وبلاگ

جلسه دوم کارگاه فرمول رسیدن به خواسته ها

این کارگاه بدون تمریناتش مثل پرنده ای بدون بال است

صرفاً با گوش دادن فایل ها نمی توانید به اوج موفقیت پرواز کنید

تمرین جلسه دوم:

خدایی که در حال حاضر به آن اعتقاد دارید چه ویژگی هایی دارد؟

تصویری که از خدا دارید چگونه است؟

آیا تصویری که از خدا در ذهن دارید و از بچگی برایتان ساختند این است که خدا را مثل یک انسان می بینید؟ احساساتی، واکنش گرا، قضاوت کننده، رئوف و دل رحم؟

خدا را مانند خودتان می بینید؟ مثل یک انسان با همان عواطف انسانی ولی خیلی خیلی قدرتمندتر و توانمندتر و با سخاوت تر و مهربان تر؟

 

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

14 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سلام وقت بخیربه اقاز جعفری وخانم خیری عزیز***من تایکسال پیش خدایی که ازبچگی توی ذهنم ساخته بودن یه خدای حساب کتاب گر انتفامگیر که ازکوچکترین اشتباهاتمون نمیگزره ودنبال انتقام گرفتنه تا حساب پاک بشه خدایی که هرچقدرثواب بکنی دوستداره وبهت کمک میکنه یه خدای خیلی جدددددی وخشمگین که فقط بیشترگناهامون وکارهای بدمون رامیبینه تاکارهای خوب خیروثواب همیشه فکرمیکردم بایدکارهای خیرثواب انجام بدم تاخداجواب کارم بده فکرمیکردم خدایه روح هستش که فقط او ماهارامیبینه یکسره هم دنبالمونه خدایی که فقط بابهشت جهنمش به شناسوندن@@## امااااااااا یکسال پیش تویه برنامه ی شرکت کردم البته چندمین جلسه میشدکه میرفتم یروزیه اتفاق خیلی بدی برام افتاده بودکه ازهمجابریده بودم ناامید بودم تواون مکان به بچهای جلسه گفتم برام دعاکنیدمشکلم حل بشه دوساعت بعدبطورناباورانه معجزه خدارادیدم که ازخوشحالی داشتم بال درمیاوردم من اون روزوجودخداراباتمام وجودم حسش کردم توی خیابون بودم میخاستم همونجاسجده کنم ازمردم خجالت میکشیدم امدم خونه سجده کردم باگریه خداراشکرمیکردم ازاون روزببعدرابطه م باخدابهترشدبخدابیشتراعتقادپیداکردم اعتمادکردم همیشه فکرمیکردم هرچی بیشترنمازقران بخونم بخدانزدیکترمیشم وخدابیشتردوستم داره امااون روزکه معجزشودیدم به این باوررسیدم خداراتوی هیچکدوم ازاینانمیشه پیداکردالبته این باورمنه. ازشناخت قبلی که به خداداشتم دیدم نسبت به او .شرمنده خجالت زده شده بودم گفتم خدایاتوهمچین خدای بودی من خبر نداشتم ازتوبرای خودم یه هیولاساخته بودم. خدایه نیروی برتری هست که فقط باعمق وجودت حسش میکنی* خداهمون حس خوبه *همون مهربونیه *همون دل نشکستنه *همون احساس سبک بودنه *ازوقتی هم که عضوهپی فت شدم توی چله نشینی ازرکاب زدن باخداحرف زدیدمن بیشتربهش نزدیکتر شدم فرمون دوچرخه زندگیم دادم دست خداوخودم پشت سرش ازمسیرلذت میبرم چون بهش اعتماددارم که اوبهترین برامون میخادهراتفاقی هم که توزندگیم میافته میگم بدون حکمت خدانیست حتماخیری دراون نهفته .صبرحوصله ام بیشترشده ارامشم بیشترشده همش بخاطروجودنازنین خداست. ازشماآقای جعفری سپاس گذارم که مارابه اعماق وجودمون میبری تابیشترخودمون وخدارابشناسیم انشالله همیشه موفق تراز دیروزتون باشیدتشکرتشکرتشکر😊😊👏👏

    • آفرین به شما خانم ریحانه که بدون تعصب به اطلاعات گذشتتون سعی کردید خدای جدیدی را پیدا کنید که بهتون آرامش میده …
      مرحبا به شما

  • سلام وقتتون بخیر من امروز می خوام در مورد دیدی که نسبت به خدا دارم صحبت بکنم، من راستش همیشه فکر میکردم که خدا یه آدمیه که قدرت مند ترین آدم دنیا است و هر چیزی که گفته باید بدون چون و چرا انجام دهیم و گرنه ما رو به آتش دوزخ گرفتار میکنه کسی که توی مصیبت ها باید سمتش بریم و دنبال مقصر اون مشکل باشیم و توی خوشی ها اصلا حواسمون بهش نباشه چون همیشه فکر میکردم اگر یک اتفاق بدی برای ما میافته طبق آموزه های قبلی که داشتم به این دلیل هست که خدا میخواد ما رو امتحان کنه و همیشه برام سوال بود که چرا خدا باید بنده اش رو اذیت کنه. قوانین جهان هستی رو نمی دونستم و جوانی بودم که همیشه دلم شادی، لذت و آرامش می خواست و نمیدونستم( هرکه در این درگه مقرب تر است، جام بلا بیشترش میدهند) من قوانین جهان هستی رو نمی دونستم و خدا رو مقصر همه ی مشکلات زندگی می دونستم و همیشه می‌خواستم که خودم مشکلاتم را حل کنم و فرمون رو دست خدا نمی دادم به همین دلیل روز به روز از خدا دور تر می شدم و یک ایمان متزلزل پذیری نسبت به خدا داشتم، اما بزرگتر که شدم دانشجو شدم و در مورد خدا تحقیقات بیشتری کردم متوجه شدم که خدا بهترین رفیق و بهترین دوست ماست و و حتماً اگر کارهایی انجام ندادیم از سر شوق ما را به جهنم نمی بره. جهنم یه جایی نیست که آتیش باشه هیزوم باشه و ما رو توی اون بندازند جهنم نتیجه رفتارها و کردارها و کارهایی که خودمون در این دنیا انجام دادیم و الان با آموزش های شما رابطه ام با خدا عمیق تر شده و خدا مثل یک دوست صمیمی برای من شده است، که حالا با توجه به شناختی که ازش دارم و حس خوبی که کنار خدا دارم هر کاری که از من خواسته تا انجام بدم رو نه از روی ترس بلکه با جون و دل انجام میدم. امیدوارم من رو به خاطر جهل های گذشته ببخشه و در ادامه مسیر با من همراه باشه و روی دوچرخه دونفره فرمان رو هیچ وقت ول نکنه. و اینکه سپاسگزارم ازش که من رو به واسطه آشنایی با شما و استاد جعفری و گروه هپی فت از جهل و نادانی هایی که داشتم نجات داده است…

  • سلام وقتتون بخیر و پر از شادی.
    متاسفانه چیزهایی که از بچگی و تو مدرسه بهمون یاد دادن که خدا کیست و چطوری داره رفتار میکنه، سراسر اشتباه بوده.
    توی کتاب گفتگو با خدا خوندم که هر شناختی که از خدا داری، هرچی از خدا تا به الان یادت دادن همه رو بزار کنار و خودت خدای خودتو بشناس.
    منم یه روز نشستم با خدا گفتگو کردم گفتم خدایا هر شناختی که تا الان ازت داشتم میخوام بزارم کنار حالا بیا خودتو به من بشناسون، بهم کمک کن تا خدای خودمو واقعاً بشناسم و خدا شما استاد عزیزرو سرراه زندگیم قرار داد تا خدارو بفهمم و بشناسم خدا هدایتم کرد که فایلهای بینظیر شمارو گوش بدم و به خداشناسی حقیقی برسم.
    استاد عزیزم و چقدر زیبا در مورد پروردگار صحبت میکنید واقعاً حال دلم عالی میشه.
    سپاس بیکران از شما بزرگوار.

    • ممنونم خانم غلامی عزیز
      سپاسگزارم بابت محبت شما
      بهترین ها رو براتون آرزو می کنم…

  • سلام….تمرین جلسه دوم کارگاه فرمول رسیدن به خواسته ها
    تصویر من از خدا….در بچگی خدارو مثله یک انسان و با عواطف انسانی می‌دانستم که در آسمان خانه داشت. با کارهای خوبم خوشحال و با کارهای بدم عصبانی میشد و منتظر روز جزا بود تا در آتش جهنم مرا بسوزاند..‌‌
    خدایی سخت گیر که ما محکوم به زندگی هستیم که او برایمان در نظر گرفته…..خدایی که دلش برای یتیمان و بیچارگان و فقیران و جنگ زده ها نمی‌سوزد……و……😔
    🌹 اما حالا میدانم که خدا از رگ کردن بمن نزدیکتر هست مثله نور و انرژیه…..همه جا هست از کهکشان ها گرفته تا ‌کوچکترین سلول بدن من….من درونم خدا رو دارم….
    من خالق زندگی خودم هستم و زندگیم رو با فرکانس های ارسالی از طریق توجهم می‌سازم…
    بهشت و جهنم همین دنیاست …
    خدا دنیایی خلق کرده پر از نعمت و فراوانی و خیر…..اینکه ما چقدر از آن را دریافت میکنیم بستگی به ظرف وجودمان داره‌..زندگی ما صد در صد در اختیار خودمون هست….
    خدا سراسر عشق هست و مهربانی

  • سلام خدمت استاد و بانو خیری عزیز
    جلسه دوم
    به عقیده‌ی من خدا خداست مثل خودش
    نه شبیه به کسی یا چیزی
    من از همون بچگی خدا را بالاتصور می‌کردم
    خدا برای من حکم آغوش مادر را داشته داره
    هر وقت دلم می‌گرفت
    هر وقت گرفتار میشدم
    هر وقت خوش حال بودم
    هروقت هر موقع هر کسی داشتم میرفتم تو آغوش گرمش با یاد کردنش آروم میشدم
    از وقتی که خدا رو فهمیدم و شناخت
    داشتم هر چی خواستم بهم داده بود
    همیشه پیش هر کسی حرفش میشد من راضی بودم میگفتم هر چی می‌خوام بهم داده و میده
    حسن با خدا خوب بود همیشه هم از وقتی یادم میاد نماز قرآن خوندم با دلم باهاش صحبت میکردم
    همیشه راضی بودم تا یک سال پیش همه چیز خوب بود آروم
    اما اما استاد تقریبا یک سال احساسم خیلی کم رنگ شده
    باورتون میشه منی که این همه اعتماد و اعتقاد داشتم الان یه جوری اعتقادم کم شده یا نمیدونم حوصله خودمو ندارم یا شاید خسته شدم دیگه سر وقت نماز نمیخونم دیگه زیاد وقت نمی کنم که قرآن بخونم یه جوری ذهن منو قانع میکنه که این همه آدم نه قران میخونن نه نماز روزشون قشنگ تر رو آروم تربه خواسته هاشون زودتر می رسند

    نمیدونم به خاطر چیه من شدم همرنگ جماعتی که با خدا بودند را نوعی عقب موندم میدونن
    یا نه خسته شدم نه در اون حد که خیلی کمرنگ شده باشه برام
    همین الانم زیاد خواسته ندارم یا شاید دارم که مطرح نمی کنم
    احساس می کنم زندگی رو دارم سپری می کنم انگار اون آغوش گرم برام گرم نیست

    احساس تنهایی می کنم مثل بچه ای شدم که مامانش طردش کرده و تنها مونده
    فقط دوست دارم تنها بمونم تو تنهاییام زندگیم و سپری کنم خدای من کجاست اون خدایی که پررنگ بود برام چرا من اینجوری شدم الانم اینارو مینویسم دلم گرفته چرا من اینهمه غریب شدم با معبودم
    امیدوارم با کمک شما استاد برسم به نقطه اولی که بودم
    سپاس از شما

  • سلام وعرض ادب خدمت استادگرانقدر خانم خیری عزیز ودوستان ارجمندم.
    به عقیده ی من، خدا عشق است، نور است، آگاهی است، درمان است، هدایتگراست. انیس و مونس همه ی گمگشتگان وادی ظلمت ورهگشای بینوایان درمانده است. یاری بخش قلبهای تنها ودلشکسته و مرهم زخم زخم خوردگان بریده ازهمه جاست. اوست که دراوج ناامیدی دست مار امی گیردوبا ایجادموانع برسر راهمان، ما راهمچو فولادآبدیده می کند. ازقعربه اوج می کشاندازپستی به بلندی واز گمنامی، به نیک نامی می رساند.
    پیش ازاین دوره گاهی بی اختیارخدارافراموش می کردم و گهگاهی ازاوضاع گله می کردم. اماهدایتهای استادجعفری، مرابیدارکرد که به خود ایم او را جلوی دوچرخه بنشانم وبگذارم رکاب بزندو خودم زین رکاب اورا رهانکنم. زیراعقیده دارم اوارحم الراحمین است وعاشق بنده هایش. ومی خواهد درما وازطریق ماخلقتی جدید تجربه کند. امیدوارم بندگانی شایسته ی این همه عشق وعظمت باشیم.

  • سلام به استاد ودوستان پر قدرت هپی فت درمورد خدا بگم خدای که الان می شناسم با خدای گذشته خیلی تفاوت دارسالها طول کشید تا بااین خدا که الان باهاش درارتباط دارم تا حدود آشنا بشم من خدارافقط به اسم می شناختم فقط خدای که من آفرید وخلق کرد از نظر ظاهر وجسمی که به هم گفته بودن خدا مارااز خاک گل افرید مثل یک مجسم وروح در من دمیده تا من زنده بمون مفهوم منظور روح خدا درمن دمیده نمی دونستم خدارااز بچگی خدای مجازاتگر بود خدای که من می ترسیدم از این خدا خدای که باهاش درحال فقط معامله کردن بودم اگر رقیه کار خوب انجام بده خدا دوستش دار خداهر چی رقیه بخواد میدی اگر فلان کار مذهبی انجام بدم اگر توزندگی مسیله یا اتفاقی پیش میمودعذاب از طرف خدا میدم وبا خودم درحال مدام صحبتهای منفی بودم اگر من دوست داشت تو این شرایط نمی ذاشت این چطور خدایی که برای بندهای دیگه اش خوب میخواد برای من فقط عذاب هیچ موقع تو زمان خوشحالی خدا یاد نمی کردم ارتباط نداشتم فقط زمانی که اتفاقی پیش میمود صداش می کردم خدادراین حد میدم تازه اگر مشکلم حل نمی شود باز از این خدا ناراحت می شودم الان وقتی تصور می کنم به خدا مثل یک پدر ومادر میدم که به بچه هاش تفاوت میذاشت به یکی خیلی می رسید به یکی ن ولی با مرور زمان با شناخت نسبی از خودم خداراهم طور دیگه شناختم خدا ترس انتقام گیر نبود با مرور گذشته فهمیدم حتی زمانی که صداش نکردم باز هوای من داشت من نمیدم خدا من پر از قدرت توانایی که جاهای که من نتونستم حضور داشت واز خدا میخوام کمکم کن بیشتر بیشتر بهش نزدیکتر بشم ودلهر ترسها رابزارم کنار آروزی بهترینها برای همه دوستان هپی فت🙏🙏🙏

  • درود بی‌پایان به استاد گرامی و نجمه جان عزیزم 🌹

    احساس میکنم خدا بینهایت…همه چیز و در همه جا هست.. یعنی در هر چیزی که هست وجود داره…پس همه صفات درش میتونه باشه چون همه چیز هست…اما فکر می‌کنم نمیشه این صفات رو جدا جدا به او نسبت داد.. او کل هست نه جزء…
    من ذره ای از اویم… و در وجودم جریان داره… به میزانی که آگاه باشم میتونم از این اقیانوس بی‌پایان بهره ببرم…در حال حاضر آنچه که هستم ..این مقدار از خدا رو دارم متجلی میکنم و آرزو دارم که که خدا از طریق من مهربانی و لطافت.. دوستی و عشق.. ثروت و بخشندگی..رو .تجربه کنه و این فقط و فقط با بالا بردن سطح آگاهی من ممکن میشه…
    خداوند قوانینی رو خلق کرده که اگر به اون قوانین عمل کنیم میتونیم حتی به بی‌نیازی برسیم… از اینکه گفته میشه خداوند دلش نمیسوزه و مگه نمیبینه این همه مشکل در جهان وجود داره …پس چرا راه حلی براش قرار نمیده…و امثال این تفکرات.. یعنی نسبت دادن صفت انسانی به خدا… ما اگر به قوانینی که خداوند گذاشته پایبند باشیم دچار مشکلات نمیشیم و یا اگر بشیم با پذیرش .. تسلیم .. سپردن…صبر و ایمان حتما راه حلی خواهیم یافت…
    البته اینهایی که گفتم آرمان‌های من هست و دوست دارم به این درجه از ایمان و پذیرش برسم
    همچنین هر لحظه که تسلیم هستم با عشق خدا رو در وجود خودم حس میکنم❤
    با سپاس.. مهستی🌹

    • بادرود فراوان خدمت استادعزیزونجمه جان مهربان ودوستان همراه .
      من درکودکی خدارومثل یک پیرمردموسفید مهربون میشناختم البته گاهی هم بسیارخشمگین میدیدم.بخاطرهمین دیدگاه وقتی مشکلی پیش میومد باگریه وزاری منت میکشیدم ویابرای دوربودن ازعذاب احساس پشیمانی وعجزمیکردم چون ازخشم وعذاب اومیترسیدم.همچنین اگراتفاق ناگواری پیش میومد مثل مرگ عزیزان باعث دلسردی ودورشدن ازخداوغم بیشترمن میشد هرچقدر بزرگترشدم ویادگرفتم روخودم کارکنم ودرمسیر معنوی وشناخت خدای واقعی بدون تعصب قراربگیرم درنتیجه ارام ارام خدای واقیعی برای من تجلی پیداکردنیروی عظیم که همان خدای مهربونه روشناختم فهمیدم خدادردرن من وهرلحظه همراه منه واماده برای اجرای خواسته های من واگر گاهی مشکلی پیش میارد حتما ازناخواسته های خودم هست درنتجه من به خودم وانسانها وحیوانات وگیاهان اطرافم روز به روز بیشترعشق میورزم وهرلحظه ازاوشکرگزارم وبدون ترس اونو درکنارخودم وهمراه خودم حسش میکنم وباتمام وجورم ازخدای درونم شاکرم که باهپی فت اشنا شدم وهرلحظه دیدگاه جدید وزیباتری نسبت به خدا وبقیه مسایل وقوانین ثابت جهان پیدامیکنم .سپاس ازبودنتون وارامش درشماجاری .🙏🙏🙏🙏🌹الهه

  • بسمه تعالی ،بانام ویادخداکه هرچه داریم ازاوست.
    باسلام خدمت استادگرانقدر.
    پاسخ تمرین،به نظرمن خدا یه انرژی وقدرت بینهایت ،که هر نا ممکنی رومی تونه ممکن کنه.
    ومن جزیی از خدا هستم،وخدا خالق ما وجهان هستی است.
    خداانسان نیست وعواطف انسانی نداره وزبان گفتگو باخدا گریه وزاری والتماس نیست،وما می تونیم بااحساسمون از صمیم قلب باخدا صحبت کنیم وازش کمک بخوایم ،من خدا روانرژی بزرگ وقدرتمند ونورانی ومهربانی میدونم که وقتی از ناملایمات زندگی خسته میشم بهش پناه میبرم وبااون به آرامش میرسم واز نظرمن خداآرامش مطلق وهمیشه کنارم.

  • ⚘درود و مهر امین جعفری عزیز
    من در تسلیم و پذیرش صد درصد اقرار می کنم که خالق صد درصد اتفاقات خوب و بد زندگیم، خودم هستم و اگر توانستم تا امروز به کمک هپی فت خالق خوب ترین اتفاقات زندگیم باشم قطعا پذیرفتن اشتباهات و اتفاقات بدی بود که خودم خلق کرده بودم اگر این نبود نمی توانستم خوبیها را نیز خلق کنم اگر می دانستم که در تمرین جلسه اول باید از خلق اتفاقات بد هم بنویسم قطعا می نوشتم با توجه به اینکه دیر زمانی ست که با اتفاقات بد خداحافظی کردم و به یادشان نمی آورم و جایشان را با رویدادهای خوبی که خلق کردم ، پر کردم و تغییر زاویه دیدم نسبت به مسائل زندگی و بودن در حال خوب و احساس خوب پایدار من سبب شده است که حتی محدود اتفاقات ناخوشایند را نیز خیر مطلق تلقی کنم و از دل آنها اتفاتقات نو و بهتری را خلق کنم.

    ✅ پاسخ تمرین جلسه دوم : 👇👇
    از دید من خداوند یک نیروی برتر از من است که همواره با من و در وجودم هست و سبب می شود من ایمان قلبی بیشتری را در زندگی ام ایجاد کنم و پیش بروم بدون هیچ ترس و نگرانی ، همواره از طریق احساساتم به من پاسخ می دهدو راه حل های امورات زندگی ام و اینکه چگونه قدم بردارم را نشانم می دهد،
    به نظرم خداوند در وجود من است در قلبم در افکارم در تمام سلول های وجودی ام جاری ست که به من قدرت انتخاب می دهد چطور و چگونه زندگی کنم شاد یا غمگین ، سیاه یا سپید فقیر یا ثروتمند سالم یا بیمار و..و…و…
    من از این آگاهی هر لحظه مدد می گیرم و هوشیارانه پاسخ و هدایتش را از طریق احساساتم و نجوای قلبم دریافت می کنم که به شدت الهام بخش است و راه گشا …
    خدا یعنی همه چیز یعنی آسمان، زمین، خورشید، باران، ابر، امید، شیدا، لبخند، سلامتی، شادی، آرامش، خوشبختی، تلاش، آرزو، هدف، آسایش، عشق ، زندگی..
    خدا محبت خالص است🙏🙏🌹🌹

    سپاس بیکدران امین جعفری عزیز و شکر بی پایان برای وجود ارزشمندتان🦋💚

    • سلام به استاد عزیز
      خدای من شکل خوده منه ، شکل احساس خوده منه ، شکل اتفاقات و آدمهایی که الان در اطرافم هستند ، شکل رفتارهایی که با دیگران میکنم و یا از دیگران انتظار دارم ، شکل حرفها و کلامی که از دهانم خارج میشه ، شکل باورهایی که الان دارم ،
      حقیقتا من وصف های عظیمی در مورد خدا در قرآن و کلام ائمه و اشعار معنوی و جملات فیلسوفان شنیدم . ولی من نمیتونم بگم خدای من اون شکلیه ، بلکه اعتراف میکنم که خدای من به همین اندازه ای که خودم الان هستم و زندگیم رو ساختم . هست ، حالا هر میزان خوب یا بد هستم ، هر میزان قدرتمند یا ضعیفم ، هر میزان شاد و سرزنده ام ، هر میزان که رنجورم ، هر میزان که میسازم و تخریب میکنم ، هر میزان سلامت و بیمارم ، هر میزان فقیر یا ثروتمندم ، هر میزان که به اطرافیانم میبخشم یا انفاق میکنم ، هر میزان که میترسم یا شجاعم ، هر میزان که رئوف و مهربانم ، هر میزان که از وقایع و حوادث زندگیم غم زده و افسرده میشم ، هر میزان که لطف و محبت میکنم ، هر میزان که صحه ی صدر دارم ، هر میزان که تونستم خلق کنم ،
      چطور بگم ، وقتی نیت قربه الی الله باشه ، باید هروز که میگذره بیشتر شبیه خودش بشی .
      من چه قدر شبیه خودش شدم ؟
      من فقط شنیدم و یاد گرفتم و ایمان پیدا کردم که خدا رحمان و رحیم و سراسر خیر و خوشی و نعمت و ثروت و سلامتی و روزی و بخشش هست …. خدا سریع الاجابت هست
      ولی اینکه من چقدر و چه میزان درک اش کردم و در زندگیم جاری اش کردم . باید سر در گریبان شخصیت خودم و چیزی که الان هستم فرو ببرم و اندازه و شکل و رنگ و قدرت خدا رو در وجود خودم جستجو کنم ، زندگی فی الحال خودم ، آدمهای اطرافم ، وقایع و حوادث جاری ام ، داشته ها و نداشته های خودم ، کردار و گفتار و نگاه خودم به وقایع زندگی ،
      حقیقتا خدای من ، فعلا شکل خودمه ، منی که الان هستم و طریقی که دارم زندگی میکنم .
      و توان درکم از خدا ، به اندازه ی وسعت وجود فعلی خودم هست.

دیدگاهتان را بنویسید

خوشحال میشم کمکتون کنم
مکالمه را شروع کنید
سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید