بلاگ

جلسه پنجم کارگاه چله نشینی تناسب اندام هپی فت

انگیزه و تناسب اندام

تمرین روز پنجم

به عقیده شما چرا در مسیر رسیدن به اندام دلخواهتان ابتدای مسیر انگیزه تان خوب است، روزهای ابتدایی فول انگیزه هستید ولی هرچقدر که پیش می روید این انگیزه کم و کم تر می شود.و تا جایی ادامه پیدا می کند که دیگر هیچ انگیزه ای برای ادامه دادن مسیر ندارید و تلاش کردن را رها می کنید؟
چرا هیچ موقع نتوانستید برای همیشه انگیزه تان را حفظ کنید و در مسیر رسیدن به هدفتان استمرار داشته باشید؟

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

25 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سلام به استاد گرامی و دوستان
    در فایل سوم من یادگرفتم که باید شخصیت خودمان را تغییر بدهیم و برده ی غذا ها نباشیم تا شخصیتمان متناسب شود و لاغر شویم تا زمانی که ما شخصیت حال خود را ترک نکنیم نمی‌توانیم به تناسب اندام برسیم پس باید تصمیم جدی بگیریم و عادت های غلط غذایی باعث اضافه وزن مان شده و وابسته بودن به غذاها باید باور های زندگی مان را تغییر دهیم شخصیتمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم به تناسب اندام ماندگار برسیم.

  • سلام خدمت استاد امین جعفری و خانم خیری عزیز و دوستان هپی فت
    بعد از شنیدن جلسه سوم متوجه شدم که من هم چند رفتار اشتباه در خوردن دارم و یه جورایی از اون رفتار متنفر شدم .انشالله بتونم این احساس رو تا آخر در خودم پر رنگ نگه دارم که منجر به تغییر رفتار و باورم بشه و بتونم باورهای درست رو جایگزین کنم .
    علت اینکه ابتدای کار انگیزه زیاده،اینه که مطمئنم که مسیرم تا حالا اشتباه بوده که به نتیجه نرسیدم،بعد از مدتی برام عادی میشه.

  • با سلام خدمت شما
    تمرین روز پنجم:
    بعد از گوش کردن به فایل روز سوم ، واقعا فهمیدم که چقدر از خود الانم بدم میاد و اصلا دوستش ندارم و یه جورهایی چقدر با خودم بدرفتاری میکنم و به خودم به جسمم احترام نمی گذارم و با حقارت به خودم نگاه میکنم.
    صد در صد مطمئن هستم که با شخصیت الانم به تناسب اندام ماندگار نمی رسم ، چون بارها امتحان کردم ، متناسب شدم ولی دوباره روز از نو روزی از نو. ۱۰۰ درصد موافقم که رفتارها و باورهای الانم کاملا اشتباه هستند که اینگونه بعد از هر بار لاغری دوباره به روز اول بر می گردم و جاقتر از دفعه قبل.
    با سپاس

  • به نظرم روزای اولی که یک هدفی روشروع میکنیم پذیرفتیم که راهی که تاالان رفتیم غلط بوده پرقدرت پیش میریم ولی به مرورچون ماباباورهامون زمان زیادی زندگی کردیم وچون تغییرکردن سخته ووجودمون تمایل داره دوباره به روال قبل برگرده تاانرژی خرج ساختن باورهای جدیدنکنه بانجواهای ناامیدکننده جلومون قدعلم میکنه، به هدف رسیدن مثل بالا رفتن ورسیدن به قله ست تودامنه کوه مصصم وپرانگیزه یی ولی هرچی میگذره خستگی مسیر کندت میکنه وچه بساخیلی وقتامی شینی وفقط به قله نگاه میکنی وباخودت میگی واسه این دفعه دیگه بسته فتح قله باشه واسه یه دفعه دیگه وازهمون راهی که اومدی برمیگردی

  • سلام خدمت استاد جعفری عزیز
    یک مدت هست که درگیر جلسه چهارم هستم،هنوز از پس این جلسه درست بر نیومدم،حس شاد بودن در لحظه رو تجربه کردم ،ولی در بلند مدت این دیدگاه‌های اشتباهی که در ضمیر ناخداگاه من شکل گرفته اجازه ی عرض اندام به تفکرات جدید نو پا رو نمیده و در نا خودآگاه من جنگ سختی در گرفته ،حس جالبی هست! در طول روز بدلیل مشغله کاری این حس کمرنگه ولی در ساعت‌های استراحت ویا شب هنگام این حس آرامش رو از من سلب کرده ،حس بدی نیست!ولی خیلی غریب است.
    هنوز یک جاهایی افکارهای اشتباه پیروزند،اون حس عصبی بودن وجود داره و به دنبال اون اشتهای عصبی ،ولی اتفاق جدیدی که در این میان می افته اینه که حس جدید با اینکه نو پاست خوب از پسش برمیاد.پیروز نیست ولی جلوی پیشروی رو خوب می گیره.
    اصلانخوردن و لاغر شدن دیگه موضوع مورد هدف نیست ،هدف بالاتر از این هاست،ولی آنقدر در نا خودآگاه من َشلوغی و دعوا بپا شده که نمی دونم چه خبره!
    و بالاخره اینکه تا حالا راه‌هایی که رفتم،واقعا اشتباهی بیش نبوده و بقول شما بجای مشهد رفتم شمال و برگشتم ،نه از مسیر لذت بردم و نه از هدف چون هردو غلط بودن ،و فهمیدن این موضوع رو مدیون شما دوست عزیز هستم ،هرچند پیمودن این مسیر جدید و غریب کمی سخته ولی به نظر من چون هدفی والا(زندگی شاد) را به دنبال داره خیلی لذت بخشه
    بازهم سپاس از شما استاد گرانقدر و گروه عزیز

    ضاندام

    • سلام جناب رمضانی عزیز
      این جنگ همونطور که گفتید جنگ بین ناخودآگاه و خودآگاهه.. جنگ بین ذهن و روحه.. جنگ بین خیر و شَرِ…
      من تمام هدفم اینه که فاصله بین ذهن و روحمون رو کم کنیم، در حال حاضر فاصله ی بین روح و جسم بینهایت زیاده.
      روح هیچ محدودیتی رو نمیپذیره، همه چیز براش امکان پذیره، غیر از خیر و خوشی و لذت چیزی رو درک نمیکنه چون ذاتش خیر و خوشی و نیکی و آرامش هست.
      ولی ذهن بر اساس ورودی های اشتباه و در نتیجه برنامه ریزی شدن به صورت اشتباه، همه چیز رو تقریباً خاکستری می بینه، مشکلات زیادی رو میبینه، نتونستن های بسیار زیاد، نشدن های فراوان، کلاً ذهن ما پذیرفته که نمی تونیم به تمام آنچیزی که می خوایم و دوست داریم دست پیدا کنیم. با دلایل منطقی هم این رو تحلیل میکنه.
      و برای همینه که همه ی دوستانی که وارد هپی فت میشن روزهای اول روزهای بسیار پُرچالشی براشونه و باید از پس تمام این نجواها بر بیان و امیدوارانه به سمت جلو حرکت کنن.
      هرچقدر که بیشتر پیش بیاید این درگیری و آشفتگی کمتر و کمتر خواهد شد.
      موفق باشید.

      • من فکر میکنم بخاطر هیجان نابجابرای انجام کاری که شروع میکنیم حالا هر تصمیمی که باشه ودقیقا نمی دونیم چه مسیرهایی روباید بریم تا به هدف برسیم انوقت بعد از چند روز که گذشت هیجان دیگه نیست واحساس نا موفق بودن وذهن ناخوداگاه ناامیدی رو رقم میزنه

  • من فکر میکنم زمانی که مسیر برات لذت بخش باشه هیچ وقت انگیزه کم نمیشه چون به جلو نگاه میکنی و یک تصویر خوب رو از خودت میبینی ولی زمانی که انگیزه کم میشه یا از بین میره نه تنها تو مسیر لذت بخشی نیستی بلکه داری عذاب و سختی هم میکشی برای لاغر شدن و این باعث میشه که در نهایت کم بیاری مثالی که شما فرمودین که اراده که از خوداگاه برگرفته هستش همیشه در مقابل ناخوداگاه شکست میخوره

  • باعرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار و همراهان گرامی
    به نظر من با توجه به مطالبی که خواندم و گوش گرفتم بزرگترین اشتباه من در طی ۱۸ بار رژیم و شکست نداشتن هدف درست بود من حتی راه کم کردن وزن را دقیق میدانم‌اما همیشه هدفم مثلا تا ازدواج دخترم تا ازدواح پسرم بوده دقیقا موفق میشدم اما دوروز بعد از مراسم به حالت قبل از رژیم بر میگشتم در اصل من هیچ وقت شکست نمی خوردم به هدف که میرسیدم کار تمام بود پس هدفم اشتباه بود همیشه میگفتم باید تا عید به وزن دلخواه برسم دقیقا با تلاش زیاد تا عید به وزن دلخواه میرسیدم اما بعد دوباره به عادت های قبل و پرخوری بر میگشتم پس نداشتن هدف درست بزرگترین اشتباه من بود

  • عرض ادب و احترام به نظرم مقید بودن به یک چارچوب خاص توی یک مسیر وقتی به باور نرسیده باشی انسان رو در ادامه مسیر با چالش مواجه میکنه من خودم رژیم های موفقی داشتم اما بعد از مدتی میشه گفت به بهانه پر خوری عصبی و بی تحرکی و استرس ‌فشار عصبی …. کنار گذاشتم و جالبه من هرموقع که بهم میگفتن چقد خوب شدی بعدش رژیم رو کنار میذاشتم انگار منتظر گفتن تایید از اطرافیان بودم یه وقتایی بعد از چند روز از رژیم ولع خوردن پیدا می‌کنم وبرای نخوردن باید با خودم بجنگم

  • من هم مدتی رژیم های سخت میگرفتم وبعد خسته میشدم و ترکشون میکردم چون این رژیم ها سخت بودن با ذهن من سازگار نبودن چون ذهن من عوض نشده بود

  • سلام ،دوستان ،منهمه راهها رو انجام دادم ورزش ،رژیم ،قرص ،دم نوش ،با این که زیاد اصافه وزن هم ندارم ولی دوست دارم که اونجوری باشم که خودم باهاش خوشحال باشم ،ولی تمام راه ها اخرش برگشت ،چون ذهن ما باید تغییر کنه چون از صبح که بیدار می شیم با استرس زندگی می کنیم ،پس باید مسیر عوض بشه افکارمون عوض بشه ،انشالله با هپی فت به اون ارامش درون و اندامی که دوست داریم برسیم

  • با عرض سلام وخسته نباشید
    من با توجه به اینکه تصمیم قطعی برای کاهش وزن از طریق حالا رژیم یا مصرف قرص وداروی لاغری را داشتم
    ولی بعد از یک دور وقتی تاثیر چندانی
    نمی دیدم خود به خود بی انگیزه میشدم وترجیع می دادم که دنبال کردن روش را بی فایده وبی ثاثیر را
    رها کنم چون انگیزه درونی نبود والان دنبال تغییر افکار وایجاد انگیزه درونی هستم امید ورام با برنامه های جامع جناب آقای جعفری به این مهم دست پیدا کنم ان شاءالله به امید حق

    • باعرض سلام
      درروزهای اولیه رژیم خیلی خوب ولی بعدخسته میشدم ونمیتونستم تاآخرانجام بدم.این موضوع برمیگرده به ضمیرناخودآگاهمون.هنرجوی

    • سلام و عرض ادب من کلی روش امتحان کردم ولی بعد از لاغر شدن دوباره شروع میکردم به زیاد غذا خوردن

  • تمرین روز پنجم
    من فکر میکنم ۱_ علتش این بوده که در طول اون مسیرها همش به چاقی فکر میکردم و تمام تمرکزم و فکرم همین بود
    ۲- چون دلیل چاقی ام رو یه عامل بیرونی میدونستم از روش های بیرونی انتظار تناسب اندام داشتم و چون آن روش ها سخت بودند پس از مدتی خسته میشدم و بی انگیزه . گاهی دلم برای خودم میسوخت هر لقمه ای که میخوردم توجه به کالریش میکردم و آنرا با عذاب میخوردم نه با لذت. به همین دلیل میزدم به سیم آخر و تسلیم میشدم این ها دلایل اصلی بی انگیزگی من در اواسط راه بود چون نمیدونستم که باید در ذهنم و تفکرم تغییر ایجاد کنم و راه درستش همینه .

      • سپاسگزارم از خداوند و سپس از شما استاد عزیز و خانم خیری مهربانوی نازنین و نسرین جون یوسفی که مرا یا هپی فت آشنا کردند

  • به نظر من دلیل اش اینه که اغلب روش های که انتخاب میکنیم مغایر با ذات طبیعی انسان هستند و جسم و روح بعد از مدتی آنها را پس میزند و رها میکند. روشهایی مانند رژیم های سخت ، خام‌گیاهخواری ، ورزش های سخت و عذاب آور و کلیه روشهایی که توام با رنج هستند و لذتی همراه آنها نیست بعد از مدتی ناخوداگاه ما بر علیه ان اقدام میکند و آن را متوقف میکند.

    • سلام
      تمرین روز پنجم
      به نظر من وقتی هدف اشتباه باشه دیگه مهم نیست که چقدر رژیمت رو رعایت میکنی یا چقدر ورزش می‌کنی
      یکبار برای همیشه : من میخواهم متناسب شوم و تحت تاثیر قرار دادن دیگران و یا فلان مهمونی یا عروسی یا نوروز و …. برای من ددلاین نیست
      حسی که الان دارم اینه که اونقدر دلم میخواد افکار سالم و خوبی داشته باشم که تناسب اندام برام مهم نیست
      اما
      هنوز اول راهم
      واقعا سخته ، بارها برمی‌گردم روی دیفالت ذهنی ناخودآگاه و مثل قبل فکر میکنم

  • باسلام
    هیچ وقت لاغرشدن الویت اول زندگی من نبوده
    هیچ وقت اونطورکه بایدوشایدروش تمرکزنکردم
    البته نداشتن علم تمرکزبی تاثیرنبوده

  • باسلام وخداقوت
    درموردمن چونکه خوردن خوراکیها بهم آرامش میده،بعدازیک مدت رژیم گرفتن خسته میشم ،چون آرامش واقعی فقط درخوردن یک چیزخاص درزمان خودش بهم دست میده وفقط به این دلیل جراهی ذهن راانتخاب کردم که درست زندگی کنم.
    خواهرم این کاروکردومن دیدم که خیلی موفق بود.

  • به نام خالق زیبایی ها
    به نام خالق من و تو
    دلیلش خیلی ساده هست در مسیر روزهای ابتدایی هدفمون کسب تجربه جدید و متفاوت از قبل است
    اما رفته رفته می بینیم اصل همون اصله فقط شیوه اش فرق می کنه
    پس پیوست میشه به تجربه شکست پرونده قبلی ذهن
    و رفته رفته بی حس میشیم.
    🥺🥺🥺
    و دلیل همه شکست ها همینه متاسفانه

    • سلام
      برای من به نظرم دلیلش این بوده یه هدف به غیر از تناسب اندام نداشتم
      وقتیم مثلا ۲۰ کیلو وزن کم میکردم با خودم میگفتم که چی حالا؟!
      انگار خالی از انگیزه میشدم همیشه هدفم تناسب اندام بوده،بعد که به وسط راه یا آخر راه میرسیدم میدیدم دیگه هدفی ندارم،به جای اینکه از همون اول بیام به جای تناسب اندام یه هدف درست برای خودم تعریف کنم و به قول استاد پاداشم تناسب اندام باشه،اون کار اشتباه رو میکردم….

      • سلام به نظر من چون هدف اصلی رژیم صرفا لاغرشدن و رسیدن به وزن دلخواهمون بودرژیم میگرفتیم که فقط وزن کم کنیم و مثلا لباس تو تن مون شیک باشه به محض اینکه چند کیلو کم میکردیم باز رژیم رو ول میکردیم و وزن مون برگشت داشت پس نتیجه گرفنیم که این ذهنه که باید اصلاح بشه تا ذهن مون اصلاح نشه هیچ رژیم و ورزشی نمیتونه ماندگاری داشته باشه

دیدگاهتان را بنویسید

برای دریافت دوره رایگان کلیک کنید
مکالمه را شروع کنید
سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید