بلاگ

جلسه هفتم کارگاه عزت نفس و اعتماد بنفس

تمرین جلسه هفتم:

1- ترس هایی را لیست کنید که می توانید با آنها کنار بیایید و خودتان را به خاطر وجودشان سرزنش نمی کنید. در واقع ترس هایی را لیست کنید که بودنشان آسیبی به زندگی شما وارد نمی کنند و بخشی از زندگی تان را مختل نمی کنند.

بعد از لیست کردن این ترس ها دیگر هرگز نباید خودتان را به خاطر وجودشان سرزنش کنید، بلکه باید عاشق خودتان باشید در حالی که این ترس ها نیز با شما خواهند بود.

2- یک مهارت، یک استعداد، یک توانمندی را لیست کنید که بعد از این جلسه می خواهید تمام توان و تمام تلاشتان را برای بهبودش انجام دهید و به دنبال کسب مهارت بیشتر در آن زمینه بخصوص بروید.

مهاراتی را لیست کنید که در آن اعتماد به نفس زیادی دارید و با انجام دادن آن به هیچ عنوان متوجه گذشت زمان نمی شوید و یا می توایند شب نخوابید و تا صبح در موردش مطالعه کنید و مطلب بخوانید. مهارتی که برای انجام دادنش سر از پا نمی شناسید.

اشتراک گذاری:

11 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • ۱. ترس هایی که میخوام باهاشون کنار بیام: ترس از حشرات، ترس از پریدن از یه جای خیلی بلند مثل بانجی جامپینگ
    این دو تا مورد پایین هم کارهایی هستن که توشون خوب نیستم.حالا نمیدونم اینا هم جزو مواردی میشه که باید باهاشون کنار بیام یا نه👇:
    – من اگه یه کاری بهم محول بشه خیلی خوب از پسش برمیام. یا اگه یه موضوعی بهم گفته بشه خیلی عالی کارهای مربوط بهش رو برنامه میریزم و انجام میدم، ولی مثلا نمیتونم یه عده رو بعنوان مدیر، مدیریت کنم، مثلا تقسیم وظایف کنم و به هر کدوم یه کاری رو محول کنم، آخرش میبینید همه کارا رو خودم انجام دادم. حالا همسرم دقیقا برعکس منه. خودش خیلی کارها رو انجام نمیده ولی خیلی عالی کارمندهاش و کسایی که پروژه ش رو انجام میدن رو مدیریت میکنه و کارهای مربوطه رو بینشون تقسیم وظایف میکنه. 
    – درک مفاهیم من خیلی خوبه مثل درک نکات گرامری زبان، یا ریاضی، ولی حفظیاتم افتضاحه و زود یادم میره.مثلا مطالب رو خیلی زودتر از بقیه میفهمم و درست انجامشون میدم. ولی مثلا تو آدرس اصلا خوب نیستم و بعضی وقتا گُم میشم.
    ۲. در مورد مهارتی که میخوام بهبودش بدم، خیلی خوب آواز میخونم و خیلی برام لذت بخش هست، ولی هیچوقت بخاطر مسائل مذهبی یا حرف خانواده م نرفته بودم دنبالش. چند روز پیش کلاس آواز خانم عابدی عزیز ثبت نام کردم و خیلی خوشحالم.
    ۳. در مورد مهارتی که توش خیلی استعداد دارم و عاشقش هستم، من اگه یه نقاشی رو دست بگیرم، میتونم تا صبح براش بیدار باشم و نقاشی کنم، اصلا انگار دارم روی ابرها راه میرم، همینطور درست کردن کیک.

  • سلام وقت بخیربه آقای جعفری جلسه ۷عزت نفس ترسهای فیزیکی من ترس ازارتفاع سوسک…تصادف…زلزله….سیل….این ترسهازندگی منامختل نمیکنه باهاش کنارمیام *****اماترسهایکه توی زندگیم دارم ….ترس ازدست دادن عزیرانم….ترس اینکه دیگه بچه دارنشم….ترس ازآینده وانتخابهایکه دخترم توزندگیش انجام بده….ترس ازاینکه لاغرنشم….**خداراشکرترسهای که به زندگیم آسیب میزنن باکمک آموزشهای شماکه دارم تمرینش انجام میدم میتونم کنترل کنم وبخدابسپارم چون یه چیزهایی ازکنترل من خارج هست وفقط خدامیتونه حلش کنه****درموردمهارت حدود۱۰ماه پیش تصمیم گرفتم برای حرفه آرایشگری چون خیلی بهش علاقه داشتم ۳تاکلاسش ثبت نام کردم ۵ماه رفتم خیلی هم خوب سریع پیش میرفتم یه اتفاقی توی زندگیم افتادهم زمان بااون اتفاق کرونای بدی گرفتم خلاصه همه چیزدست بدست هم دادنیمه کاره رهاکردم الانم موقعیت خوبی ندارم که بخوام ادامه بدم چون روحیاتم خیلی بهم ریخته ودارم باکمک شما رو خودم کارمیکنم امیدوارم روزی برسه منم تودایره برتریم خودم ببینم

  • سلام خدمت استاد عزیز و نجمه مهربانم
    درمورد ترس های خودم من در گذشته ترس های زیادی داشتم تا قبل از اینکه با شما و آموزش های بی نظیر شما آشنا بشم
    من الان ترسهایی رو دارم که به زندگی من آسیب نمی زند مثل ترس از ارتفاع که پذیرفتمش
    من از صحبت کردن تو جمع گفتن نظر خودم می ترسیدم خدارشکر الان این رو حلش کردم با آموزش های شما استاد عزیزم یا گفتگو با مسائلی که برام مهم بود رو نمی گفتم و خودم رو رنج می دادم ولی الان کنار گذاشتم و بیشتر عاشق خودم شدم و فهمیدم برای بهترین بودن باید ترسهاروکنار گذاشت تا به موفقیت دست پیدا کنم
    درمورد توانمندی های خودم آشپزی من بسیار عالی هستش و در آشپزی بسیار خلاق هستم
    یه توانمندی رو که گم شده بود رو به تازگی پیداش کردم این که پرورش و کاشت و گل آرایی من هم خوبه ودرس خودن و کتاب خوندن من خیلی خوبه یه توانمندی خوب دیگه سخنرانی من هستش که به سخنرانی خیلی علاقه دارم و تمرینش میکنم
    در نهایت میتونم بگم که ترس ها اگه حل نشن اگه بهشون بال و پر بدیم ما رو نابود میکنن مار ناامید نا کام افسرده و …………..همینطور ادامه داره
    من باشما یاد گرفتم که ترسیدن یعنی اعتماد به شیطان و نبود عشق الهی
    سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    • آفرین به شما خانم رویا که با ترس هایی که زندگی شما رو مختل می کردند مبارزه کردید.
      آفرین به شما که دنبال علایقتون رفتید و در حال کسب مهارت هستید.
      مرحبا و موفق باشید.

  • سلام … به همه عزیزان
    تمرین جلسه ۷_ عزت نفس
    ۱_ من در حال حاضر هیچ ترس فیزیکی ندارم.
    ۲_ترسی که منو اذیت میکردم و بابتش خودم رو سرزنش میکردم ترس از رانندگی بود که سال گذشته آن را حل کردم و الان به راحتی رانندگی میکنم.
    ۳_ مهارتی که بخوام یاد بگیرم خیاطی و گلدوزی هست ….زمان تحصیل ما اگر دوستان یادشون باشه تابستون دوره طرح کاد میگذروندیم…از آن موقع به خیاطی و گلدوزی علاقمند شدم….درس و دانشگاه و ازدواج و بچه و کنکورشون و شاغل بودن بهانه هایی بود که نگذاشت دنبال علاقه ام برم.چندباری اقدام کردم اما نیمه کاره رها کردم.
    ذهنم میگه الان بچه ها بزرگ شدن دیگه این هنرها به چه دردت میخوره!!!
    توی دوران مدرسه ریاضی رو از بقیه دروس بیشتر دوست داشتم …همون رو ادامه دادم و الان با علاقه ریاضی تدریس میکنم…و خوشحال و راضی هستم……خداروشکر

  • سلام من ابتدا می خوام در مورد ترس های فیزیکی که زندگی من رو مختل نمی‌کنند صحبت کنم مثل ترس از حیوانات و مخصوصاً گربه که زندگی من رو مختل نمیکنه اما یکی از ترس هایی که خیلی اذیتم میکنه و خوب زندگیم مختل کرده ترس از موتورها و موتورسواران هست که خوب بالاخره من توی سطح شهر با موتور و موتورسواران زیادی روبرو میشم و دائم در ارتباط با آنها هستم و خوب این خیلی برام آزاردهنده است و می خوام که برطرفش بکن کنم. نکته بعدی که می خوام بگم در مورد اینکه من خیلی خیلی خیلی زیاد عاشق بچه‌ها هستم و با بچه ها ارتباط فوق‌العاده‌ای میتونم برقرار کنم مدتی هست که بر حسب یک اتفاق معلم دبستان شدم و خیلی خوشحال هستم ولی همه اطرافیانم بهم گوشزد می کنند که معلمی هیچ فایده ای نداره معلمی هیچ درآمدی نداره چرا رفتی توی این کار و من کم کم داشتم ناامید میشدم و می خواستم از این کار انصراف بدم اما با شنیدن جلسه امروز تصمیم گرفتم � حتی روانشناسی کودک بخونم در این زمینه تلاش‌های بسیار کنم و سعی کنم ارتباطم را با کودکان افزایش بدم

  • سلام ودرودبراستادتواناوارجمند
    جانا سخن اززبان مامی گویی
    من تجربه ای مشابه شما دارم یعنی ازکودکی عاشق ادبیات وشعروداستان وفضای رمانتیک قصه هابودم ویادم می ایددردوران ابتدایی زمانی که کتاب هایمان راازمدرسه تحویل می گرفتیم، باشوق زیادهمان شب تمام کتاب فارسی رامی خواندم ولذت می بردم. کم کم این علاقه درمن رشدکردتاراهنمایی که سرزنگ انشابرای بچه هاانشامی نوشتم وهمه نمره خوبی می گرفتنداماباریاضی میانه ی خوبی نداشتم هنوزهم ریاضیم خوب نیست. تاسن دبیرستان که خانواده برخلاف میلم مرادر رشته ی تجربی ثبت نام کردندکه اصلا با روحیات من سازگارنبودمخصوصا ساعت ریاضی وفیزیک. چقدرسخت می گذشت ولی همچنان عشق ادبیات درمن شعله ور بود. باهربدبختی که بود، بعداز دیپلم تجربی، رشته انسانی رامتفرقه خواندم ودردانشگاه فرهنگیان رشته ادبیات قبول شدم انگارگمشده ام راپیداکردم ودیگر رهایش نکردم هرچه بیشترمی خواندم، بال وپرمی گرفتم ودراسمان عشق و امیدپروازمی کردم. باشعر وقصه زندگی می کردم. وتدریسم درهمین رشته ادامه یافت تاکنون.
    درزمینه ترسهایم تاحدز یادی برآنهافایق شده ام مخصوصا ازروزی که خداجلوی دوچرخه ام رکاب می زند.

  • درود و مهر امین جعفری عزیز
    سپاس بیکران برای فایل های فوق العاده تون و اینکه من اصلا از شنیدن فایلها و دوره های شما سیر نمی شوم با وجود تکرارهای بسیار همچنان مشتاقم بیاموزم و رشد کنم و چقدر با شما موافقم چقدر درست است که ما روی نقاط علاقه مندی خود و فرزندان مون متمرکز باشیم و آنها را ارتقا دهیم تا در صلح با خود به حال و احساس بهتر و عزت نفس عالی برسیم و در نتیجه اتفاقات عالی و دلخواه را بسازیم و تجربه کنیم و من این روند را در خودم و زندگی ام به عینه تجربه کردم و امروز به خودم می بالم و اینها یادگار آموزه های عالی شماست به من،
    وقتی از دوران خودتان در فایل تعریف کردید زندگی نوجوانی و ان بخش فوت شده زندگی و خودم را به خاطرم آوردید و چه تجربه نچسب و ناگواری بود
    من هم به اصرار پدر در رشته نرم افزار تحصیل کردم ولی از بچگی عاشق شعر و اواز و نویسندگی بودم پدر و مادرم فقط مانع شدند و اصلا اجازه صحبت هم به من در حوزه هنر نمی دادند چه رسد به یادگیری ،
    اما من جسورانه و با سماجت از همان بچگی در نبود پدرم و مواقع تنهایی آواز می خواندم شعر می نوشتم و کاغذها را پنهان می کردم و علایقم را یواشکی دنبال می کردم دزدکی نقاشی می کشیدم حتی کتک هم خوردم از پدر جان چون مرا در حین نقاشی یواشکی دستگیر کرده بود🥰…بگذریم
    اما خبر خوب اینست که من در تمام سالهای زندگی ام با تمام فراز و نشیب های سخت و ناگواری که در زندگی تجربه کردم در دایره برتری ام ماندم که همان صداپیشگی، خوانندگی و در حال حاضر هم پرورش هنرجویان عاشق و صداپیشه است و هر روز و هر لحظه دست از ارتقا این مهارت بر نمیدارم چون عاشق اینکار هستم و عاشقانه هم به هنرجویانم خدمت می کنم و دائما در حال مطالعه و تحقیق
    در حوزه صدا و ارتقا این نهارت دوست داشتنی خود هستم و ول کن هم نیستم و تا امروز ۲۱ سال است که در این دایره برتری خود متمرکز هستم و از نتایجش هم تا این لحظه تا حدود قابل توجهی راضی ام و قطعا جای پیشرفت و رشد بیشتری دارد و تا روی بزرگ ترین استیج های دنیا با گروه خودم برای اجرا نروم دست بردار نیستم و این اتفاق برایم مثل روز روشن است و برایم حتمی ست و چقدر امروز با این فایل بیشتر خوشحال شدم که تمام این سالها اگر چه نتوانسم به تمام علاقه مندی هایم برسم و رشد کنم اما به اولین و مهم ترینش که خوانندگی ست رسیدم زیرا مسیر را درست پیمودم و توانستم در تمام فشارها و دردهایی که از سر گذراندم به صدای قلبم گوش کنم که می گفت شیدا آواز بخوان و وقتی میخواندم مرهمی می شد بر دردها و انگار در آن لحظه خلاصم میکرد .
    ✅خوب من تمرین اول را در دل توضیحات بالا انجام دادم🥰
    ✅و اما تمرین دوم من ضعف شخصیتی داشتم قبلا که آن را به طور صد درصد برطرف کردم
    ضعف من عصبانیت و گاها بد دهنی بود که اصلا دوستش نداشتم و خداروشکر سالهاست که از آن خلاص شده ام
    ✅تمرین ۳ : همچنان تصمیم دارم در دایره برتری خود بمانم و آن را بیشتر ارتقا دهم (خوانندگی و آموزش اواز ، فن بیان، صداسازی ، شعرخوانی به هنرجویان عزیزم )
    💪اما در برنامه ریزی های بعدی نوازندگی و نقاشی را هم قطعا ادامه خواهم داد.

    در ضمن در حال حاضر ترسی ندارم از چیزی چون باور کردم جهان، جهان ممکن هاست و من بسیار توانمند هستم و با شناخت خودم و قوانین جهان هستی هر سختی برایم آسان شد و باور کردم که ترس ها حقیقی نیستند و هر چه است در ذهن من است وقتی ترس ها قدرت خود را در ذهنم از دست دادند من ارتباط عمیق تری با نیروی برتر وجودم گرفتم و صدای قلبم را واضح تر شنیدم گوش کردم عمل کردم و دیدم همه چیز ممکن است .
    دیگر چه ترسی می ماند؟ هیچ

    ⚘🦋شکر برای وجود ارزشمندتان امین جففری عزیز
    زنده باد هپی فت💚
    زنده باد شیدا❤

    • عالی بود خانم عابدی عزیز
      کامل و جامع
      دایره برتری را همیشه یادتان باشد و به هیچ عنوان تمرکزتان را معطوف خارج از دایره نکنید. تمرکز لیزری روی دایره برتری معجزه میکنه..
      براتون در این مسیر بهترین ها را آرزو میکنم و امیدوارم که شاهد اجرای شما در بهترین استیج های دنیا باشیم. به امید آن روز….

  • باسلام ودرود خدمت استاد عزیز
    تمرین حلسه ی هفتم
    تمرین 1
    راستش استاد جان من الان هیچ ترسی ندارم هرچه دیروز تاحالا توفکروذهنم سرچ کردم ترسی پیدانکردم چون با آموزشهای زیبای شما اموختم که کسی که خدارابشناسدوبه اواعتماد داشته باشد دیگر ترسی ندارد ومن هم واقعا این رادرک کردم، قبلا گاهی نکران اینده ی فرزندان بودم که الان باسپردن به خدا اون ترس ازبین رفته وجاش ارامش جایگزین شده، قبلا ازرانندگی میترسیدم که حالا هرچه فکرمیکنم مبیننم من اصلا علاقه ندارم، نه اینکه میترسم
    اما تمرین 2-
    من مهارت سخنوری وشعرخوانی وحافظ قران شدن رادروجود خود میدیدم، والان چند وقتی ایست که استارت قوانین یادگیری این فنون رازدم ودوست دارم ادامه بدم ومهارتها رادرحدحرفه ای فراگیرم وبا اعتماد وایمانی که به خدا واموزشهای زیبای شماو تلاش وپشتکاری که درخود دارم انشاالله به انچه میخواهم میرسم
    سپاس فرواوان استاد گرامی ونجمه جان مهربان🙏

    • آفرین به شما خانم منوچهری عزیز
      اینکه تونستید با اعتماد به خداوند ترس هاتون رو از بین ببرید واقعاً ستودنیه.
      و نکته بعد اینکه تمام سعی خودتون رو انجام بدید تا بتونید مهارتهای بیشتری در زمینه توانمندیهاتون کسب کنید. هرچقدر کارهای بیشتری در راستای علایقتون انجام بدید قطعاً روز به روز احساس ارزشمندیتون و عزت نفس و اعتماد به نفستون افزایش پیدا میکنه..
      دست از تلاش کردن برندارید.
      موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

برای دریافت دوره رایگان کلیک کنید
مکالمه را شروع کنید
سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید