بلاگ

جلسه چهارم کارگاه عزت نفس و اعتماد بنفس

تمرین جلسه چهارم:

در زندگی و رفتارتان و عادت هایتان جستجو کنید و بنویسید که کدام یک از عوامل ذکر شده در این جلسه در مورد شما صدق می کرد و یا به نوعی مشابه با بعضی از رفتارهای شما بود.

در تمرینات مربوط به عزت نفس خیلی مهم است که شجاع باشید و از قضاوت شدن نترسید. تمرینات عزت نفس در بعضی مواقع شما را به شدت به چالش می کشد و شما باید شجاع باشید و با تمام قدرت آماده پرداخت بهای مربوط به افزایش عزت نفس و تغییر شخصیتتان باشید.

اشتراک گذاری:

27 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سلام ودرود با اقای جعفری وخانم خیری عزیز فایل 4 هدفگذاری در قدیم همیشه میگفتند اهسته برو و پیوستهبرو من هیچوقت هدفگذاری بزرگ نکردن همیشه کوچک وبه همشون هم رفتار کردم مثلن برا پیاده روی عید که میشد شروع میکنم تا برج 9 که دیگه هوا سرد میشد هرروز ساعت 6 تا7 پیادهروی میکنم سرحال شاد هستم واگه تصمیم گرفتم کاری را در روز انجام دهم تا شب به سرانجان میرسانم تمرین دوم کمال گری من تا چند بار فایل را گوش ندم نمیتونم تمرین انجام بدم تمام دیدگاها را میخونم تا یه چیز قشنگ بنویسم ولی اخری نمیشد به نظر شما کمالگریه من اگه عروسی رفتم دیدم لباس مثله من پوشیدند خوشحال میشم به خودم میگم ببین چه سلیقه خوبی داشتی که ایناهم پوشیدندمن دوست دارم همه ی کارهام را به نحو احسنت انجام بدم ولی دوست ندارم بالاتر از کسی باشم ممنون

  • سلام وقت بخیر
    متاسفانه من خیلی هدف گذاری کردم و وسط راه ول کردم .
    در گذشته دوست داشتم از همه بهتر باشم و کمالگرا بودم راستش الان اصلا حوصله و انگیزه ندارم چون باور کردم همیشه بهتر و بدتر از شرایط من وجود داره از هر لحاظ .

  • باسلام خدمت استاد گرامی ونجمه جانم درمورد تمرین جلسه ۴درمورد هدف گذاری های احساسی خدارو شکر هدفهام آگاهانه بوده ولگر کاری را شروع کنم تاجای که بشه تلاشم را میکنم ولی یه وقتایی در مورد خودم احساسی میشه هدفهام البته قبل از هپی فت مثل باشگاه رفتن پیاده روی وقتی خسته میشدم وناامید زود دست میکشیدم راجع به قصیه سخص سازی خدارو شکر در این مورد از وقتی وارد هپی فت شدم مشکلم داره حل میشع چون قبلا کسی چیزی میگفت حرفی میزد به خودم میکشیدم چون عزت نفسم پایین بود ودوست داشتم همه از دستم راضی باشن وهیچ وقت کسیو نرنجونم یا کدورتی پیش بیاد الان خیلی راحت نه میگم ولی بازم خیلی راه دارم تا بهش برسم چون وقتی نه میگم بعدش تا مدتی ناراحتم ۳درمورد خودسرزنش گری کمو بیش دارم چون یه وقتایی میگم کاش زودتر با هپی فت آشنا میشدم وراه وتربیتم درمورد بجه هام بهتر میبود خدارو شکر فرزندان خوبی دارم ولی دوست داشتم بهتر از اینا میشدن ۴کمال گرایی جسمانی ندارم ودرمورد کمال گرایی موفقیت تا حدودی تلاش میکنم کاری رو خراب نکنم مسئولیتی تو مهمانی بهم میدن خوب انجامش بدم وبدون ایراد باشه وبدون نقص باشه که تو گروه هپی فت فهمیدم چه اشتباههی کردم انسان با ازمون وخطا وتجربه ای که کسب میکنه به درجات بالا میرسه وچیزی که در من پررنگه از اشتباه میترسیدم ولی حالا کمتر شده وچون من زود ازدواج کردم خیلی رود نهت تاثیر حرف های دیگران قرار میگرفتم ونظراتشون برام مهم بود که تازه فهمیدم چقدر اشتباه میکردم ولی حالا اینجام که دیگه مراقب عزت نفسم باشم که از هرچیزو هر کسی برام مهمتره وبه قول استاد عزیرمون این کارگاه از نون شبم واجب تره ممنون استاد بزرگوار

  • سلام وخداقوت محضراستاد بزرگوار
    آقای امین جعفری وپشتیبان عزیزم
    خانم نجمه خیری

    من این فایل را چندبارگوش کردم والحمدلله
    هرچه فایلها رابیشترگوش میکنم بیشترمتوجه میشوم.

    راجع به تمرین این جلسه وهمزادپنداری
    باموارد آن:
    ۱)هدف گذاریهای ناآگاهانه واحساسی
    همین سال گذشته بود که همزمان مکالمه زبان عربی وانگلیسی راباهم شروع کردم.
    به دلیل اینکه به هردو زبان علاقه داشتم ونمیتوانستم یک کدام را انتخاب ودیگری راکنار بگذارم.
    ولی بعدشرایطی پیش آمد که هردو را کنار
    گذاشتم.
    وبعداین مسئله بیشترباعث ناراحتی من شد.

    سالها قبل حفظ قرآن را شروع کردم وبه دلیل ادامه ندادن ونرسیدن به هدف …

    بعدازدیپلم مدرک مربی تجوید قرآن گرفتم ودر مقطعی کوتاه تدریس میکردم وعلاقه زیاد داشتم.
    بعدازازدواج وشرایطی که پیش آمد وبچه دارشدن ازتدریس ماندم واین مسئله
    باعث شد در درون خودم، از خودم ناراحت باشم.

    در رابطه با خودم باید بگویم که من علاقه به دروس حوزوی داشتم و ۱/۵ سال دریک مرحله
    ودرمرحله بعدی یک ترم رفتم.
    اما هردفعه ،بخاطر بچه دارشدن و…
    از ادامه راه می ماندم.
    البته باید بگویم که من اصلا”دوست نداشتم
    فرزندم نزد مادرم ویا دیگری باشد
    وازنبود من گریه کند و من درس بخوانم ویا تدریس کنم.
    اما همین محرومیت ها وادامه ندادن راهی که با انتخاب خودم،ادامه نمیدادم
    اعتمادبه نفس من را پایین می آورد.

    استادعزیزوبزرگوار:من ازدبیرستان نسبت به قضیه خودشناسی حساس بودم
    اما الان که ۴۵ سال دارم،فکرمیکنم وتقریبا”مطمئن هستم خودم راکامل نمیشناسم.
    امیدوارم باراهنماییهای شمابه این امر مهم
    دست پیداکنم.

    ۲)راجع به قضیه شخصی سازی
    خیلی مبتلا هستم.
    فکرمیکنم همینکه هراتفاقی بیفتد
    سریع عذرخواهی میکنم وکاری که من مقصرنیستم بازهم من عذرخواهی میکنم
    مثل اتفاقاتی که در رانندگی می افتد،تنه خوردن درخیابان،…

    ۳)خودسرزنشگری
    البته تاقبل ازآشنایی باهپی فت
    الان سعی میکنم،حال خوبی داشته باشم و بخاطر مسائل گذشته ،مدام خود را سرزنش نکنم.

    ۴)کمال گرایی درمن صدق نمیکند.
    مخصوصا” کمال گرایی جسمانی
    الحمدلله باجسمم مشکلی ندارم.وشاکرخداوندم.
    دررابطه با کمال گرایی موفقیت
    فکرنمیکنم درمورد من صدق کند،صرف دوست داشتن موفقیت

    اززحمات شما صمیمانه تشکر وقدردانی میکنم

    • سلام خانم محمدیان عزیز
      عالی بود، جامع و کامل
      بسیار عالی تمرینات رو انجام میدید.
      احسنت.

  • سلام وارادت
    مشکل اساسی من در این زمینه هدف گذاری های اشتباه و بزرگ هست که باعث نا امیدشدن و پایین آمدن عزت‌نفس ام می‌شود و دوم هم مشکل شخصی سازی مشکلات رو دارم

  • سلام به آقای جعفری و با نو خیری
    فایل چهارم عزت نفس
    تمام عوامل دارم
    از روی احساسات تصمیم گرفتن و هدف های نامشخص و بزرگ بزرگ داشتن و موفق نبودن
    همیشه یه هوی یه حرفی و یا یه اتفاقی میفته شور حسینی میگیرم و جو گیر میشم و یه تصمیم می گیرم یه رفتار آسیب زنم تغییر بدم ولی چون از روی درایت و عقل انجام نمیدن همش احساس زود کنار میزارم و اوضاع بدتر میشه
    مقل همین چاقی
    مثل تصمیم میگیرم پیاده روی کنم شب تو رختخواب تصمیم میگیرم و صبح که می بینم هوا سرد پشیمون میشم و بد همش خودم سرزنش میکنم و خود خوری میکنم
    مثل کم خوردن مثل تنقلات خوردن
    کمال گرای
    وقتی یه جای از برنامه روزانه رو که از روی قلب ریختم انجام نمیدم کله روزم خراب میشه و مدام در حال سرزنش و خودخوری هستم و در این حین ترکش هاش به دیگران هم میخوره
    و اعصبانی و پر خاشگر میشم
    شخصی سازی
    نمی دونم کجای زندگیم بوده
    ولی بقیه موارد تو خیلی جاها تو زندگیم هست

    مریم ۶۵ کیلوی

  • سلام.راستش در مورد کمال گرایی، من همیشه هر کاری که دوست داشتم رو شروع کردم و هیچ موقع به نواقصی که ممکنه داشته باشم فکر نکردم. همیشه رفتم تو دل کار و اونجا بتدریج معایبم رو رفع کردم. همیشه همه بهم میگن تو هر کاری رو به نحو احسن انجام میدی. ولی خودم فکر میکنم کمال گرایی در روابط دارم. یعنی همیشه میخوام جو خونه رو آروم و بدون تنش نگه دارم و اگه مشکلی پیش بیاد و همسرم ناراحت یا عصبانی بشه، میترسم و خودسانسوری میکنم. همه هم خیلی به روابط من و همسرم غبطه میخورن که ما چقدر باهم خوبیم.البته واقعا همسر من خییییلی عالیه.ولی خب من میدونم تو یه سری مسائل بدلیل عزت نفس پایینم خودسانسوری میکنم. از وقتی تو هپی فت هستم، سعی کردم همه مسائلی رو که اذیتم میکنه به همسرم بگم و الآن خیلی حالم بهتره و خودسانسوریم خیلی کمتر شده.
    مشکل اصلیم که گاهی براش اذیت میشم اینه که من تا حدی که فقط نَمیرم دوست دارم به دیگران کمک کنم. یعنی تا این حد که ممکنه خودم از کارهای خودم بمونم یا خیلی خسته بشم یا همسرم از دستم ناراحت بشه. ولی اصلا نه به این خاطر که میترسم طرد بشم.بخاطر اینکه میگم خدا کمک کردن به دیگران و دوست داره و من چون عاشق این کار هستم و از پسش هم برمیام، اعتقاد دارم انگار رسالت من تو این دنیا کمک کردن هست. از این کار خیلی لذت میبرم، و نتایج مثبتش رو هم توی زندگیم به وفور دیدم، ولی بعضی اوقات از حد میگذرونمشون و خیلی خودم و اذیت میکنم.

  • سلام من امروز می خوام درمورد کمال‌گرایی هایی که توی زندگیم دارم و هدف گذاری های نامناسب صحبت بکنم یکی از کمال گرایی هایی که من در زندگیم دارم کمال گرایی جسمانی هست �رافم رو آدم هایی پر کردند که دائم در حال انجام عمل‌های زیبایی و آرایش های عجیب و غریب هستند مثل بوتاکس کردن مثل فیلرزدن مثل تاتو ابرو کراتین مو و همه این موارد شاید من به خیلی از این موارد هیچ نیازی نداشته باشم اما چون دوست دارم که بهترین باشم و در مقابل آدم های اطرافم کمتر نباشم رفتم خیلی از این کارها رو انجام دادم و خیلی هاشون رو می خوام انجام بدم یکی از کمال گرایی های دیگه ای که من دارم کمال گرایی موفقیت هست مثلاً همیشه دلم می خواد که توی هر کاری که انجام میدم بهترین باشم وقتی که یک اشتباهی در اون کار رخ میده من حس بدی دارم توی آشپزی دلم میخواد بهترین باشم اگر یک بار غذایم ایرادی داشت ناراحت میشم و نگرانم که همسرم چی فکر میکنه در موردم توی محل کار نگران اینم که مبادا یک کاری را اشتباه انجام بدم و اون موقع بهترین نباشم از این نظر دیگران یکی دیگر از کمالگرایی هایی که من در زندگی‌ام دارم این است که دلم میخواد همیشه بهترین لباس بهترین کفش بهترین روسری بهترین زیورآلات توی جمع ها توی مهمونی ها مال من باشه دلم نمیخواد هیچ وقت لباس تکراری بپوشم که اینها همه همه بر میگرده به اینکه دلم میخواد همیشه خوش تیپ ترین و خوش استایل ترین فرد مهمانی باشم خودم را دائم با دیگران توی این زمینه ها مقایسه می‌کنم هدف‌گذاری نامناسب اگر بخوام در موردش صحبت بکنم اینکه خیلی وقت ها از خودم توقع های بیجا داشتم و هدفهای بسیار بزرگ برای زندگیم تعیین کردم مثل اینکه توی یک ماه ۵ کیلو وزن کم کنم هر روز صبح پیاده روی برم در طول هفته هر روز ۲۰ صفحه کتاب کتاب بخوانم ز به زندگی‌ام به خانه ام برسم و هر روز خانه‌ام را دستمال بکشم و تمیز کنم این ها از جمله هدف گذاری های نامناسبی هست که در حال حاضر توی زندگیم دارم و حتماً در گذشته و در زمانی که دانشجو یا مدرسه بودم هدف‌گذاری های بسیار بزرگی برای اهداف تحصیلیم کردم که یادم نمیاد و انجامشون دادند

  • با درود به اسناد گرامی و نجمه جان عزیزم

    من هم در همه موارد گفته شده کمال گرا بودم…. شخصی سازی میکردم و بسیار خودسرزنشگر بودم‌.. کمال گرایی باعث میشد حتی کارهایی رو که بهشون علاقمند بودم رو شروع هم نکنم چون فکر میکردم نمیتونم بهترین باشم😔
    ولی فرزند اولم رو خیلی تشویق میکردم که در همه زمینه ها و رشته ها اول باشه و تا زمان ابتدایی همینطور هم بود… ولی عملا نمیشه همیشه و در همه موارد بهترین باشه… خوشبختانه کم کم متوجه شدم که کمال گرایی نه تنها چیز خوبی نیست بلکه خیلی هم به شخصیت انسان آسیب میرسونه… به مرور از کمال کراییم کم شد ولی هنوز هم نیاز به کار کردن و آموزش دارم…
    امیدوارم با کمک این کارگاه، معمول گرایی برام حس خوبی بهمراه داشته باشه و بیشتر تجربه کنم
    با سپاس، مهستی🌹

  • بادرود بیکران .من بسیارزیاد کمال گرابودم بخصوص درمورد پسرم بهترین نمره بهترین کاردستی بهترین رتبه ووووووهمه اینهاباعث ازارخودم وپسرم بودوپایین اوردن عزت به نفس البته بعدچند سال کارکردن روی خودم خیلی خیلی بهترشدم . دربعضی مواقع کمال گرایی جسمانی وموفقیت پررنگ میشه که باتمرین وتکرار واموزهای خوب شما صددرصدبهترخواهد شد .درموردهدف گذاری نامناسب برای من هم گاهی اتفاق میوفته ولی ازامروز اگاهانه وپله به پله هدفگذاری خواهم کرد .

  • سلام به استاد ودوستان پر قدرت هپی فت این فایل چند ین بار گوش کردم وبا ریز شودن تو مطالب متوجه شودم کمال گرایی در من خیلی زیاد بود تو همه مطالب حال تو خیلی از مباحث ها زیاد وخیلی هاش هم کمتر می خواستم بهترین باشم همیشع تو چشم باش هیچ وقت دوست نداشتم طعمه شکست بخورم همیشه از شکست می ترسیدم به خاطر این خیلی از کارها شروع نمی کردم از نظر ظاهر هم خب بله مخصوصن گفتید یک دونه موسفید نباش دقیقن همین هست به خودم میگم چرا من باید موهام سفید باش همیشه خواستم بهترین باشم حتی جاهای که اصلن مربوط به من شخص من نیست وهمین ها باعث شود حالم بد کن بی نهایت سپاسگزارم استاد بابت مطالب وتجربه هاتون از خدا میخوام به من قدرت عمل بده 🙏🙏🙏

  • سلام وخداقوت استاد گرامی و نجمه عزیزم من به شدتدر زمبنه موفقیت کمال گرا هستم البته الان کمتر شده همیشه دلم میخواد بهترین باشم و به نوعی متفاوت تر از دیگران البته تلاش هم میکنم البته این کمالگرایی خیلی هم به نظر بد نیست و باعث پیشرفت میشه البته تا جایی که به درجه خودازاری نرسه و کمالگرابی بدی که دارم اینه که تا در مورد موضوعی و یا در کاری تا صد درصد مهارت و اطلاعات کامل رانداشته باشم اعتماد به نفس لازمو ندارم و با ترس وارد انجام اون کار مبشم در مورد تناسب اندام کمال گرا نیستم ولی اندام متناسب خیلی دوست دارم ولی تلاشم برای رسیدن به ان زیاد نبوده

  • سلام خدمت استاد و بانو خیری عزیز

    جلسه چهارم
    با این جلسه من تا حدودی فهمیدم که کمال گرایی دارم
    کمال گرایی جسمانی این کمال گرایی چند سال که منو عذاب میده در حالی که شایدتو این چند سال فقط یک یا دوماه به هدفم رسیدم احساس خوبی داشتم ولی بقی رو همیشه با خودم درگیر بودم
    که من باید عالی باشم. من باید لاغر باشم ……….
    کمال گرایی موفقیت رو هم حدودا دارم

    خلاصه که. این جلسه چهارم همه در من هم زاد پنداری کردم. 😔😔

    • سلام به آقای جعفری ودوستان هپی فت ونجمه جان عزیز****ازنوع هدف گزاری یه هدفهای انتخاب میکردم که بعدشم پشیمون بودم یه نوع بزرگش کلاس آموزش ارایشگری ثبت نام کردم بعدیه چندماه یه اتفاقاتی توزندیگم افتادکه کلابیخیالش شدم***پیاده روی**باشگاه**یکی ازهدف گزاریام بودامایه مدت کوتاه چون زودخسته میشدم@@@کمال گراخیلی بودم الان کمترشده یه نوعش اینه که دخترم بایدازهرنظرکامل باشه اشتباه نکنه یادم میره که اونم انسان@@برای همسرم یه زن بی نقض کامل باشم@@میدونم تورانندگی هنوزیکم مشکل دارم اماخودم کامل میدونم اینم درمقابل دیگران@@@امیدوارم بتونم این کمال گرایی هاتموم بشه معمول گرایی جاش بگیره سعیم میکنم چون میخام آرامشم بیشترازاین بشه آزار اذیتمم به کسی نرسه😎😎💪💪💪

  • درود بر استاد بزرگوار وبانوی عزیز خانم خیری گل
    من جوانشیر هستم
    در مورد مبحث جلسه چهارم خیلی با خودم جنگیدم و تونستم با واقعیات شخصیتم رو برو بشم منم خیلی وقتها هدفهای خوب ولی بزرگ برای خودم انتخاب کردم وبه قول معروف ره صد ساله رو خواستم یه شبه برم وچون نتونستم خودمو شکست خورده دیدم الان میدونم پله پله باید به اون هدف برسم
    و موارد زیادی بوده که مسائل رو برای خودم شخصی سازی کردم واین از ند اشتن عزت نفس بالا بوده گرچه بعد به این نتیجه میرسدم که به من ربطی نداره ولی مهم اون ضربه روحی که در اپتدا با اون روبرو میشیم در شخصی سازی مسایل
    در مورد انواع کمال گرایی بله در این مورد هم مواردی یافت میشه که سرچشمه اون به قول استاد نداشتن عزت نفس بالاست
    قانونهای که ماهیچ در نقشی در انتخاب اونها نداشیم ماها رو گرفتار کرده ولی سالهاست کم کم تونستم از جاده این قوانین تا حدودی خارج بشم وخوشحالم از این عملکرد
    در موردکمالگرای جسمانی با توجه به خصوصیات زنانه سعی کردم خودمو به اون هدفم نزدیک کنم وتونستم ولی خدا رو شکر زیاد این مورد برام دغدغه زندگی نشده
    در مورد کمال گرایی موفقیت سعی کردم بهترین باشم ولی نذاشتم نرسدن به اون موفقیت خیلی عذابم بده ولی همیشه سعی کردم خودمو به اون هدف برسونم چون دیدم چقدر اگه جدی میگرفتم این مسله رو باعث ضربات روحی شدید بهم میشد گاهی هم واقعا دیگه دست خودم نیست خیلی نرسیدن به خواسته ام باعث عذاب وناراحتیم میشه وسعی میکنم بتونم با بالا بردن عزت نفس خودمو کم کم در این شاخه کمال گرایی موفقیت به حد متناسب برسونم

  • سلام خدمت آقای امین جعفری عزیز
    چقدر فایل این جلسه با رفتارهای من مطابقت داشت
    من همیشه برایه خودم هدف گذاری هایه بزرگ میکردم،مثلا همیشه دوست داشتم ۲،۳ ماه ۱۰،۱۵ کیلو وزن کم کنم همه هدفم و میزاشتم رویه اون و وقتی بعد یک هفته میرفتم رویه ترازو و اون مقدار وزن مورد نظرم و کم نمیکردم دیگه یواش یواش شل میشدم ،هی بهم میگفتن مگه تو رژیم نیستی ،مگه نمی خوای لاغرشی چی شد گفتی پس من دیگه وزنم و کم میکنم همه سرزنشها رو می شنیدم و به رویه خودمم نیاوردم و هی غذا می خوردم با کلی عذاب وجدان و هی می گفتم بابا تا کی هی یه ذره غذا بخورم، تاکی همیشه خودمو محروم کنم ،من نمی تونم رژیم بگیرم،همه اینا رو می گفتم و لی خودم تو دلم می دونستم چه خبره
    درمورد شخصی سازی سازی هم همینطور
    هروقت کسی حرفی میزد مثلا همسرم درمورد چیزی صحبت میکنه من سریع به خودم میگیرم و یه عالمه جرو بحث میکنم تازه بعدشم پشیمون میشم و باید معذرت خواهی بکنم
    هروقت کاری میکنم کلی هی به خودم میگم چرا این کارو کردی ،چرا اینو گفتی و دائم خودمو سرزنش میکنم

  • سلام.
    تمرین جلسه 4 عزت نفس.
    باخودم خیلی رفیق نیستم. دارم سعی میکنن بجای هدفهای بزرگ انتخاب کردن باهدفهای کوچکتروتلاش به رسیدنشون کوچک کوچک لذت ببرم.
    ولی قسمت شخصی سازی. خیلی بامن تطابق داره. کمالگرانیستم ولی متاسفانه کمالگرایی اقوام نزدیک آزارم میده.
    خیلی اوقات تصمیمات رومیذارم به عهده بقیه چون ازقضاوت شدن میترسم. شایداینم یه نوع کمالگرایی باشه.
    به خواست خداوکمک شما واستاد تلاش میکنم وضعیت بهتری روتوزندگی رقم بزنم. 😘

  • سلام خدمت استاد بزرگوار و خواهر عزیزم نجمه جان…..
    تمرین جلسه ۴_دوره عزت نفس و اعتماد بنفس
    مواردی که در جلسه ۴ ذکر شد و من اونهارو دارم….👇
    هدف‌گذاری نامناسب:
    در مورد کاهش وزن بخودم گفتم مثلا تا عید حتما باید متناسب بشم ولی نتونستم …..یا اینکه سریع باید راننده حرفه ای بشم ولی نتونستم….از این به بعد بر اعصابم مسلط میشم و زود از کوره در نمیرم ولی نتونستم….تصمیم گرفتم مرتب باشگاه برم ولی زود قیدش رو زدم…..گقتم
    از این به بعد به ظاهرم رسیدگی میکنم اما فقط ۲_۳ روز اینکارو کردم……بارها تصمیم گرفتم کم غذا بخورم تا متناسب بشم ولی بیشتر از قبل خوردم و……..
    شخصی سازی:
    وقتی ولی دانش آموز در مورد معلمی بد میگه فکر میکنم منظورش منم…..مثال برنج نامرغوب برای منم اتفاق افتاده برنج تازه بود و شفته میشد اما من خودم رو مقصر میدونستم………
    خودسرزنشگری:
    گاهی در مورد تربیت فرزندانم خودم رو سرزنش میکنم فکر میکنم کوتاهی کردم…..وقتی توی زندگیم مشکلی پیش میاد خودم رو سرزنش میکنم و مقصر میدونم که باید جور دیگه ای انتخاب میکردم…..
    کمالگرایی در بعضی موارد مثله مهربونی….تدریس….غذا پختن و تناسب اندام دارم
    کمالگرایی جسمی: من باید خوش اندام…جوان…و کاملا سالم و بهترین باشم….
    کمالگرایی موفقیت:
    من باید بهترین همسر و مادر و معلم باشم و بهترین فرزند برای والدینم….
    برای درس فرزندانم هم تا حدی کمالگرایی دارم…..توی خرید کردن هم کمالگرا هستم میخوام بهترین خرید رو داشته باشم….البته بعضی موارد ذکر شده تا حدی در من وجود دارن نه زیاد…..با سپاس فراوان….لیلا

  • سلام خدمت استاد عزیز و نجمه مهربانم ودوستان هپی فت
    مواردی من باهاش همزاد پنداری کردم در مورد بعضی از هدف گذاری های نادرست بودند من خداروشکر در مورد اهدافی که با در نظر گرفتن قانون تکامل بوده بهشون رسیدم
    درمورد خود ویرانگری که میشه گفت تقریبا همه تجریش کردن منم همینطور واقعا یه وقتایی واقعا خسته میشدم از نجواهای ذهنی که رنج اور بودن و مدام من رو قضاوت می کردن ولی خداروشکر با تمرین های روزانه دارم روز به روز بهتر میشم چون دارم عاشق خودم با تمام نقص هام و توانایی هایی که دارم میشم البته با شناخت نقایص و بر طرف کردنشون
    واما کمال گرایی تجربه ای که دارم من باید توی کارم واقعا عالی باشم و خودم رو اذیت میکردم و می گفتم باید تک باشم بعضی وقتا از کارم لذت نمی بردم چون اون روز اونطوری که می خواستم نبوده و اقعا اذیت کننده بود در مورد کمال گرایی موفقیت هم یه جورایی داشتم وایی استاد جان واقعا بی نظیرید مطمئنم که با هپی فت به بهترین ها دست پیدا میکنم
    سپاسگزارم از شما بابت آموزشهای عالی تون 🙏🏻🙏🏻🌸🌸🌺🌸

  • سلام.وقتتون بخیر.
    در مورد هدفگذاری باید بگم که من خیلی زیاد در زندگیم برای کارهای مختلف هدفگذاری کردم ولی همیشه نصفه کاره رها کردم ودر وسط راه انگیزه ام رو از دست دادم.
    کلاسهای مختلفی رو با سور واشتیاق شرکت میکردم ولی ادامه نمیدادم.
    در مورد کمالگرایی هم چون این خصوصیت رو دارم از ترس اشتباه کردن وشکست خوردن در شروع کارها خیلی اهمالکار هستم.

  • باسلام
    جلسه چهارم کارگاه عزت نفس
    امروز که دارم دیدگاهم رامینویسم چهارمرتبه فایل راگوش کردم وخلاصه نویسی کردم وزندگی ام را مرور کردم. متوجه شدم که خداروشکر تاالان هرهدفی راکه نوشته بودم یا انتخاب کرده بودم بهش رسیده ام بجز تناسب اندام که اینم خداروشکر بااموزشهای زیبای شما دارم بهش نزدیک میشم 🤩
    در مورد کمال گرایی که فرمودین، من تاحدی کمال گرا بودم اما الان خیلی کم رنگ شده طوری که میبینم کارهایم به راحتی پیش میره بدون اینکه نه خودم نه اطرافیانم اذیت بشه، خداروشکر نظم وانضباطی که قبلا به خاطر کمالگرایی در زندگی واقعا اذیتم میکردوخانواده رو آزرده، الان هم هست اما خیلی زیبا ومرتب طوری که بچه ها وقتی میبینن من خیلی خونسرد هستم انها ازاین وضع لذت میبرن وباهم میگن استاد سپاس که حال مامانمون خوبه 🥰🥰🥰
    درمورد کمالگرایی موفقیت باید بگم که من موفقیت را همیشه دوست داشتم ودارم والن متوجه شدم که من خود خالق افکار وزندکی خویشم واصلا خودم راباکسی مقایسه نمیکنم، خودم رافقط بادیروز وسال قبل ویک ساعت پیش خود مقایسه میکنم واین است راز خوشحالی وارامش من، چراکه هرکسی توانایی مخصوص به خودرادارد وباخود میگم درزندگی من مقایسه وقضاوت ممنوع 👌👌👌👌👌این رااز اموزشهای زیبای شما دارم،
    خداروشاکرم به خاطر وجود سراسر عشق اقای امین جعفری وبانونجمه جان، 🌹🌹🌹🌹🌹💞

  • سلام اقای جعفری اول ازهمه سپاس گزار م بخاط فایل زیباتون .من از دیشب خیلی خودم رو زیرو رو کردم وبرام جالب بود که در بعضی مثال هایی که زدین من در گذشته داشتم وبه لطف خدا از بین رفته . ❤هدف گذاری نا اگاهانه در گذشته بخاطر تناسب اندام زیاد تجربه کردم ولی درحال حاضر هم قول هایی به خودم میدهم که انجام نمیدهم وهرشب خودم رو سرزنش میکردم جمله ای که برام سازنده بود اینجا شما فرمودین هدف گذاری باید چالش برانگیز باشه باعث پیشرفت ومن متوجه شدم من تنبلم اینجا خیلی فعاله 🧡درمورد شخصی سازی متاسفانه این مشکل رو من دارم بعنوان مثال اگر از یک فرهنگی ودرس دادنش ایراد بگیرند من خیلی خیلی زود به همسرم میگیرم در گذشته سریع جبهه میگرفتم ولی الان هیچی نمیگم .یا اگر از قدوقامت پسرم حرف بزنن تا چند ساعت دمق میشوم که حتما یه جوری قد وقامت من رو بردن زیر سوال وچند ساعت ناراحتم. ❤درمورد کمال گرایی هم خیلی از کارها رو مثل خیاطی شروع نمیکنم چون ترس دارم خوب نشه وکاری که شروع میکنم تلاش میکنم تا اخرین توانم خوب انجام بدم .وکمال گرایی جسمانی باید عرض کنم در یک مهمانی حال خوبی دارم وشادم وتازمانی که کسی ازم ایرادی بگیره حالم خراب میشه وواقعا خودم رو یک شکست خورده میدونم وهزاران نجوابه سراغم میاد ومهمانی زهرم خودم میکنم نمیدونم ولی الان که دست به نوشتن رفتم فکر میکنم این از دوست نداشتن خودم نشآت میگره .صادقانه نوشتم ومنتظر راهکارهای نابتون .

  • باسلام وخسته نباشیدبه آقای جعفری.
    ازعواملی که گفتید.
    من هدف گذاری نامناسب توی وزن کم کردن شامل حال من میشه چون هربارهدفی که گذاشتم نتونستم بهش برسم.

    وهمچنین کمال گرایی جسمانی بعضی اشو دارم که میخوام وزنم۶۰کیلو باشه.
    به خودم میرسم ولی اینکه به فکر عمل دماغو… یا مدام به فکر تغییر باشم نیستم.

    درموردکمال گرایی موفقیت دوست دارم وتلاش میکنم بالاترازبقیه باشم ولی درگیرش نمیشم وخودمواذیت کنم.
    ولی هرکاری روانجام میدم میخوام به نحواحسن انجامش بدم وکم نذارم مخصوصا خانه داری ومدیریت زندگی یعنی الان توخونه ماهرچیزی رو بخوای دقیق سرجای خودش.

    درموردشخصی سازی هم خیلی مواقع پیش اومده که کسی از روی حسادت یاحالا هرچیزی باهام بدتا کرده ومن نمیدونستم فک می کردم که من چه خطایی کردم،چراباهام اینجور رفتار میکنه
    حتما ایرادازمن وعزت نفسم کم میشد.
    باآرزوی موفقیت روزافزون برای استادوخانواده عزیزشون.

  • ⚘درود و مهر امین جعفری عزیز ایام به کام تان
    فایل ۴ عزت نفس را ۳ بار پشت هم پلی کردم و با اشتیاق و تمرکز بالا گوش جان سپردم
    و در حین گوش دادن خودم را مرور می کردم هر چقدر رفتارهایم را از گذشته تا حالا بررسی کردم به این مهم رسیدم که خوشبختانه ، با وجود اینکه انسان کمال گرایی بودم و هنوز هم هستم (متاسفانه) اما هرگز داشته های دیگران برایم اهمیت نداشت و میزان سنجش من یا توانایی ام نبود و خودم را یا نداشته هایم را با داشته های دیگران مقایسه نکردم اما تا دلتان بخواهد خودم به خودم گیر دادم و از خودم نارضایتی داشتم و فکر می کردم در هر موردی هر چقدر تلاش می کنم کافی نیست و می تواند بهتر از این باشد که خوب خیلی وقت ها هم به درماندگی و خستگی ناجور می رسیدم و نتیحه منفی اش را هم دیدم بیماری های متعدد و عدم تناسب اندام که ریشه در نپذیرفتن خود و ناکافی بودن خود دارد ،
    من هربار انسان متناسبی را می دیدم یا شخص مثلا پولداری با خودم می گفتم او سهم خود را دارد من سهم خود او چیزهایی دارد که من ندارم من چیزهایی دارم که او ندارد حقیقتا همیشه این نجوای من بود که همه آدمها به قدر دل شان، نان می برند و البته به شدت در مورد خودم پررنگ تر این باور را داشتم و دارم.
    و خبر خوب اینست که در موارد بیشماری از زندگی ام بالاخره تلاشم نتیجه می داد و من به آسودگی از آن مسئله می رسیدم و البته نمی توانم منکر شوم که من حالم با خودم و اندامم هیچ وقت خوب نبود و همیشه با احساس بد زندگی می کردم و بزرگ ترین اندوهم عدم تناسب اندام بود که خوشبختانه امروز با کمک هپی فت به اندام دلخواهم بسیار نزدیکم و حال و احساسم همواره با خودم و نسبت به تمام مسائل زندگی خوب است بزرگ ترین دست آورد من در هپی فت آشتی با خود و عاشق خودم بودن است اینکه وقتی خود واقعی ام را پیدا کردم و شناختم و رفاقتی بر پایه دوست داشتن و پذیرفتن آنچه که هستم را با خود آغاز کردم معجزه آرامش را در کنار تناسب اندام ، روابط عالی ، کسب درآمد و حال و احساس و افکار عالی را متجلی ساختم. و از این اتفاق به خودم می بالم
    من توانایی هایم را باور کردم چون خودم را باور کردم چون فهمیدم من به نسبت خودم و تلاشم و شرایطم کافی هستم و می توانم همواره بهتر از دیروزم باشم وقتی این باور در من ایجاد شد اتفاقات ارزنده و زیبایی هم در زندگی ام خلق و تجربه کردم و حال و احساسم هر روز بهتر شد
    حالا آنقدر خودم را باور دارم که گاهی بزرگ ترین ارزوهایم برایم قدر یک مشت می شود و در دستم جای می گیرد و ایمان دارم که با تلاش درست در مسیر مناسب همه خواسته هایم ممکن است و به انها می رسم چه بسا که تا به امروز هم رسیده ام

    نمی شود از خودم و حال خوبم و نتایج عالی بگویم و از لطف و همراهی و اموزه های عالی و اموزگاری بی حد و حصرتان و حضور و همراهی عاشقانه نجمه خیری عزیزم نگویم و تشکر ویژه نداشته باشم

    شکر بی پایان برای وجود ارزشمندتان امین جعفری عزیز ، بانو خیری عزیزم💚❤

    • سلام و وقت بخیر خدمت شما .
      اول از همه بگم توی عمرم نشده که با کسی حرف بزنم در مورد ضعفهایی که داشتم ولی جالبه برام که برای شما اینقدر راحت همه چیز رو دارم بیان میکنم با اینکه میدونم همه دوستان هم مطالب رو میخونند ،همونطور که خودمم نوشته های دوستان رو میخونم . ولی از وقتی که در جمع خانواده هپی فت هستم شجاعت پیدا کردم . 🙂
      ولی در مورد کمال گرائی جسمانی😑، همیشه دیدن افراد لاغر اندام اذیتم میکرده که چرا منم مثل اونها لاغر نیستم . البته همه اینها برمیگرده به بعداز زندگی مشترکم . قبل از ازدواج اندامم رو دوست داشتم ورزشکاری بود ولی بعداز ازدواج که چاق شدم و بقول معروف دست از خودم شسته بودم و متاسفانه روز بروز هم فربه تر میشدم وقتی یه فرد لاغر رو میدیدم دنیا روسرم خراب میشد ، که چرا من اینقدر چاقم ؟
      با تنها کسایی که در مورد چافیم حرف میزدم بچه هام بودند البته به شیوه ای خاص 🙄مثلا وقتی یه فرد چاق رو میدیدم میگفتم بچه ها چاقی من مثل اینه ؟🙈خلاصه خیلی بد بود خیییلللی .
      و اما کمال گرائی موفقیت ، اینم برام حسرت بوده و هست و انشالله نخواهد بود
      یادمه موقع انتخاب رشته دبیرستان متاسفانه نتونستم رشته مورد علاقم که هنرستان رشته عکاسی بود رو برم واسه اینکه خواهرم شاگرد ممتاز بود و من میخواستم برم هنرستان ، فامیل چی میگفتند و چی فکر میکردند در مورد من و بقول مامانم که یادمه اون روز بهم گفت تو اگه بری هنرستان فامیل فکر میکنه که تو تنبلی و فقط تنبلها هستند که میرند هنرستان . 😶 و مجبور شدم برم رشته تجربی .
      این از اون موقع .
      و اما رشته تجربی رو خوندم و دبیر شدم سال دوم کارم مدیریت یه مدرسه رو بعهده گرفتم اون سال توی ناحیه میومدند ۱۰ مدیر برتر رو انتخاب میکردند و منم جزو اون ۱۰ مدیر شدم ولی من رفتم اعتراص کردم که چرا من نفر اول نشدم ،اون موقع مسئول اموزش نلحیه بهم گفت نداشتیم تابحال کسی سال اول مدیریتش جزو بهترین ها انتخاب بشه حالا اعتراض هم میکنی ، خیلی با خودم کلنجار رفتم تا تونستم با این قضیه کنار بیام و همش تکرار میکردم و میگفتم مهم اینه که جزو بهترین ها شدی .الان فکرش رو میکنم که این کمال گرایی موفقیت بوده و حالا از خودم خجالت میکشم . 🙈
      و دیگه اینکه من توی کارهایی که انجام دادم چه شعلی و چه کارهای حاشیه ای ، همیشه بهترین بودم ولی نمیدونم چرا همیشه خودم رو دست کم میگرفتم و حقیقتش هیچوقت از خودم راصی نبودم .
      ممنون از راهنماییهاتون استاد عزیز 💚

      • سلام خانم توکلی عزیز
        خیلی عالیه که حرف هاتون رو اینجا توی خانواده جدیدتون بیان می کنید و اینطوری به خودتون کمک می کنید که با توانمندی ها و صد البته نواقصتون بیشتر آشنا بشید. همه ی ما یه عالمه نقص داریم که باید باهاشون آشنا شیم و بشناسیمشون تا بتونیم مدیریتشون کنیم.
        خیلی خیلی مراقب کمالگرایی باشید که یک مانع به شدت بزرگه بر سر راه موفقیت.
        ممنونم بابت کامنتتون
        موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

سوالی برایتان پیش آماده؟ از ما بپرسید
×