایتان تصمیم بگیرند؟

هرروز عده‌ای برای منافع شخصی خود، جریانی را عَلَم می‌کنند و میلیون‌ها نفر طرفدار برای خود جمع می‌کنند، فردای آن روز کسانی دیگر بَد آن شخص اول را می‌گویند و طرفداران آن را دنبال‌رو خود می‌کنند.

تا کی قرار است درگیر این قبیل موضوعات باشیم و پیگیر این باشیم که جامعه چه چیزی را می‌پسندد و ما هم همان کار را بکنیم؟

تا کی می‌خواهیم اجازه دهیم دیگران زیبایی را برایمان تعریف کنند؟

تا کی می‌خواهیم خودمان را قربانی شرایط بدانیم؟

تا کی می‌خواهیم به دنبال تناسب‌ اندام از این باشگاه به آن باشگاه ورزشی برویم و میلیون‌ها تومان پولمان را به هدر بدهیم؟

برای چه؟ برای اینکه دیگران مارا تائید کنند؟

منکر این نمی‌شوم که زیبا بودن و دوست داشته شدن بسیار به انسان حس خوبی می‌دهد، اتفاقاً کاملاً هم با این موضوع موافق هستم، چون ذات ما به این‌گونه طراحی‌شده است که زیبا بودن را دوست داریم.

صحبت من این است که با لاغر شدن و به دنبال تناسب اندام دویدن، نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم.

به شما قول می‌دهم اگر برای اینکه توجه همسرتان را به دست بیاورید قصد لاغری دارید، اگر لاغر هم شوید او بازهم به شما بی‌توجهی خواهد کرد؟

اگر می‌خواهید لاغر شوید تا همسر مناسبی نصیبتان شود، با لاغر شدن هرگز خواستگاری زنگ خانه شمارا نخواهد زد.

اگر می‌خواهید فرزندانتان به‌واسطه اینکه لاغر هستید به شما احترام بگذراند به شما قول می‌دهم حتی اگر لاغر هم شوید احترامی از جانب ان ها دریافت نخواهید کرد.

دوست داشته شدن و موردتوجه قرار گرفتن با لاغر شدن به دست نخواهد آمد.

با بیش از 10 سال تجربه در این زمینه و مشاوره به بیش از هزاران نفر این را به شما می‌گویم.

این راهش نیست…

در دوره بهترین سال زندگی من در مدت 7 ماه این مسئله را به شما آموزش خواهم داد. به شما خواهم گفت که چطور باید دیدتان را نسبت به اندامتان تغییر دهید و عزت نفستان را افزایش دهید و با خودتان آشتی کنید و بر اساس شرایطی که در حال حاضر در زندگی تان دارید بهترین اندامی که مناسب شماست را برگزنید نه اندامی که جامعه و دیگران به شما القاء می کنند.


فقط این نکته را بدانید که دوست داشتن و دوست داشته شدن از درون شما آغاز می‌شود.

به همان میزانی که خودتان را دوست دارید، به همان میزانی که به خودتان احترام می‌گذارید، به همان میزانی که خودتان را لایق دوست داشته شدن و احترام می‌دانید دیگران شمارا دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.

دوست داشته شدن شما هیچ ربطی به تناسب اندام شما ندارد. اگر راه رو روش این کار را بدانید فارغ از اینکه چه اندامی دارید همه عاشق شما خواهند شد و به شما احترام می‌گذارند و روی شما حساب باز می‌کنند. خواه 60 کیلو باشید خواه 90 کیلو یا 120 کیلو.

وزن شما ملاکی برای دوست داشته شدن شما نیست.

تا تبدیل به یک هپی فت نشوید هیچ اتفاق خوبی برایتان رخ نخواهد داد.

AMIN-JAFARI

6 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سلام ودرودبرشمااستادگرامی
    مثل همیشه زیباوواقعی بودمقاله تان ومثل کارهای قبلی، تمام مساءل زندگی انسان رادر برمی گرفت. روانشناسی، جامعه شناسی، خانواده درمانی و… اصولادرکلاس های شماهمیشه یه هم حسی وجودداره که باعث جذابیتش میشه. سپاسگزارم

  • سلام و روز خوش امین جعفری عزیز همواره شادکام باشید .
    من مقاله تناسب اندام را بهتر بشناسیم و خواندم و باهاتون کاملا موافقم ، به شکلی ریشه یابی کردید که ما به دنبال تناسب اندام هستیم برای بهتر دیده شدن ، جلب توجه و تایید و مورد محبت قرار گرفتن ،در مورد خودم باید بگم همسرم در بیست و دو سالی که با هم زندگی می کنیم حتی حتی برای نمونه یک بار هم درباره چاقی من صحبتی نکرد به من بی توجهی نکرد یا حتی اشاره ای هم نکرد که مبنی بر شکایت و عدم رضایتش از من باشد و همیشه به من گفت همه اینها جزئی از،زیبایی تو هستند. همیشه سعی می کرد منو از جفایی ( رژیم های سخت ، ورزش های سخت ، حال ناخوشم ، اعصاب بهم ریخته ام از اندامم و… )که به خودم و به بدنم داشتم یجورایی منع کنه و در مورد جامعه هم بخوام بگم همیشه مورد توجه و لطف بودم و همیشه روابط اجتماعی خیلی خوبی رو گذروندم و چاقی من باعث نشد که کسی منو طرد کنه اما با وجود این بازخورد های مثبت ، خودم همیشه اصرار به داشتن همان اندام گذشته و قدرتمندی که داشتم را داشتم و دارم . از زمانی که دچار دردهای مهره ای کمر و گردن شدم و سالهای سختی را در رختخواب سپری کردم و تمام پزشکان بر سرم کوبیدند تا لاغر نشوی خبری از بی دردی نیست و من نتوانستم به آنها بفهمانم که استراحت های مطلق طولانی مدتی که به من دادند با داروهای کرتونی به شدت مرا افسرده کرد و کم کم اضافه وزن و خمودگی و بیچارگی نصیبم شد ، آن زمان بود که من به وسواس بیشتری دچار شدم در حوزه تناسب اندامم و به دور تسلسل افتادم . اینها را گفتم تا منو راهنمایی کنید
    ضمن تشکر بی پایان از همراهی و آموزه های عالی تون.🙏🌹

    • سلام بر خانم شیرین
      سپاس بابت ثبت دیدگاه
      اول اینکه بهتون تبریک میگم بابت داشتن همسری فهمیده و باکمالات. و دوم اینکه این خیلی عالیه که روابط اجتماعی مناسبی دارید و در این مورد دچار مشکل نیستید، این میتونه خیلی بهتون در رسیدن به اندامی که شما خودتون رو لایقش می دونید کمک کنه. در مورد شما باید بگم که در دوره بهترین سال زندگی من تمرکزم رو کامل روی چنین موضوعاتی گذاشتم و دقیقاً توضیح دادم که افراد مختلف با توجه به شرایط مختلفی که دارن چرا به دنبال تناسب اندام هستند و چرا به اون دست پیدا نمیکنند. مورد توجه قرار گرفتن و دوست داشته شدن فقط از طرف دیگران نیست! اولین کسی که ما تلاش میکنیم که رضایتش رو جلب کنیم درون خودمونه! دورن ما قدرتمندترین نیرویی هست که ما باید رضایتش رو جلب کنیم و مرود تائید اون قرار بگیرم. خود ما هم باید به خودشناسی خوبی دست پیدا کنیم و با درون خودمون هماهنگ باشیم. بعضی از مواقع این عدم هماهنگی منجر به اضافه وزن میشه. شما شاید خودآگاه همه چیز رو پرفکت و عالی بدونید و هیچ مشکلی رو در زمینه تائید شدن در افکار خودآگاهتون پیدا نکنید. اما در درون شما مسائل به این شفافی نیستند. درون شما پیچیدگی های خاص خودش رو داره و هر اتفاق به ظاهر بی اهمیتی میتونه روش تاثیر عمیقی بذاره. همین بیمار شدن شما، همینکه مدت ها روی تخت خوابیدید میتونه آسیب شدیدی به روح شما و درون شما وارد کرده باشه. باید خیلی عمیق و موشکافانه برسیش کنید و مشکل کار رو پیدا کنید. به امید خدا در دوره بهترین سال زندگی من همونطور که از اسمش پیداشت بهترین سال زندگی تون رقم میخوره و شما میتونید این مشکلتون رو حل و فصل کنید و به صلح با درونتون برسید و به اندامی دست پیدا کنید که برای شما با توجه به شرایطی که دارید بهترین اندامه ..
      موفق باشید و برقرار

    • سلام اقای جعفری،چه مقاله زیبایی مثل همیشه،امروز باخوندن این مطالب منم به گذشته سفر کردم،اصلامتوجه این همه چربی اضافه نبودم خوش وخرم زندگی میکردم صدای خنده هام همسایه بالایی روبه خنده وا میداشت کلاازصفاتم خنده روییم بود که اطرافیانم کم کم گوشزد میکردن چاق شدی واگر قدبلندتری داشتی بهتربوددیگه ورق زندگیم برگشت ازقد کوتاهم واسکلت ظریفم بدم می امد این ها رو باعث بدبختی وچاقی خودم میدونستم .احساس حقارت من هرروز بیشتر میشدواز چاقی متنفرتر وجذب بیشتر چاقی وحرفهای ناخشنود به خاطر اسکلتم.انگار خدا از زندگی من رفته بود افسردگی های وحشناک رو سه بار تجربه کردم تا این که از خود خالق مهربونم کمک خواستم اقای جعفری شما پنج ماهه فرشته نجاتمین من پنج ماهه بهترین بهار وتابستون رو دارم تجربه میکنم از دید جامعه متناسب نیستم ولی اون خنده هایی که تبدیل به قهقه میشد برگشت .انشالله خداوند همیشه شادتون کنه من دنبال عزت نفسم که نفهمیدم چطوری از دستش دادم.بازم ممنونم اقای جعفری

      • سلام خانم زهرا
        ممنون بابت نوشتن دیدگاه
        خیلی براتون خوشحالم که تونستید خود واقعیتون رو مجدداً پیدا کنید این عالیه و بسیار ارزشمند. ان شاالله در دوره بهترین سال زندگی من، روی بحث عزت نفس خیلی خیلی کار میکنم و اونجا ریشه ای این مشکل رو به کمک الله یکتا و خود شما حل خواهیم کرد.

دیدگاهتان را بنویسید