بلاگ

جلسه نهم کارگاه فرمول رسیدن به خواسته ها

جلسه نهم کارگاه فرمول رسیدن به خواسته ها

 

سلام دوستان عزیزم

خیلی خوشحالم میکنید اگه دیدگاهتون رو برام در مورد این فایل بنویسید.

بسیار سپاسگزارم

 

 

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

36 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سلام استاد گرانقدر ،نجمه جان عزیزم و دوستان گلم
    فایل نهم مثل تمام فایلهای گذشته بی نظیر و عالی بود دقیقا با نظرتون موافقم ما انسانها بسیاری از خصوصیات خوب و بدمون از خانواده هامون به ارث میبریم دقیقا مثل ظاهرمون همانطور که نباید به امتیازات ظاهریمون مغرور بشیم یا از ایرادات ظاهریمون نا امید چون نقشی در به وجود امدنشون نداشتیم در مورد حسن و عیب های رفتاریمون هم صدق میکنه با این تفاوت که ما اگر بخواهیم و اگاه بشیم از امتیازات و ایراداتتمون میتونیم انها را تقویت و تضعیف کنیم البته اگر بخواهیم بگوییم چون در خانواده ای مثلا مهربان به دنیا امده ایم پس ناخوادگاه مهربانیم کاملا صحیح و نباید به این امر غره شویم ولی با این دیدگاه دیگر نمیتوانیم ایراداتمون بر طرف کنیم چون خانواده نامهربان بوده پس من نامهربانم و قابل تغییر هم نیست این دقیقا راحتترین راهیست که انسان می تواند انتخاب کند تغییر دادن خودمان بسیار سخت و طاقت فرسا می باشد به نظر من شکر گذاری یعنی اگر من در خانواده ای با امتیازات مثبت پرورش یافته ام باید این امتیازات را پرورش دهم و اگر ایراداتی از خانواده گرفته ام که باعث ازار خودم و دیگران می شود سعی در برطرف کردن یا کمرنگ کردنشان داشته باشیم و در رفتار با دیگران اگر ما بپذیریم که ان فرد در چه محیطی پرورش یافته و شاید رفتارهایی از او‌که به نظر ما ایراد می باشد اکتسابی از خانواده اش باشد حتما راحتتر با او کنار خواهیم امد البته این تجربه شخصی خودم می باشد
    استاد عزیز ممنون که هستید و اینقدر زیبا مسائل را برای ما باز میکنید و اگاهییهایی که شاید در هیچ‌کجای زندگی پیدا نکردیم به ما می دهید .

    • به به بانو عبداله زاده‌ی عزیز
      ایام به کامه؟
      سپاسگزارم بابت لطف شما
      امیدوارم که هر روز در این مسیر شاهد پیشرفت همه‌ی شما دوستان عزیزم باشم

      • سلام اقای جعفری بزرگوار
        ممنون ایام عالی و تمام تلاشم برای به کام کردنش می باشد امیدوارم برای شما و خاتواده عزیزتون و همه دوستان هم همیشه بهترینها از دنیا نصیبتون بشود.

  • سلام اقای جعفری روزتون خوش
    اول که شروع کردم به نوشتن تمرین جلسه نهم ونوشتن خصلت های خوبم دیدم که من خیلی مهربونم ودل رحم ومیتونم بگم این مهربانی هم نقطه قوت منه هم ضعف چون خیلی جاها از زندگیم بیش ازحد خودم روفدا کردم ونادیده گرفتم وموقع نوشتن خصلت هایی که دوستشون ندارم پنج شش تایی نوشتم ودیگه چیزی به ذهنم نیومد ولی ناخوداگاه یک صفحه از دفترم روبراش باز گذاشتم
    استاد من باگوش دادن به فایلهاتون هربار یک قسمت از زندگیم جلو چشمم مثل پرده سینما باز میشه یادم اومد من درخانواده بزرگ شدم که مادرم خانه دار وواقعا مدیریت تمام دخل وخرج منزل بدستش سپرده هست وبه نحو احسن کار میکنه مادربزرگم خدابیامرز هم حتی بعدازفوت اقابزرگم به همین شیوه بود وزبان زدخاص وعام بوده استادوقتی من تو یک خانواده بزرگ شدم که مادرم بدون گفتن ودعوا،تمام وظایفش روبه نحو احسن رفع ورجوع میکرد دست ودلباز وهمیشه همسایه ها مامانم نظم وپاکیزگی رومساوی با فاطمه خانم میدانند
    این نظم وپاکیزگی ومدیریت از اول درمن نهادینه شده ومشکل زمانی پیش اومد که در خانواده ای قدم میزاری که همه چیزهایی که برای من ارزش بوده دیگه اونجا بشه ضدارزش، بشه مسخره ،بشه اسراف ،چند سالی تحمل ومهربانی ولی ازیک جایی به بعددیگه اذیت میشدم تحملش سخت بود گریه میکردم باشنیدن فایل مسیرهای عصبی انگاری ارام ترشدم قضاوتم کمرنگترشد ولی به گفته شما به یک چیزهایی در درونم افتخار میکردم به صفات زیبایی که ارث رسیدن به من ومن “تلاشی” نکردم خداالهی من رو ببخشه فکر میکنم با این نگاه جدید ارام ترازقبلم زندگی کنم . تا خر شب متوجه شدم که بر خشم وعصبانیت خودم باید کارکنم.واینکه وقتی بیمارم توقع توجه دارم علتش روهنوز درک نکردم ولی فهمیدم این عدم توجه بازمن روعصبانی میکنه .
    استاد ممنونم بخاطر اموزش های نابتون

    • ممنونم ازتون برای ثبت دیدگاه بانو دهشیبی عزیز
      خوشحالم که این جلسه براتون مفید بوده.

  • بادرود فراوان خدمت شمابزرگواران .استاد خداییش شما باصحبتتاتون اون روی خودمونوبه مانشون میدین من تاقبل این وویس فکرمیکردم داشتن یک خصلت خوب ازکودکی یک نکته مثبت برای منه وکلی توذهنم ناخداگاه دیگران روقضاوت میکردم ولی الان یجوردیگه نگاه میکنم وچقدر قضاوت ذهنی کم میشه ممنون ازشما ازاینهمه درایت ودوراندیشی وشناسوندن خودمون به خودمون که بالاترین درس معنویه چون بقول مولانا گربه خودآیی به خدایی رسی .ارزوی من ارامش وشادی درونی برای هممون هست .سپاسگزارم

  • احمد:
    سلام و بنام خدا

    این آقای عزیز چقدر آدم خراب کنه،!
    یه حرفایی می زنه که باور کردن اونها سخته!
    چه چیزا!
    می گه که خوب بودنت بدرد نمی خوره ،!
    بابات خوب بوده ،تو هم خوبی!
    عموت خوش اخلاقه ،تو هم هستی!
    مگه تو رباتی که برنامه ریزی کردن،و بدون اجازه اونا نمی تونی کاری بکنی!
    این همه خوش اخلاقی کردی؟
    همه رو راضی نگه داشتی!
    براشون کلی بالا و پایین کردی!
    یا تویی که تو بچگی آچار به دست بودی و حالا که مکانیک شدی ،همش الکیه!
    مهندس شدنت ذاتی بوده تو بیخودی ،بیخودی رسیدی اینجا!
    اینا هیچ کدومشون امتیاز نیست!
    خودت رو الکی کشتی!
    گفتم که آخر به یه جایی می رسونه که بگه هیچی نیستی!
    این همه در قبال نزدیکانتان از خودت گذشتی ،چرا ،چون بابات این کار رو می کرد!
    همینه که هست!
    حالا اگه حق خودت رو طلب کنی یه آدم بدرد نخوری!
    این رسمشه!؟
    چرا؟!
    اون موقع که تو سیگار نکشیدی بخاطر این بود که بابات سیگاری نبود،!
    ولی بابا چهل سال بود که سیگاری بود و تازه ترک کرده بود ،اره سیگار کشیدن کار بدی بود ولی خیلی ها این کار بد رو می کردن و کلاس داشت !
    و تو بی خودی به خودت این همه سال فهموندم که اره این من بودم که نکردم،!

    و حالا از موقعی که با این گروه آشنا شدی ،شدی یه آدم !

    اره خیلی حرفهایی که می زنی آدم رو راضی می کنه!
    دلم به حالم می سوزه!
    بهت حق می دم!
    باهات همدردی می کنم!
    انگار تو راست می گی!
    من که ربات نیستم!
    هر کی هر جوری دوست داره منو برنامه ریزی کنه!
    همش خودم و خودم!
    منه من!
    خود خودم!
    آهان همینه که هست!
    ولی ای همیشه همراه من،همین آقای محترم تو حرفاش یه چیز خیلی مهم گفت .
    گفت:
    گفت که گیرم همش من بودم ولی از این همه چی بدست اوردم؟
    چقدر بهم اضافه شد؟!
    (خیلی ،از ۶۰ کیلو شدم ۱۱۲ کیلو)

    آری استاد،
    این همان نجواهای بود که در حین گوش دادن به فایل جلسه نهم همش همراهم بود،!
    ولی این بار می فهمم!
    درکش می کنم!
    خیلی داره به اون سخت می گذره!
    داره خورد میشه!
    میشکنه!
    زجر آوره!
    گریت در می آد!
    ولی استاد داره از توش یه چیزای خوبی بیرون می آد!
    شکننده است !
    ولی نه همانند بلوری که از بین می ره و با ارزش است!
    بلکه شکننده است برای کوه یخی که از درونش شاخه گلی زیبا نمایان است و نوید بهاری زیبا را می دهد،!
    نوید پیروزی!
    نوید آزادی!
    نوید گرمی و طلوعی دیگر!
    و طلوعی از جنس غرور!
    غرور بندگی ذاتش!
    و از شما برای این شکستن در خود و منیت خویش سپاسگزارم!

    • اول کامنتتون شوک شدم جناب استاد رمضان عزیز
      چقدر عالیه که از جنبه های مختلف خودتون رو مورد بررسی قرار میدید
      مرحبا به شما

  • سلام جناب آقای جعفری خسته نباشید وتندرست باشید.
    فایل بسیار عالی بود موضوع به این مهمی رو چرا دودل بودید که بیان کنید.
    من همیشه از عصبی بودنم ناراحت بودم با گوش دادن به این فایل با انگیزه ی بیشتری روی خودم کار میکنم تا بتونم خودم رو کنترل کنم وعصبانی نشم چون فهمیدم با این تغییر پاداش میگیرم من وقتی خصوصیات خوب وبدم رو لیست کردم متوجه شدم اکثرش رو همه ی خانواده ام دارن به جز تعدادی از خصوصیات خوبی که فقط من داشتم به لطف خدا .وبا این نکته ای که یاد گرفتم یعنی این خصوصیات خوب رو با سعی وتلاش خودم بدست اوردم وخیلی خدارا بابتش شکر کردم .خداوند بعضی کم وکاستی ها را در وجودما قرار داده تا ما خودمون به حرکتی کنبم واون نقیصه رو بر طرف کنبم وبه کمال برسبم .بابد همش در حال پیشرفت باشبم رو به بالا .
    پله پله تا ملاقات خدا .

    • سلام بانو افضلی عزیز
      خوشحالم که دیدگاه و نگرش متفاوت و جدیدی براتون ساخته شد.
      این مسیر رشد و رسیدن به کماله
      موفق باشید

  • به نام حضرت دوست که ما هر چه داریم همه لطف اوست
    سلام و درود به جناب جعفری بزرگوار و پشتیبان محترم خانم خیری گل و خانواده بزرگ هپی فت
    تمرین جلسه نهم
    واقعا فایل بسیار جالب و جذابی بود که باید با گوش جان گوش’میکردیم و عمیق میشدیم در این آگاهی نابی که دارید مطرح میکنید واقعا قابل تامل بود من اگر چه استعداد ها و صفات خوب زیادی دارم و به این موضوع آگاهم امابه لطف خودش هیچوقت مغرور صفاتم نشدم حداقل یادم نمیاد و همیشه عنوان میکردم که من هر چی دارم از لطف خداست و میگفتم خدایا شکرت که منو اینگونه آفریدی و بابتش خدا رو شکر میکردم و اما سعی ام بر این بوده که خودم رو بهتر بشناسم و نقاط ضعفم رو برطرف کنم تغییر کنم و رشد کنم اما این مطلب و آگاهی که شما مطرح کردین خیلی برام جالب بود چون تا حالا نشنیده بودم و از این دیدگاه به موضوع تغییر نگاه نکرده بودم و این فایل شما منو یاد این جمله انداخت که انسان اگر دو روزش مثل هم باشه ضررکرده و این جمله اهمیت تغییرو رشد و تلاش کردن رو نشون میده اون سخن پروردگار رو که ما مطرح کردین نشونه تفاوت انسان با بقیه مخلوقات و موجودات هست که انسان با تلاش کردن و حرکت کردن و تغییر کردن و عمل کردن هست که میتونه در جایگاه خلیفه اللهی خودش قرار بگیره و اینجاست که نیاز به ابزاری مثل تفکر ؛ اراده ؛ انتخاب ؛ تصمیم و آگاهی برای انسان معنا پیدا میکنه انسانی انسان واقعی هست و جانشین خداوند که از این ابزارها استفاده کنه در مسیر رشد و کمال و کامل شدن نه اینکه دچار روزمرگی بشه و به رباطی تبدیل بشه که در رده بقیه موجودات قرار بگیره و فقط یه سری کارهای تکراری انجام بده تغییر درد داره شجاعت میخواد هدف میخواد عشق میخواد وقتی این نگرش داشته باشیم از تغییر لذت میبریم درد نمیکشیم واقعا فایلهای شما آدم رو به تفکر و تامل عمیق میبره واقعا سپاس فراوان از شما و سپاس بیکران از پروردگار که از زبان شما با ما حرف میزنه و راه درست زندگی رو به ما نشون میده …حق یارتون

    • ممنونم خانم اسلامی پور عزیز
      خوشحالم که این فایل تونست براتون مفید باشه و دید جدیدی بهتون بده..

  • درود بر شما استاد عزیز
    فایل بینظیر و شگفت انگیزی بود، با شنیدنش هیجان زده شدم و بابت این آگاهی بسیار خدارو شکر کردم. در طول عمرم هرگز نه جایی خوندم و نه کسی به من گفت این موضوع بسیار مهم رو، اولین باری بود که به این آگاهی رسیدم و خوشحالم و هیجانزده.
    این چند روز یه کوچولو دچار وسواس شدم و خییییلی مواظب رفتار و کلامم هستم که دچار منیت نشم.
    و بسیار این فایل بهم آرامش داد از اینکه متوجه شدم رفتاری رو که دوسش ندارم، که البته ورد زبونم بود که این مسئله ارثیه، و انجام میدادم پس بخاطرش مجازات نمیشم!!!
    عصبانیت و پرخاشگری را میگویم؛ همیشه از اینکه زود از کوره در میرفتم ناراحت بودم و رنج میبردم و احساس خوبی نداشتم.
    در طی این یکسالی که وارد هپی فت شدم فقط دوبار عصبانی شدم اونم خیییلی کوتاه و زودگذر بود چون یاد گرفتم ناراحت بشم اما در ناراحتی نمونم، و تمام تلاشم همین بوده.
    حالا که این فایل رو گوش کردم بسیار خرسند شدم که درصدد این براومدم که یکی از اخلاقایی که دوسش ندارم رو اصلاح کنم.
    من هم در خانواده ای بسیار مهربان بزرگ شدم همیشه بابت مهربان بودنم خوشحال بودم و میگفتم خوش به حالم که مهربونم و بد به حال اونایی که نامهربونن، خدا کمکشون کنه!
    الان فهمیدم که همچین هنر نکردم که مهربونم چون تلاشی براش نکردم اما بااااید این مهربونی رو پرورشش بدم و تمام تلاشم براین باشه که اون خصوصیات اخلاقی که دوسشون ندارم و در من هست رو اصلاحشون کنم.
    بینهایت سپاسگزارم بابت این فایل فوق العاده عالی و اثرگذار که من حالم خوبه باهاش😍

    • سلام خانم غلامی عزیز
      سپاسگزارم از شما
      خوشحالم که این فایل تونست بهتون کمک کنه
      پاینده باشید

  • بنام الله
    با عرض سلام
    تمرین جلسه نهم از کارگاه فرمول رسیدن به خواسته ها
    در باب سعی و عمل:
    فرشتگان و ملائک در دایره ی تکلیف اختیاری نبوده و تحت تاثیر هیچگونه جاذبه ای قرار نمیگیرند ولذا لغزشی برای آنان نیست.‌
    خورشیدوماه نیز اختیاری از خود ندارند و میلیاردها سال به همین منوال هستند تا به خواست و اراده ی پروردگار، در زمان موعود ، خاموش و یا متلاشی شوند.
    این انسان است که علیرغم اینکه در معرض و میدان انواع جاذبه های ضد الهی قرار دارد لکن به اذن پروردگارش میتواند تمامی قوه ها و استعدادهای خویش را تبدیل به خواسته های خداوند نماید.
    لذا این قدرت اختیار و انتخاب و تصمیم‌گیری و عملکرد انسان است که مایه ی رجحان و‌برتری او نسبت به ملائک‌می باشد.
    حضرت علی (ع) فرموده اند:
    خداوند در ساختمان ملائکه، عقل را بدون شهوت و در حیوانات، شهوت را بدون عقل، مستقر ساخته است. اما در اولاد آدم، هر انسانی که عقلش بر شهوتش پیروز گردد، برتر از فرشته است و هر انسانی که شهوتش برعقلش غلبه کند، پست تر از حیوان است. بنابراین اگر انسان باتکیه بر نیروی خدادادی عقل خود، سعی و تلاش نموده و باعملکرد صحیح و خداپسندانه میتواند روح‌خود را به کمال والای انسانی برساند و لایق مقام خلیفه الهی گردد.
    و اما در باب منیت و خود خواهی که بزرگترین مانع کمال انسان است؛
    انسان باید به فقر وجودی خود نسبت به پروردگارش، توجه ودقت داشته باشد و یک لحظه از آن‌غفلت نورزد و باید به یک خودشناسی و خداشناسی واقعی برسد که چه بوده و حال چه هست و چه میتواند باشد؟! و چنانچه لطف خالق نباشد، چه خواهد شد؟ و آیا اصلا وهرگز میتوانسته موجودیت‌ داشته باشد؟!!!
    منیت و خودبینی نشانه ی جهل انسان است پس اگر‌انسان جهت رهایی از جهلش، سعی و تلاش کند، دیگر جایی برای منیت در وجودش باقی نخواهد ماند. انسان اهل معرفت، بقدری از عظمت خداوند و خلقت خالق و نیستی و ناچیزبودن خود‌آگاه است که هرگز انگیزه و دلیلی برای منیت نمی یابد.
    مسلما انسانی گناهکار با زمینه خطایی خارج‌از منیت، به‌واسطه گناهش، هیچگاه مغرور نمیشود و این انسان به ظاهر بی گناه است که باید خیلی مراقب باشد و بداند که در صورت خودبینی و منیت، همانند شیطان دچار گناه و‌گمراهی یعنی صفت مذموم منیت و خودبینی نگردد.
    از سخنان گهربارپیامبر اکرم(ص) است که می فرماید:
    گاهی انسان گناه میکند و پشیمان میشود. سپس عمل نیکی انجام میدهد و خوشحال میشود و از فرط شادمانی، از حالی که تا قبل از انجام آن عمل نیک داشته، بخود مغرور گشته و تنزل میکند. پس اگر بر همان حال گناه باقی می ماند، برایش بهتر بود.
    از نگاه مولانا،
    غرور ناسالم و بزرگ انگاشتن خود، مانند بالا رفتن از پلکان نردبان است. هرچه در پله ای بالاتر باشیم، زمین خوردمان نیز سخت تر خواهد بود.
    نردبان این جهان ما و منی است
    عاقبت این نردبان افتادنی است
    لاجرم هرکس که بالاتر نشست
    استخوانش سخت تر خواهد شکست
    منیت و غرور بیش از حد، نه تنها باعث دوری از دیگران میگردد بلکه نوعی خودشیفتگی محسوب شده وموجب توجه به امیال خود و عدم توجه به خواسته های دیگران میگرددلذا عیوب شخصی خویش را نادیده گرفته و عیوب دیگران را جار میزند و «کور خود و بینای مردم»
    می شود.
    انسانی که نمیتواند واقعیت وجود خود را ببیند در دراز مدت متضرر میگردد زیرا که خود را کامل و بی نقص می دانسته و نیازی به تغییر و رشد را در خود احساس نکرده است!
    لذا بر همه ما انسانها ،
    نظارت مداوم بر وجود خویشتن و سعی و تلاش برای رسیدن به کمال انسانی، لازم و‌ضروری است.
    ومن الله التوفیق

    • بانو نیک نژاد فرهیخته مثل همیشه سرشار از آگاهی و اطلاعات ناب بود کامنت شما
      ممنونم ازتون که وقت میگذارید و ماحصل اطلاعات و تحقیقاتتون رو برامون مینویسید
      یک دنیا ممنونم

  • سلااااااام😊
    نمیدونم باورتون میشه یا نه،ولی این چندمین باره برام سوال پیش میاد و شما دقیقا به سوال من جواب میدین تو فایلاتون،
    چند روز پیش داشتم فکر میکردم که چرا شوهرم اینقد همیشه منتظر یه اتفاقه،؟
    مثلا چند روز پیش رفتم خونه دخترم موقع برگشت توراه واستادم یکم خرید کردم گوشیمم تو ماشین،شوهرم زنگ زده بود منم که درحال خرید،وقتی سوار شدم دیدم زنگ زده بعد بهش زنگ زدم دیدم چقد نگران شده که جواب ندادم میگه فک کردم تصادف کردی یا یه اتفاقی برات افتاده،بعد با استرس گف الان حالت خوبه چیزی نشده؟میگم اخه چرا زود نگران میشه چرا فکرای منفی میاد سراغت زود،میگه دست خودم نیست،الان که دارم فکر میکنم میبینم تو خونشون مامانش این اخلاقو داره همیشه منتظره یه اتفاقه ،همیشه استرس داره،مثلا بیرون یه صدای ترمز ماشین بیاد میگه حتما یکی رف زیر ماشین و مرد،دست خودشونم نیست
    خیلی برام جالب بود که به سوالی که داشتم رسیدم،شوهرم تا حالا خیلی تلاش کرده ولی این اخلاقش درست نمیشه
    استاد فایلتون عالی بود عالی کمه محشر بود محشرم کمه فوقه فوق العاده بود،سه بار گوش کردم و هر سه بار باز اشک و لبخند اومد سراغم،هیچوقت بخاطر نکات مثبتی که دارم مغرور نشدم و همیشه از خدا تشکر کردم ،پارسالم یه اخلاق بدمو با کمک خدا کنار گذاشتم و چنان آرامشی تو قلبم اومده که حد نداره،برای همینه که هر از گاهی میرم یه جایی که هیشکی نباشه و فریاااااد میزنم خدایاااااا دوستت دارم عاشقتم،ممنونم ازت بخاطر همه چی،کمکم کن بتونم بنده خوبی برات باشم ،استاد خیلی خیلی خوشحالم که هپی فتی شدم ،از خدا میخام تمام دنیا هپی فتی بشن و لذت ببرن از زندگیشون 🌹

    • با سلام بر خانم شمس عزیز
      خیلی خوشحالم که این فایل تونست بهتون کمک کنه که جواب پرسشتون رو متوجه شید.
      ممنونم برای لطفی که همیشه نسبت به من داشتید
      و امیدوارم که این فایل بهمون کمک کنه که هیچ وقت دیگران رو قضاوت نکنیم.

  • سلام خدمت شماکه ازبهترینهاهستید
    خییییلی خوشحالم
    خوشحالم به خاطره مهرتاییدی که بااین فایل پای افکارم زدید
    همیشه باهمه وجودمطمئن بودم که خداتلاشمومیبینه
    اگراونطورکه بایدموفق نبودم،بازم دلم گرم بودکه همه تلاش خودم راکرده ام
    حالاباگوش دادن به این فایل احساس میکنم انگیزه ای بیشترازپیش پیداکردم ودیگه حتی لحظه ای نسبت به حسم ،اینکه خدابه تلاشم نگاه پرعطوفت داره شک نمیکنم
    استادممنونم به خاطره کلام ساده وشیواتون
    انچه ازدل برآید،لاجرم بردل نشیند
    آرزوی سلامتی براتون میکنم⚘

    • ممنونم خانم شمس عزیز
      قطعاً که خدا عالم به همه چیزه و از نیت همه‌ی ما با خبره.
      ما که سمت خودمون رو درست کنیم، همیشه سمت خدا درسته، شک نکنید.

  • سلام
    انصافا دست مریزاد جناب جعفری
    ما برون را ننگریم و قال را
    ما درون را بنگریم و حال را
    من هنگام گوش دادن به این فایل یه چیزی در مغزم جرقه زد! با شما در میان میگذارم ببینید درسته یا نه؟!
    اینکه مولانا درد رو ستایش میکنه و برای ما نامتعارف به نظر میاد! لابد درد تغییر است، درد بهسازی خود!!
    من درد تو را ز دست آسان ندهم
    دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم
    از دوست به یادگار دردی دارم
    کاین درد به صد هزار درمان ندهم

    من بهش میگم درد خوشمزه! ! !

    دستتون درد نکنه، خیلی عالی بود، خیلی!!

    • مرحبا به شما جناب کریمی دوست داشتنی
      دقیقاً درسته، مسئله نوع نگرش افراد به موضوعاته
      نگرش بزرگان این بود که این درد یعنی رشد کردن، یعنی نزدیک شدن به معشوق
      ما جون میکنیم برای تغییر، چون تغییر رو سخت و طاقت فرسا می دونیم، دلیلش هم اینه که تغییرات رو صرفاً برای بدست آوردن یه نیازی انجام میدیم. من تغییر کردم چرا پس همسرم تغییر نکرد، دیدی فایده ای نداشت!!! تغییر نمیکنیم که بزرگ شیم که گذر کنیم از این من حال حاضر.
      تغییر اگر صرفاً برای رشد کردن و رسیدن به معشوق حقیقی باشه هم به قول شما خوشمزه میشه، هم عاشق درد اون تغییر میشید.
      سپاسگزارم که دیدگاه ثبت کردید.

  • سلام
    استاد عاااااالی بود
    همیشه واسم سوال بود این مسئله و الان با این فایل واقعا به عادل بودن خدا بیشتر ایمان پیدا کردم
    عین عدالت هست .
    ممنونم از فایل خوبتان

  • درود و مهر امین جعفری عزیز
    فایل و چندین بار گوش دادم
    من برعکس آنچه شما گفتید در زندگی ام تجربه کردم شما تا حدود زیادی از وقایع زندگی من حتی از کودکی تا امروز مطلع هستید
    می خواهم یکی از محاسنم را بگویم و درباره اش توضیح دهم
    مهربانی یکی از خصوصیات بارز من هست که از کودکی به شدت داشتم هنوز هم دارم
    ولی من اصلا در خانواده مهربانی بزرگ نشدم همیشه جنگ و مشاجره بود هیچکس با دیگری مهربان نبود هیچ کلام محبت آمیزی رد و بدل نمیشد هیچکس به دیگری کمک نمیکرد هیچکس دیگری را دوست نداشت همواره اوقات پر تنشی را می گذراندم و همیشه گوشه اتاقم پنهان می شدم صداها را نشنوم قیافه های عصبانی و بر افروخته را نبینم فحش نشنوم کتک نخورم تمام سالهای عمر مجردی من اینچنین با ترس و دلهره و تاریک گذشت
    اما تمام این سالها محبوب دوستانم ، همکلاسی هایم معلم هایم بودم و بیشترین بازخوردشان نسبت به من ، بابت مهربانی من بود و البته پر شور و پر هیجان صحبت می کردم خیلی راحت ارتباط برقرار می کردم که انروزها دلیلش نحوه کلام و صحبت کردنم بود که نظرها را جلب می کرد همیشه با لحنی مهربان و فروتنانه رابطه کلامی برقرار می کردم
    من برای مهربان بودنم روزگار تلخی را سپری کرده بودم و می کردم همیشه تمام کارهای عقب مانده مادرم را با وجود سن خیلی کمم انجام میدادم و ته دلم این بود که او نباید خسته تر بشود چون معلم و کارمند بود
    بزرگ تر که شدم نامهربانی خانواده پیامش به من این بود که تو نباید نامهربان باشی تو نباید رنج کشیده ات را به دیگری بدهی با نامهربانی پس من این را خودم بدست آوردم و هدیه خانواده ام نبود
    ( چطور کسی که فقط بی مهری و بی توجهی دیده می تواند مهربان باشد؟؟چه اتفاقی می افتد؟؟)

    و اما هدیه خانواده ام به من عصبانیت و ناسزا گویی بودکه بعدها در زندگی متاهلی خودش را نشان داد و حسب بر قضا شخصی شد همسرم که انتخاب تام پدرم بود و جنس رفتارهایش با من دست کمی از خانواده ام نداشت فقط مدلش فرق می کرد و من ۲۴ سال تا امروز در تاهل به اشکال مختلف چشیده ام
    اما من ۵ سال پیش توانستم با سعی و تلاش و اموزش گرفتن و تعهد این جنبه فحش دادن را در خودم بمیرانم و به جایش اگر همیشه گل نگفتم اما توانستم سکوت کنم و به ناسزا گویی نرسم و اگر رسیدم از هر ۱۰۰ بار یک بار رسیدم از این بابت خوشحالم اما این تغییر بزرگ هیچ تاثیری در رابطه من نداشت و من امروز در نقطه پایان این رابطه هستم اما از اینکه توانسته ام این خصلت زشت را به زیبا تبدیل کنم خوشحالم و این فایل شما بارقه ای از امیدی بزرگ تر در من ساخت
    من بیشتر باور کردم که می توانم و بیشتر باور کردم چقدر قدرتمندم
    و بیشتر تسلیمم به اینکه هر چه بر من می گذرد به اذن خالق یکتا، بهترین من است و من تسلیمم.
    باید اعتراف کنم در مورد منیت منهم دچار اشتباه شدم یا اگر نه شما آموزگار عزیزم بعد از توضیحاتم راهنمایی کنید
    من از فایل ۸ منیت را اینگونه در خودم معنی کردم
    اینکه اگر امروز رفتار ناخوشایندی که سالها در رابطه رنجم داده را دیگر نمی توانم تحمل کنم با وجود تمام تغییراتی که در توانم بود در خودم و شخصیتم ایجاد کرده ام دیگر نمی توانم در صلح و دوستی با طرفم باشم و اصرار دارم که جایگاهم را عوض کنم یا به عبارتی دیگر هیچ جور کوتاه نمی آیم (بعد از ۲۴ سال) این یعنی منیت؟؟؟؟
    اینکه من دیگر نمیخواهم در مکانی بمانم و رابطه ای که همواره ارزش ها در آن نادیده گرفته می شود، یعنی منیت؟؟؟؟
    سوال من از شماست امین جعفری عزیز.
    اما در فایل ۹ اینگونه فهمیدم که منیت یعنی فخر فروشی به محاسنی که داری به توانایی های که داری و اینکه. خالق را نادیده گرفتن و فکر کردن اینکه هر چه هستم از خودمم و خودم ساخته ام و همه نیکی ها از قدرت من است نه خالقم..

    من از این روشنگری لحظه به لحظه در زندگی ام خیلی خوشحالم و با خودم عهد بسته ام که هر روز تسلیم تر از دیروز حتی شده یک قدم زندگی کنم
    هر چقدر که می توانم سعی کنم حتی به قدر یک بند انگشت
    من زندگی متعالی را بسیار دوست میدارم امین جعفری عزیز
    من هر بار صدایش کردم هر چند بار که خواندمش هر بار که در خلوت خالصانه ام دست در دستش گذاشتم دستم را بی درنگ و بی دریغ فشرد و مرا در آغوش کشید و التیامم داد
    عجیب مهربان است و نزدیک، چنان که قلبم را آغشته به نور و عشقش بغل گرفته است
    خدای را می گویم خدایی که با آموزش های شما آموزگار بینظیرم شناختم
    حالا شما بگو می توانم تسلیمش نباشم؟؟
    والله که نمی توانم..
    چقدر با ثبت این کامنت در دلم اشک ریختم خوب نمیدانم اشک شوق بود یا اشک غم از رورهایی که بر من گذشته
    اما خوب می دانم که احساس خوبی دارم همین جا در این لحطه همین حالا..
    شکر بی پایان برای وجود ارزشمندتان امین جعفری عزیز⚘🥰

    • سلام خانم عابدی نازنین
      گفتید که خانواده مهربان نبودند و شما به این نتیجه رسیدید که باید مهربان باشید.
      دقیقاً اتفاقی که برای اکثریت کسانی که جزء ثروتمندترین افراد تاریخ بودند رخ داده! آنها رنج فقیر بودن خانواده‌ انقدر برایشان زیاد بوده که ناخودآگاهشان تصمیم میگیرد که دقیقاً برعکس آنها شود و اگر زندگی نامه‌هایشان را بخوانید همگی تصمیم گرفته بودند که شبیه به پدرشان نباشند.. اهرم رنج و لذت در ذهنشان برعکس پدرشان بوده.
      و از خصوصیت اخلاقی گفتید که هدیه خانواده به شما بود و شما آن را با تلاش اصلاح کردید. این عالیه..ولی برای چه اصلاحش کردید؟!!!! برای اینکه همسرتان تغییر کنید؟!!! یا برای اینکه خودتان آن اخلاق را دوست نداشتید؟!!
      نکته همیجاست که ما تغییراتی ایجاد میکنیم به امید اینکه چیزی به دست بیاوریم، تغییر میکنیم که فرزندمان تغییر کنید، مهربان میشویم که همسرمان تغییر کند و این تغییرات به عقیده‌ی من آرامش عیقی را برایمان به ارمغان نمی آورد، چون آخر کار می گویئیم ما اینهمه تلاش کردیم و تغییر کردیم، ولی چه فایده، همسرمان همان بوده که هست..
      خدا آگاه به سِر دلهاست. اگر برای خودمان، برای ارتقاء شخصیت خودمان تلاش کنیم و رضایت داشته باشیم به جای شکایت آن موقع است که خدا پاداش آن تلاش را برایمان آماده می کند.
      وقتی که منتظر پاداش نباشید خدا درب منزلتان را خواهد زد. تا زمانی که نگران رسیدن
      اداش باشید چشمتان به در خشک خواهد شد
      خدا سازوکارش اینگونه است که دوست دارد بنده هایش را سورپرایز کند. باید رها کنید تا سورپرایز شوید.
      منیت یعنی اینکه من تغییر می کنم تا دیگری تغییر کند..دیگری را به خودش و خدایش واگذار کنید و روی خودتان فوکوس کنید.

      • بسیار عالی و بسیار ممنونم
        چشم با همه وجود سعی می کنم نکات مهمی که در پاسخ من ذکر کردید به گوش جان بسپارم و تلاش می کنم به عمل درآورم.
        من اخلاق بد فحش دادن را فقط با یک نفر در زندگی ام داشتم در مقابل آن یک نفر هم این رفتار را ترک کردم.
        در این مورد که هیچ تاثیری نداشت و امروز نسبت به این عدم تاثیر خنثی هستم یعنی دیگر مهم نیست که فایده داشت یا نه
        ولی در کل بخاطر ترک این رفتارم بخاطر شخص خودم و رشد و کنترلی که در من اتفاق افتاد خیلی خوشحالم.

  • محششششششرررررر بوووود . من از فصاحت و شیوایی و زیبایی بیان و توضیح شما بیشتر مبهوت و متحیر شدم تا از خوده موضوع . صد البته که موضوع هم حیران کننده و هم ویران کننده و هم آباد کننده و هم بسیار آسوده کرد خیالم رو . ای کاش قبل اش توی تمرینتون اشاره میکردید که حتما یه آب قندی ، سرمی چیزی ور دستمون باشه 😊😊

    از نظر من مهارته، زنجیر کردن کلمات به هم دیگه، جوری که بتونی جملاتی خلق کنی، که ، کلام یا همون امانت خدا رو اونجور که شایسته هست به گوش شنونده برسونی ، توفیق بزرگی هست ، دستمیزاد استاد …

    توی جلسات مربوط به مسیرهای عصبی ، دلیل تفاوت آدمها باهم دیگه رو به صورت علمی توضیح داده بودید و من اونجا از بعد فیزیکال ، دلیل تفاوت های رفتاری و اخلاقی انسان ها رو پذیرفتم و تا حد زیادی صفت ناپسند قضاوت کردن دیگران، از من دور شد. و خیلی از آموزش های دیگه ایی مثل جهان های شخصی ، ضمیر ناخوداگاه که تا سن ۷ سالکی باورها یا همون عادت ها در انسان شکل میگیره ، و یا اون جلسه ی آموزشی تفاوت بین فرد نترس و شجاع که به نوع و شیوه ی زندگی آدمها و شکل گیری شخصیت اشاره داشت ، و خیلی دیدگاههای دیگه ای که به من آموختین باعث شد که من با کلامم با نگاهم با رفتارم ، تلاش کنم که دیگه کسی رو قضاوت سمی و سیاه نکنم و اخ و پیف نکنم کسی رو ….
    وقتی جلسه ی امشب رو شنیدم با اینکه یک آگاهی ناب و جدید و متفاوت از تمام آموزش های قبلی، ثانیه به ثانیه به وجودم تزریق میشد اما یه جورایی با تمام دلم با تمام وجودم درک اش میکردم و چشمام از فرط شادی و پذیرش پر از اشک …
    میدونید چرا استاد ؟ چون قبلا یک بعد زندگی منو نجات دادید . من توی جوی بزرگ شدم که اهل نماز و قرآن بودن . وقتی ازدواج کردم همسرم که یک مرد فوق العاده موجه و چشم و دل پاک و اهل روزه گرفتن بود ، متوجه شدم که توی نمازش کاهله … ( اون موقع ، نماز خوندن ، یکی از معیارهای ازدواج بود ) خییییلی داغون شده بودم . و با ایشون همیشه جر و بحث ها و ناملایمات و سرزنش ها داشتم … و حتی توی خلوتم به خدا ، گلایه میکردم ، دائم دنبال مقاله و مطالعه و سخنرانی و غیره که چطور نماز خونش کنم … آخه یکی از مواردی که میتونستم بهش بنازم و پز بدم جلوی خانواده ام ، نماز خون بودن همسرم بود و بعدها هم وقتی خانواده ام متوجه کاهل نمازی ایشون شدن ، با وجود صدها خوبی و پاکی همسرم ، سر همین قضیه مورد سرزنش قرار میگرفتم که همسرت نماز نمیخونه و …..
    من همیشه توی خلوتم گریه میکردم چون احساس سرخوردگی میکردم . بهتره بگم نمیتونستم ، نظر خانواده ام رو جلب کنم و پز بدم و بادی تو دماغ بندازم … و سرزنش کردن همسرجان همچنان ادامه داشت و ایشون همیشه کدورت به دل ….

    بسیار از خدا طلب کمک میکردم
    وارد دوره ی شما شدم . وقتی چیزهایی در مورد ضمیرناخودآگاه و مسیرهای عصبی و عادت ها شنیدم
    دلم میخواست زار زار گریه کنم که ای کاش زودتر آگاه میشدم که اینقدر این بنده ی خدا رو سرزنش نمیکردم و به نماز خوندن خودم نمینازیدم …. اونجا بود که شما این آگاهی رو به من آموختین که کسی رو سرزنش و قضاوت نکنم چون ضمیرناخودآگاه هر فرد بسته به شرایطی که در دوران کودکی ، بسته به باورهایی که از خانواده به ارث برده . بسته به نوع پرورش اش ، منجر به وقوع رفتارهایی میشه . و ما نمیتونیم و حق نداریم از خدا پیشی بگیریم .

    اما اینکه خدا چطوری به این قضیه نگاه میکنه همش واسم جای سوال بود و متاسفانه چقدر اشتباه جا انداختن مسائل به این مهمی رو …
    یادمون دادن که به مسلمون بودن مون هم بنازیم ! و غربی ها رو جهنمی بدونیم امشب شما گفتی نناز ، تو توی کشور اسلامی به دنیا اومدی .اگه جور دیگه ای میبودی جای تعجب داشت!

    و ادامه ی جریان همسرم ، من آتش بس اعلام کردم و ارمغان اش این بود که دست از سرزنش برداشتم و خیال و روانم آسوده شد و حتی دلم به رحم اومد که اینبار به جای سرزنش و کلام نیش دار ، پاشم کمک اش کنم که باور قوی و تاثیرات مثبت و مسیر عصبی نماز خوندن ، رو که خودم ناآگاهانه مفت و بدون تلاش از والدین ام به ارث برده بودم رو ، واسش احیا کنم … اینجا نمیگنجه و از حوصله خارجه که بخوام جزئیات بعد از اون جریانات و از تغییر احساس همسرم و پیشرفت اندکی که داشتن بگم …
    البته با آموزش ناب امشب شما ، دیگه نمیگم( پیشرفت اندک ) چون خداگونه نگاه کردن رویادم دادید. این ماجرا رو تعریف کردم که بگم که من قضاوت نکردن و سرزنش نکردن رو آموخته بودم اما به این نکته ی ظریف و بسیار مهم یعنی منیت نداشتن از بابت صفات ذاتی توجه نکرده بودم و همچنان حس برتری در درونم بود .
    العفو…الهی…

    آموزش امشب شما فراتر و متفاوت تر از همه ی این جریاناتی بود که تا به امروزیاد گرفتم!!!!!!!!…
    چیز وحشتناکی رو متوجه شدم !

    توی تمام این مدت که یاد گرفتم کسی رو قضاوت نکنم و خیلی از این صفتی که در خودم پرورش دادم خوشحال بودم ، امشب ناگهان متوجه چیزی شدم که سنگ کوپ کردم !!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟
    من کاملا نا محسوس و بی صدا و زیر خاکی توی تمام این مدت داشتم در یک دور باطل ، میچرخیدم … ! و حواسم نبود !
    درسته که یاد گرفته بودم که عیب های دیگران رو ریشه در ذهن ناخودآگاه و چیزهایی که درش ثبت شده و مسیر عصبی و کودکی هاشون ببینم و رو همین اساس کسی رو قضاوت نکنم و ضخم و نیش نزنم…. !ولییییییی…!!!! از اون طرف من داشتم به چیزهایی که از خودم داشتم مینازیدم !!!!!!!! به چیزهایی که تلاشی واسه به دست آوردشون نکرده بودم ! ته دلم واسه خودم کلی چرتکه مینداختم ، با پرویی تمام یه جورایی ترازوم رو سنگین میدیدم استااااااااااد !!!!!!
    قطعا محفوظ نگه داشتنشون پاداش داره چون یک تلاشه … ولی اصل بودنشون ، از تلاش من نبود و امشب از ته قلبم تسلیم شدم .

    همین امروز که داشتم تمرین رو انجام میدادم کلی کیفور بودم !
    ولی حالا جز اینکه بگم خدایا منت گذاشتی بر سرم ! و اینکه من هرجا براساس اون صفات ذاتی ، کار خوبی رفتار خوبی یا کلام خوبی به کار بردم واقعا هنر نکردم !
    بلکه ذاتی بوده …. و حالا منم منم ها کاملا حذف شدن و کت بسته تسلیم خدا شدم . بلکه حالا بدهکار خدا هم شدم …

    من از بابت صفات و اخلاقیات خوبی که بدون تلاش به ارث برده بودم . ناخودآگاه ارتباطم رو با آدمهایی که این ویژگی من رو نداشتن کمرنگ کرده بودم !!! و دوری میکردم 🤦‍♀️

    وو ای بر من که سر همین منم منم کردن های کاملا نا محسوس و مخفی ذهنم ، چه ساندویچ و نوشابه هایی واسه خودم باز میکردم !!!!! واقعا نامحسوس بود استاد ! این منم کردن مخفی ، درسته که صدمه ای به کسی نزد ولی باعث شد من پیمانه ی وجودم رو به صورت واهی خیلی پر ببینم و حالا امشب با این فایل شما به خودم میگم : رفییییییق تو نمیتونستی غیر این باشی چون تو توی بچگی ،ناخودآگاه چیزهایی دیدی و شنیدی ، جوی حاکم بود که بدو ‌ن آگاهی به ارث بردی……!!!!!! قبولش سخته ولی وقتی به اون ور قضی ه فکرمیکنی که خدا درمقابل خصوصیات ناخوب به ارث برده بخشش میکنه و فرصت تغییر میده فرصت جبران میده . پذیرش این آیه لذت بخش میشه

    استادعزیز قلبم با تک تک واژه های شما هم راستا بود … و هم خیلی خوشحال شدم و از طرفی ویران . یک ویرانی سازنده..

    خوشال از اینکه خیلی وقته دارم روی یکی از خصوصیات اخلاقی که دوستش ندارم و از پدرم نازنین ام یا بهتره بگم از گذشتگانم به ارث بردم و چندین بار از بابت اش اشک ریختم رو از خودم دور میکنم . ولی امشب یک حس خوشحالی بی نهایت در وجودم شعله کشیده . اونم اینکه ، بارها و بارها شکست خوردم و پاهام لغزید و پیش خودم به خودم نمره ی صفر میدادم ولی حالا جمله ی زیبای این جلسه که فرمودید خداوند به تلاش تو پاداش میده … آرامش فوق العاده ای به من دست داده و سرزنش های جزئی که گهگداری به سراغم میومد ، حالا پاک شدن برای همیشه. و قلبم آسوده شده . قربون این خدای عادل برم . ای کاش توی دادگاه زمینی ما انسانها ، نگاهی به عقبه ی مجرم ها مینداختن و ریشه یابی میکردن .و بعد حل مشکل و بعد مجازات..

    اونجا که فرمودین وقتی تلاش کردن رو آغاز میکنی خداوند بیکار نمیشینه و هرجوری شده امداد هاش رو میفرسته …. یادم هست که خیلی وقت پیش کتاب بسیار قدیمی و جنجالی و عجیب و غریب مارک تواین به نام( بشر چیست ) رو میخوندم که اشاره به این داشت که تو نمیتونی از چیزی که در ذات تو وجود داره بنازی و بهش افتخار کنی ویا بلعکس خودت رو سرزنش کنی ، بلکه اون چیزی که تو پرورش میدی مورد تحسین و یا سرزنشه … مثال هایی زده بود که داد جامعه ی بشری دوران خودش رو در آورده بود و بسیار مورد نقد قرار گرفت و من هم نمیتونستم حرفهاش رو بپذیرم . اما بعدها کتاب اش رو چاپ کردن .
    اهمیت این جمله اش رو امشب از زبان استاد فرهیخته ی خودم درک کردم . و احساس میکنم اندک راهی که برای بهبود و اصلاح شخصیتم برداشتم رو خدا خیلی قبول میکنه . چون خدا عقبه ی منو میدونه … و دیگه عجله و شتاب ندارم . و بسیار آرام شدم .
    و تلاشم لذت بخش تر ….

    هیچکس نمیرسد …. چون رسیدنی در کار نیست … گاهی مقصد همان مسیر است و مسیر همان مقصد … جهان هستی به تلاش تو پاسخ میدهد نه به نیاز تو …هرکه هستی ، هرچه هستی بخشی از هستی را به دوش میکشی پس فقط حرکت کن و امیدوار برو …
    …(جلسه صفرم کارگاه )حالا بیشتر و بهتر جا افتاد

    این جلسه چه کمکی برای رسییدنم به خواسته هام میکنه ، فرمول این جلسه چی بوده ؟
    اینکه بتونم با نگاه خداگونه ، به آدمها ، وبا دید وسیعتری در جامعه قدم بزنم منه بنازم و نه تحقیر کنم .ویک قدم بیشتر شبیه خدا بشمو همجنس خواسته ها…

    • سلام خانم رهروان عزیز
      باور کنید این جلسه یکی از بهترین آگاهی‌هایی بود که خدا بهمون هدیه داده
      عجیب پُتکیست بر فرق سرمان جهت آگاه شدنمان
      بهش میگن سیلی واقعیت، من خیلی با خودم کلنجار رفتم که این سیلی رو بزنم بهتون یا نه؟!
      میترسیدم برای خیلی هاتون دردناک باشه همونطور که و اسه خودم خیلی خیلی دردناک بود
      میترسیدم که با این سیلی واقعیت بعضی ها کلاً زمین گیر شن!
      ولی دل رو زدم به دریا و گفتم!
      از اون جلساتی بود که دل شیر می خواست گفتنش.
      باور می کنید چقدر جلسه دارم که آماده کردم و ضبط کردم ولی پاک کردم! چون حس کردم وقتش نیست!
      خیلی می ترسیدم که نکنه نتونم به زبون ساده و سلیس، مطلب به این مهمی رو بیان کنم.
      مثل اینکه خدا کمک کرده و تونستم جوری بیان کنم که قابل هضم و درک باشه
      الهی شکر
      خلاصه اینکه خوشحالم که این سیلی واقعیت برای شما آرامش رو به ارمغان آورد…
      .
      .
      .

      همیشه عاشق آدمای مغرور بودم

      چون گفتن دوستت دارم خیلی واسشون سخته

      ولی وقتی میگن عجیب به دلت میشینه

      میدونی چرا..؟!!

      چون مطمئنے از سر عادت نگفته

      چون مطمئنے تیکه کلامش نیست
      .
      .
      .

      در پناه حضرت حق باشید..

  • سلام خدمت آقای جعفری

    بازم من در عجبم😂🤦‍♀️از این فایل

    من این جمله لیس لانسان الا ما سعی رو چند هفته پیش توی کتاب عربی دیدم
    خیلی برام جالب بود نوشتم روی یک کاغذ و چسبوندم روی میزم
    فقط برای اینکه انگیزه بگیرم اما دو سه روز اول انگیزه داد بعدش دیگه فقط به چشمم میخورد تا الان که این جلسه رو گوش دادم و به عمق این جمله لیس لانسان الا ما سعی پی بردم و الان با درک کامل این رو میخونم

    • سلام و درود
      این هم زمانی ها خیلی جالباً
      دقت کردید چقــــــــدر آدم ذوق میکنـــــــــــــــــــه!
      تو اون لحظه، حضور خدا بیشتر از هر زمان دیگه ای حس میشه
      حس میکنی یکی هست که حواسش بهت هست
      و کلی کیفـــــــــــــــــــــــور میشی

  • به نام خالق دوست که هرچه داریم از اوست
    سلام آقای جعفری بزرگوار آموزگار خوب وبینظیرم
    اقای جعفری شما با این فایل سراسر آگاهیتون منو از خواب غفلت ۴۴سالسه بیدارم‌کردین وچه تلنگری بهم زدین با این کلام خدایم لیس للانسان الا ما سعی ووقتی که به این زیبایی معنی این کلام خدایم را باز کردین چقدر اشک‌ریختم چقدر سوختم وچقدر در درون شاد شدم موندم چکار کنم فقط میگفتم کاش جایی بودم تا با تمام وجودم فریاد بزنم خدایا شکرت بخاطر هدایتی که منو لایق این‌مسیرو هدایت دونستی وچقدر احساس آرامش کردم‌چون در مسیری افتادم که تا خود خدا نمیخواست اصلا نمیتونستم توش قرار بگیرم ومیدونم یه روزی یه جایی از خدایم خواسته بودم هدایتم‌کنه وهمیشه در وجودم صدایش میکردم وحالا امشب فهمیدم وبازم مشتاقم تا بیشترو بیشتر بفهمم میدونم تازه اول راه عاشقی هستم فقط موندم چی بگم وچه بنویسم فقط شکر خدایم را کردم وشکر وبازم شاکربودم که منه کمترین رو وارد این مسیر نورقرار داد اموزگار بینظیرم از همون شب اول که وارد مسیر هپی فت شدم فهمیدم که به اجازه خودم وارد نشدم فهمیدم این مسیر مسیر نوره مسیره اگاهیه مسیر روشناییه وای که عجب متحیر شدم امشب با این فایل بسیار ارزشمندتون که ارزش ریالی ومالی نداره وهیچ قیمتی نمیشه روش گذاشت فقط اینو میگم خدایا شکرت که هدایتم کردی انسان بشم ادم بشم بفهمم بدانم به کجا امده ام امدنم بهر چه بود واقعا این مسیر لایق هر کسی نیست خیلیا اومدنو نموندن وزود خارج شدن چون گوششون نباید این صحبتها رو میشنید تازه فهمیدم که هرکسی لایق این مسیر نیست وخدارو شکر که دراین مسیر قرار دارم به خودم افتخار میکنم نه اینکه غرور گرفته باشه منو نه افتخارم بخاطر اینه که از خدایم خواستم مسیرو نشونم بده ونشونم داد وشاکر خدایم هستم وهرچه بیشتر شکرش میکنم بیشتر لطفشو دریافت میکنم امیدوارم با کمک خدا واموزه های ناب شما تسلیم محض واقعی خدایم باشم ومنیتم رو قربانی کنم وخود واقعیم باشم وبشم اشرف مخلوقات وبشم یک انسانی که خداوند بهم افتخار کنه وبه فرشتگانش بگه این همونیه که گفتم بهش سجده کنید ممنون اقای جعفری بزرگوار ممنون که هستین ممنون ممنون

    • سلام بانو کشاورز عزیز
      ممنونم بابت لطف مداوم شما، ان شاالله بتونم جبران کنم

      حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

      و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

      هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

      وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

      رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها

      وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

      باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

      گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو

  • سلام به آموزگار عزیزم
    بعد از شنیدن این فایل چند دقیقه خیره شدم به یک نقطه و نفس عمیق می کشیدم انگار از یک خوابی بیدار شدم الان تو اون حال و هوا هستم هم خیلی حال خوبی دارم به دلیل اگاهیم و هم اینکه تو حیرتم و ناراحت هستم که واقعا در تمام این سالها من به چه می نازیدم به خوی و خصلتی که در درونم نهادینه شده و اینکه با چه جراتی و با چه دیدی انسانها را قضاوت کرده ام
    الله اکبر الله اکبر از عدل خداوندم
    به قول بچه ها آچمز شدم نمیدونم چی بگم فعلا فقط در حیرتم
    باز هم مثل همیشه دست مریزاد آموزگار م و خدا را شکر که در محضر شما هستم و می اموزم

    • درود خانم برزنونی عزیز
      امید دارم که این فایل بتونه مسیر جدیدی رو براتون روشن کنه.
      ممنونم بابت محبت شما و همچنین ثبت دیدگاه.

دیدگاهتان را بنویسید