وبلاگ

جلسه ششم کارگاه فرمول رسیدن به خواسته ها

خوشحال می شم دیدگاهتون رو برام بنویسید.

تمرین این جلسه:

لیستی از دزدان احساس خوبتان تهیه کنید.

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

20 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • بادرودبیکران خدمت استاد عزیزونجمه مهربان ودوستان همراه هپی فت .درابتدامیخواستم سپاسگزار دوستانم باشم که بادیدگاهای بی نظیرشون حال دلمو عالی کردن .
    من فایل ششم وضمیمه روباجان دل گوش دادم وبینهایت لذت بردم .جملات شما تمامادرس درلحظه بودن واحساس خوب ساختن ورهاکردن انچه باعث حال بد مامیشه هست .اینکه غمگینی کافری هست من سالهاست این جمله روتکرارمیکنم وقتی بهرعلتی حزن وغم به دلم راه پیدامیکنه .رفتن به گذشته حسرت ورفتن به اینده ترس همراه داره همچنبن قضاوت وکینه خشم ونفرین وملامت وعدم رضایت وسرزنش چه به خود وچه به دیگران همشون ابزارشیطان یاهمون ذهن ماهستن که توسط انهاحالمون خراب میشه .اگرچه همشونو میدونم ولی درزمان رویداد گاهی فراموش میکنم ولی سعی میکنم بگذرم وتوش گیرنکنم وایمان دارم باتکراروتمرین هرروز بهترخواهم شد بخصوص بااموزش جدیداستاد وبازی دزد احساس؛ اگاهانه تربه مسائل نگاه خواهم کرد وهرروز صبح باارامش واطمینان دست خودمو تودست خداخواهم گذاشت وشاد روزموشروع خواهم کرد وشبها قبل خواب لیست ابزارشیطان درطی روز رومینویسم وباسپاسگزاری ازخدای مهربونم بخاطر بودنش روز روبه پایان خواهم رساند.هرلحظه درلحظه زندگی خواهم کرد وازلحظاتم بیشترین لذت روخواهم بردومدام میگم ای که مراخوانده ای راه نشانم بده.سپاس فراوان ازشما .

  • سلام به اقای جعفری وهمه عزیزان پر قدرت هپی فت آقای جعفری با مطالب ها وتوضیحات که داد وآیه های قرآن کلام پروردگارواقعن پی بردم که خدا برای هیچ بنده اش تبعیض یا همون فرق نمیذاره ولی استاد وقتی من می پرسیدم چرا بزرگان وانبیاه.فرق دارن چرا مقام پیامبر امامات رسیدن ویا چرا اینقدر میتونن درست رفتارکنن ویا چرا اینقد تواضع وفروتنی دارن وبه ما می گفتن خدا معصومه آفرید بدون هیچ گناه بدون هیچ مسایل واین لطف که انگار خدا فقط به اونها دادوبه ما بندهای عادی ندادولی با تو ضیحات شما به این فهم رسیدم بزرگان ما کارهای کردن که ما نه کردم این قدر ایمانشون قوی نسبت به خدا که به این مقام رسیدن وخدا همه بندهاش را به یک اندازه وبا یک دید می بینه ما بندهاش هستم که خدا را وهرکسی با دید خودش وباور خودش،نگاه میکنه واینکه احساسمون مراقبت کنم سعی کنم در هرلحظه احساس خوب داشته باشم واین با تجربیات که در گذشته بازندگی پراز تشنج بود درک کردم تا زمانی که من از احساساتم مراقبت نکنم وخودم در هر شرایط نامطلوب قرار ندم وحال احساس خوب نداشته باشم چطور میتوانم رفتار وبرخورد درست داشته باشم وقتی من از درون خراب هستم چطور با عشق رفتار کنم چطور حال احساس خوب انتقال بدم ومشکل ترین وسخت نکته مراقبت کردن از احساسات افکار منفی من هست اینقدر این مطالب ها قانون جهان هستی کلام پروردگار گوش کنم وخدا به من فهم ودرک بده قدرت اجرایش از خدا میخوام به شما وخانواده تون عمر باعزت بده 🙏🙏🙏🙏

  • به نام خدا، سلام خدمت شما استاد جعفری عزیز خانم خیری مهربان و همه دوستان پرقدرت هپی فت
    از جمله دزدان احساسم اگر بخوام بگم قضاوت، غیبت، گوش کردن به اخبار منفی که البته این گوش کردن به اخبار منفی رو خیلی وقته که کنترل کردم و بسیار تا بسیار حالم خوب شد و خیلی خوشحالم از اینکه قراره یه بازی انجام بدم که دنیا و آخرت هم رو تغییر بده.
    تعبیر های فوق العاده شما از آیات قرآنی من را بسیار زیاد تحت تاثیر قرار داد.
    ممنونم از شما و خدا را سپاسگزارم که من رو در این راه همراه با شما و دوستان عزیزم قرار داده و توی ۲۵ سالگی من رو به راه راست هدایت کرده… قطعاً با سپاسگزاری عملی شکرگزار خواهم بود…

    • سلام خانم حسینی عزیز
      خیلی خوشحالم که شروع به بازی کردید و امیدوارم تا لحظه ای که در این دنیا ساکن هستید در جریان بازی بمونید و اجازه ندید جریان آروم و پیوسته ی زندگی شما رو با خودش به جاهای نامعلومی ببره و دچار روزمرگی بشید.
      بهترین ها رو براتون آرزو می کنم..

  • بنام خداوند عزیز و مهربان
    سلام به استاد عزیز و پشتیبان مهربون و دلسوز نجمه جان
    بسیار شاکر و سپاسگزارم که افتخار شاگردی استاد دلسوز ومهربان وگرانقدری چون آقای امین جعفری را دارم، این فایل را چند مرتبه گوش دادم و متوجه شدم که اعتماد و توکل به خدا یعنی شادبودن، در لحظه زندگی کردن، یعنی چالشهای زندگی همچون برف و باران است که رحمت است و بدون ریزش آنها زندگی سخت است، اما دشواری‌هایی هم در بر دارد، اما آن دشواری‌ها را با جان و دل می خریم، یاد گرفتم سختی‌ها و چالش‌ها را با شادبودن بپذیرم، یاد گرفتم وقتی اعتماد به خدا داشته باشم یعنی هرگز ترس واندوه را به خود راه ندهم، استاد گرامی ممنونم که این همه زیبا کلام خدا را برایمان توضیح می‌دهید، وقتی که خداوند به پیامبرش می‌گوید از سخن کفار اندوهگین مشو، مطمئنا من نباید از حرف دوست و همسایه و… غمگین نشوم
    دزدان احساس خوبم، خاطرات تلخ گذشته، اخبار، سخنان دیگران در مورد مسائل سیاسی و گرونی و… شنیدن غیبت (به لطف خدا غیبت کردن را کنترل کرده ام)
    استاد عزیز امیدوارم خدای مهربان خیر کثیر دنیا و آخرت به شما و پدر و مادر عزیزتون، همسر و فرزندانتان عطا بفرماید انشاءالله
    کمال تشکر را دارم

    • ممنونم خانم عاشور زاده عزیز
      تعبیرتون از چالش ها به برف و باران خیلی برام جالب بود و خیلی حالم خوب شد.
      خیلی خیلی مراقب دزدان احساس خوبتان باشید و حتماً این بازی را هر روز انجام دهید اگر طالب سعادت دنیا و آخرت هستید.
      موفق باشید.

  • سلام وعرض ادب واحترام خدمت استادی که عصاره ی جان و تجارب گرانبهایش راخالصانه وبی هیچ مضایقه ای درطبق اخلاص گذاشته وبه هنرجویان می اموزد. کمترکسی رامی شناسیم که این قدرفداکارباشدوجاده موفقیتی که سالها رفته وبه نتیجه رسیده را بررهروان طریق حق، اشکارکندمگرانسان شیرپاک خورده ای چون استادجعفری.
    راستش بامرورفایل های اخیر، مراحل طریقت درذهنم مرورشد. مراحل هفت گانه ی عشق:طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقروفنا. باخود اندیشیدم استاد، ناخواسته این مراحل را طی می کند وما راباخودبه این وادی ها می برد. این فایل جلسه ششم، مرا دچار تحیر کرد و دیدم چقدردنیاگلستان می شود اگر ما این گونه فکرکنیم وتغییر زاویه دید بدهیم.
    چندروزی است که ازافکاروحال خوبم مراقبت می کنم وسعی می کنم دراین زمینه پیشرفت کنم.
    بازهم سرتعظیم فرودمی آورم دربرابر این طرزفکرو آموزه های استاد. حق یارتان. ماناباشید.

    • ممنونم خانم خانی عزیز، بسیار بسیار سپاسگزارم بابت لطف و محبت شما.
      بهترین ها رو براتون آرزو می کنم.

  • ⚘درود و مهر امین جعفری عزیز
    ✅ایام به کام تان شاد و ناب
    حجت را در این جلسه تمام کردید
    دیگر نه حرفی می ماند نه سخنی
    با وجود چالشی که اینروزها ذهن مرا به خود مشغول کرده و بسیار قدرتمندانه توانستم کنترل ورودی ذهن داشته باشم تا حدود زیادی هم موفق بودم
    اما آنچه که مرا به ایست وا میدارد اینجاست که قانون می گوید روی برگردان و به من توکل کن
    حالا اینجا کمی کار سخت می شود البته خوب میدانم که کنترل احساسات و تفکر کار ساده ای نیست اصلا و بلکه سخت هم هست ولی آنجایی که بیشتر نسبت به شخص یا موضوعی قلیان احساسی داریم و بیشتر احساس مسئولیت ، چگونه روی برگردانم شدنی است می دانم چون تا حدودی انجام داده ام ولی بار حزن هم دارد
    اما با همه این احوالات آنقدر خوب به من آموختید که چگونه از تضادهای زندگی گذار کنم چگونه در احساس خوب حل مسئله کنم چگونه در تسلیم و پذیرش طلب کنم و چطور زندگی دلخواهم را بیافرینم که هیچ ترسی برایم از هیچ کجا باقی نمانده
    زمانی که این قوانین را بلد نبودم هم همواره تک و تنها از تمام چالش های زندگی گذشتم البته بی شک آگاهی برتر وجودم تمام و کمال یاری ام می کرد فقط من نمی شناختمش.
    ثبت این دیدگاه رکورد زمانی ثبت دیدگاهای مرا در هپی فت شکست چون ۷ بار به این فایل گوش داااادم و هر بار چیزی جز سکوت عمیق نداشتم
    سکوت را هم نمی توانستم و بلد نبودم اینجا بنویسم
    از هر چه هست پناه می برم به الوهیت وجودم و یگانه خالق هستی و هر بار سنگینی را به شانه های الهی می سپارم

    برایتان به وسعت دنیا آسودگی خیال می طلبم امین جعفری عزیز سپاس بیکران و شکر برای وجود ارزشمندتان.🌟🤍🙏

    • سلام خانم عابدی عزیز
      امیدوارم که روزی برسه که همه ی ما هپی فتی ها بتونیم بگیم که تو بحث مراقبت از احساس خوبمون به درجه استادی رسیدیم و تا جای ممکن از این دارایی ارزشمندمون مراقبت می کنیم.
      بهترین ها رو براتون آرزو می کنم.
      موفق باشید.

  • دیدگاه جلسه ۶ ….دزد احساس خوب
    با سلام ….
    همش فکر میکنم اگر زودتر با این آموزشها آشنا میشدم کمتر غصه می خوردم.گریه میکردم.کمتر میترسیدم و کمتر…..😔
    چی بهتر از حال خوب…😍.. احساس خوب مثله قطب نما نشون میده مسیر درست رو داریم میریم….
    خداروشکر میکنم بخاطر این خلقت فوق العاده ما….ابزار شیطان مارو از مسیر درست دور میکنه و حس بد بهمون میده….مثله گربه نره و روباه مکار که سکه های پینوکیو رو ازش می‌دزدیدند……تا وقتی پیش فرشته مهربون بود در امان بود…..(یاد بچگی مون افتادم)
    کلید رستگاری و خوشبختی درون ماست و بیرون از خودمان نباید دنبالش باشیم….خدا همینجاست.
    حس میکنم الماسی باارزش بنام احساس خوب درونم دارم که مثله عزیزترین و نزدیکترین کس باید ازش نگهداری کنم….
    یاد گرفتم وقتی سپاسگزار باشم بر ترسهام غلبه کنم و زاویه دید رو به شرایط طوری تغییر بدم که همیشه احساس خوب داشته باشم خواسته هام بسادگی وارد زندگیم میشه…..و این هست فرمول رسیدن به خواسته ها……
    خدا درخواستهای مارو اجابت کرده و نعمتها رو دم در فرستاده و کلید باز شدن این در همون احساس خوبه….حال خوب یعنی راهت درسته…وقتی از زندگی لذت میبریم و حالمون خوبه یعنی درها رو باز کردیم و سلامتی و ثروت و روابط عالی و خوشبختی و تناسب اندام و…..وارد میشن…..
    امیدوارم هر چی یاد گرفتم بتوانم بیشتر و بیشتر توی زندگیم عملی کنم ….این چند ماه که حالم عالی بوده…..
    خداروشکر میکنم بابت هدایتم به این مسیر و ممنونم از شما بخاطر زحمات بیدریغ تون‌‌…

    • سلام خانم دشتی زاده عزیز
      چقدر دیدگاه بینظیری بود، چقدر عالی متوجه فرمول رسیدن به خواسته ها شده بودید، مرحبا و احسنت به شما.
      همگی باید تلاش کنیم که تا می تونیم به این آموزش ها با تمام وجودمون عمل کنیم.
      موفق باشید و پیروز

  • سلام مجدد
    واقعا عالی بود این جلسه، واقعا دستمریزاد استاد جان که اینچنین ذهن ما رو ریکاوری میکنید
    اول که خیلی گریه کردم چون تنهابودم، وبادل و جون گوش کردم ، وی باره به خود اومدم که نباید نگران باشم وباید شکرگزاروشاد که خداوند مرا راهنمایی کرده که شاد زندگی کنم، سپاس فراوان امین جعفری عزیز

    • سلام استاد جان من دوتا دیدگاه ارسال کردم انگار یکی ارسال نشده
      استاد من با گوش دادن به این متوجه چالشی درزندگیم شدم که چندسال پیش درگیر بودم وباتغییر رفتار نتیجه تغییر کرد وهمه رامتحیر کرد، دلیلش رانمیدانستم، وهمچنان ازخدامیخواستم علتش رابه من نشان دهد استادد جان اگه غلو نکرده باشم هرروز دنبال علتش بودم شاید باورتون نشه بعداز گذشت چهارسال باگوش دادن به این سخنان گهربار دلیلش رافهمیدم ودر جاخداروشکر کردم
      من باورودم به این دوره ها خیلی ازنگرانیهایم خذف شده روزانه دستم رادردستان خدا میگذارم واز او مدد میگیرم وتا الان هم بی نتیجه نبوده است، هرشب که میخواهم بخوابم باخدایم صحبت میکتم ودستان فرزندانم رانیز به میسپارم، کم نگران میشم، درکل از احساس خوبم خوبم خیلی مواظبت میکنم، فقط در مواقعی که مشغول تدریس ودرس دادن به فرزندانم هستم عصبی میشدم، که عصبانیت خودش دزد احساس است، به اموزش ونحوه ی اموزش حامعه ومجریان اموزش که خودم هم یکی ازانها هستم بدوبیرا میگفتم وفکرمیکردم که این برای فرزندانم خوب است چراکه فکر میکردم ااگرنگرانی من راببینن بهتر متوجه درس میشوند که برداشتم اشتباست، الان فهمیدم که نبایدتحت هیچ شرایطی نگران شوم واحساساتم رابچسپم تا همیشه شاد باشم واین شادی که تاالان نتیجه اش نمایان است درخانه ام بیشتروبیشتر نمایانگر شود،
      سپاس فراوان استاد گرامی🌹

    • استاد جان این لحظه که دارم این دیدگاه رومینویسم، چالشی به نام مشق ودرس فرزند مرادرگیر کرده است، پسرم کلاس ششم هستش پسر باهوشی ایست اما خیلی دل به درس ومشق نمیده از عصرتاحالا معلم تکلیفی فرسناده که انشایی بنویسن در مورد سردارسلیمانی من هرکاری کردم باعزیزم وجونم زورم نرسید، راستش ازخداکه پنهان نیست ازشماهم نباشه من تاالان هرچه خواستم خدابهم داده، وقتی اسم این کارکاه رو شنیدم گفتم ببینم چی میخوام که ندارم، جرقه ی ذهن من فرزند درسخون ورتبه اول کلاس بود، روزانه فکرم به این خواسته است، هرروز جلسات راگوش میکتم ومتوجه خواسته ی قلبی ام، فرزند خوبی ایست اما رتبه اول نه، رتبه سوم وچهارم کلاس است، که به میل من نیست، تا امروز که هرکاری کردم انشاروننوشت، من میدانم که قوانین درست است اطمینان دارم اما نمیدانم چرا هرچه من رعایت میکتم درست نمیشه، برای بار ششم این اخرشبی گوش کردم وگفتم باید ازاین فایل جوابم رادریافت کتم، بله متوجه شدم که من باید شاد باشم وبازبان احساسم باخدا حرف بزنم، چراکه قبلا هم گفته بودم من برای اینده ی فرزندان نگرانم، فهمیدم جایی که نگرانی وحزن است شادی ومثبت اندیشی نتیجه ی معکوس دارد، اینجابود که باخداشروع کردم به صحبت کردن ایه ای که درمورد حضرت موسی وبه نیل انداختنش بود مرا تکان دادن وبسیار گریه کردم واز خداوند پوزش خواستم وباخیال راحت فرزندم واینده اش رابه خداسپردم و به رختخواب رفتم، سپاس فروان استاد جان 🙏🙏🙏🙏🌹

      • آفرین خانم منوچهری عزیز، بر خدا توکل کنید و بدونید با هر چی بجنگید قوی تر میشه.

  • استاد عزیز ادامه ی صحبتم میخوام اینو بگم‌ الان که از اون شرایط نگران کننده ی فرزندم خارج شدیم . قطعا بهترین تصمیم رو براش خواهیم گرفت که عاقلانه باشه . ولی همینقدر که در اون لحظه و در اون شرایط اون دیدگاه هایی که ساخته بودم باعث آرامشم شده بود . همینش فوق العاده بود برام . اون لحظه مهم بود که نجواهای شیطانی نداشته باشم چون قطعا عواقب بعدی اش مخرب تر بود . و بابت این آگاهی خوشحالم

  • سلام به استاد عزیز
    این جلسه برای من فوووووق العاده بود خدایا شکرت .
    با این فایل متوجه شدم که برداشت من و طرز استفاده ی من از این کارگاه غلط اندر غلط بود و من حواسم نبود .
    میدونید چرا؟؟؟ از وقتی که دارم روی این کارگاه کار میکنم همش داشتم به این فکر میکردم که من چه خواسته هایی دارم که حالا از طریق این کارگاه تلاش کنم که بهشون برسم ؟؟؟ همش با خدا حرف میزدم که خدایا خواسته های من چیه ؟؟؟؟ هر لحطه که به فایل ها گوش میدادم ، فکر نگهبانم و ته ذهنم یه نگرانی داشتم . مدام دنبال خواسته ایی میگشتم که بتونم از این فرمولها برای رسیدن به اون خواسته استفاده کنم . و این فکر اذیتم میکرد تا حدی که بعضی وقتها به سرم میزد که حالا که من خواسته ای پیدا نمیکنم بی خیال این آموزه ها بشم . ولی ته دلم غوغا بود … منتظر جواب خدا بودم . باید دوباره همه چی رو مرور میکردم.
    دیشب با گوش کردن به این فایل خدا جوابم رو داد . دیشب که عمیقا به این دوتا فایل گوش میکردم ، به قدری برام جذاب بود و به من درس زندگی داد که وقتی تصور کردم که اگه من یاد بگیرم که هر لحظه احساسم رو خوب نگه دارم چقدرررررر زندگی شاد و زیبایی رو هروزه تجربه میکنم . و ناگهان به خودم گفتم من چرا اصلا دنبال خواسته و نتیجه میگردم ؟؟؟ چقدر من دوباره داشتم اشتباه میکردم؟؟؟ با خودم گفتم
    چیزی که استاد توی این فایل داره آموزش میده ،من ( این طرز زندگی کردن رو دوست دارم) نه چیز دیگه ایی رو !!!!!!؟؟؟؟؟ ، و من میخوام هروز اینطوری زندگی کنم ، اینش لذت بخشه …. چرا همش به فکر هدف و دنبال خواسته میگردم ؟؟؟؟
    من دارم فرمول خوب زندگی کردن رو یاد میگیرم پس لاجرم خواسته های من در مسیر زندگی خودشون رو به من نشون خواهند داد و وارد زندگیم میشن . درست مثل تناسب اندام …
    استاد عزیز با اینکه میلیون ها بار این آموزش ها رو تکرار کردید ولی اعتراف میکنم که هنوز کاربردش رو یاد نگرفتم … و بسیار باید عمیق تر بشم …
    تغییر دیدگاه دادن برای حفظ احساس خوب ، به ظاهر ساده و جذاب و شنیدنیه . ولی در عمل بسیار به تعهد و ایمان بالایی نیاز داره . و نشوندن خدا ، جلوی دوچرخه ات ، صرفا یه جمله نیست ( بلکه یه احساسه) که باید ایجادش کرد …
    دیشب ، در حین شنیدن همین فایل ، دخترم بابت تب خیلی بالا ، با پدرش توی بیمارستان بودن و به خاطر تپش قلب خیلی بالا دکترا داشتن روش کار میکردن … من دائم توی دلم کارکنان مهد کودکش رو زیر سوال میبردم و اونا رو مقصر میدونستم که بهداشت رو رعایت نکردن و تصمیم راسخ گرفته بودم که دیگه نذارم بره … و لحظاتی ترس از دست دادن بچه ام میومد توی ذهنم . ولی از اونجایی که سطح آگاهی و هوشیاری ام نسبت به گذشته خیلی بالا رفته بود ، درجا فهمیدم که این ترس و این فکرهای منفی کار شیطانه و نباید اجازه بدم نجوا کنه . درجا ذهنم و فکرم رو به سمت خدا بردم و توکل کردم . به قدرت روح ام و قدرت روح فرزندم فکر کردم ، تلاش کردم تغییر دیدگاه بدم تا حالم خوب بشه … همینقدر که این تلاش های ذهنی رو میکردم ، دم خدا گرررررررم …. اونم بیکار ننشست …. اومد به کمکم که بتونم درست درمون و بسیار اساسی تغیرر دیدگاه بدم نسبت به ویروسی شدن بدن بجه ام . و این زمزمه رو شنیدم و از آموزه های شما به یاد آوردم : که بدن انسان اونقدر قدرتمنده که ویروس نمیتونه اون رو از پا در بیاره مگه اینکه خودت با افکار و باورسازی های خودت کاری کنی که قدرت ذهن ات و بدنت از ویروس ضعیف تر بشه و این احساس رو به فرزندت انتقال بدی … تصمیم ام عوض شد و با خودم گفتم تا کی توی خونه زندانی اش کنم ؟؟؟ تا کی بچه ام را سانسور کنم ؟؟؟ بچه ام باید حذف بشه از صحنه و بره گوشه ی زندگی ؟؟؟ یا این ویروس ؟؟؟؟ باز هم میفرستمش که بره تا بدنش مقاومتر و قوی تر بشه … با این تغییر دیدگاه حالم و احساسم خیلی خوب شد و خندیدم و شیطان رفت …‌ و خدا نشست …. وقتی برگشتن خونه ، احساس خوبم و خنده هام ناخوداگاه به فرزندم منتقل شد و دیگه نترسید و گریه نکرد و از خنده های من روحیه اش چسبیییید به سقف …. دیشب اولین شبی بود که من برای مریضی بچه ام (صد درصد ) آسوده خاطر بودم … و از خدا میخوام این احساس رو هروز بیشتر و بیشترر برام تقویت اش کنه …. قبلا وقتی بچه ام مریض میشد خونه مون ماتم کده بود و من و همسرم عین کوه آتشفشان بودیم و دائم همدیگرو مقصر میگرفتیم … و بچه ام تا صبح گریه میکرد …چقدر من دیشب از این طرز زندگی کردن لذت بردم … و تصمیم گرفتم دیگه دنبال هدف و خواسته نگردم بلکه اینطوری زندگی کنم هروز …. به شدت عاشق این طرز زندگی شدم . هرچند حدود یک ساله که توی آموزه های شما دارم تلاش میکنم ولی فایل دیشب معجزه میکنه
    اینطوری زندگی کردن و لذت بردن از مسیر و به کار گرفتن این فرمولها ، لاجرم خواسته ها رو وارد زندگیم میکنه … من اونقدر غرق (عنوان ) این کارگاه شده بودم که تمام حواسم به کلمه ی (خواسته ها) بود ….
    تلاش میکنم در و دیوار خونم رنگ آموزه های شما رو بگیره که همش از روی کتاب خدا و قوانین اش هست … تلاش میکنم فرمول ها رو زندگی کنم و (تکنیک احساس خوب ساختن) رو خوبه خوب یاد بگیرم … درست مثل تناسب اندام که از مسیر لذت بردم و آموزه ها و فرمول ها رو زندگی کردم و لاجرم تناسب اندام وارد زندگیم شد …
    از خدا ممنونم که این فایل شما مصادف شد با این اتفاق زندگیم و همزمان جواب سوالات چند روزه گذشته ام رو داد .
    بی نهایت از شما ممنونم استاد فوق العاده عزیز.

    • عالیییییییییی بود خانم رهروان عزیز
      خیلی خوب متوجه شدید که مسیر چیه و هدف از خلقت فقط لذت بدن از لحظه به لحظه ی زندگیست.
      در طول مسیر با برخورد با چالش ها ناخودآگاه درخواست ما به جهان هستی ارسال خواهد شد، چه بخواهیم و چه نخواهیم.. در واقع با دیدن یه ماشین زیبا تو خیابون که ما دوستش داریم ناخودآگاه بدون اینکه ما متوجه بشیم درخواستشو به جهان هستی ارسال کردیم.. اصل قضیه دریافت خواسته هاست که باید تو خونه باشیم وقتی خواسته ها در میزنن، چه زمانی خونه هستیم؟ وقتی که شادِ شادِ شاد باشیم. وقتی که همنشین احساس خوبمون باشیم

دیدگاهتان را بنویسید

برای شروع آزمون کلیک کنید
مکالمه را شروع کنید
سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید