بلاگ

جلسه دوازدهم دوره لاغری با جراحی ذهن هپی فت

اشتراک گذاری:

26 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • با سلام من همیشه توی فکر رژیم هستم دیگران بهم میگن باید رژیم بگیری ذهنم وسوسه میکند که من رژیم بگیرم رژیم که میگیرم همیشه بیشتر غذا میخورم واز روی عادت غذا میخورم تند میخورم وبیشتر از حد سیری میخورم، ولی من میخوام در دوره شما با توجه به گرسنگی جسمی غذا بخورم و آگاهانه قبل از سیری دست از خوردن بکشم

  • سلام وقت بخیربه استادعزیز***جلسه ۱۲تناسب اندام***حرفای موشکافانه شمابازم مناتوعمق وجودم برد که ترس ازگرسنگی چیه🤔 وقتی فایل گوش کردم دیدم چقدراین ترس درمن پررنگ هستش امانمیدونستم اسمش ترسه وفهمیدم که بایدمقابل این ترس بیاستم تاپیزوربشم💪💪….اماتمرین ۱ من وقتی ناراحت عصبانی باشم راه گلوم بسته میشه😌 ..اماوقتی هیجان زده بشم برای اون حال خوب میرم باخوردن خوراکیهابخصوص شیرینی پفک.وغذابراخودم جشن میگیرم😌 وقتی هم که خوردنم تموم میشه حالامیفهمم چکارکردم بخودم میگه ای خاک….🤦‍..دوباره ازخودت درامدی😡 دوباره نفهمیدی چکارکردی حالابیاببین مگه این عذاب وجدان ولم میکنه😭 برااینکه خودم قانع کنم میگم خوب فرداکمترمیخورم😒 یاوعده غذایم حذف میکردم….اماگرسنگی واقعی من هیچ وقت نمیزاتشتم گرسنگی واقعی بیادسراغم چون همون ترس ازاینکه معدم قارقورکنه یااذیت بشه همش یه خوراکی نزدیکم بودم که بخورم😞…توی مهمونیاکه هرچی بیشترمیخوردم بیشتربهم خوش میگذشت🤓 …من هیچ وقت فرق گرسنگی واقعی وگرسنگی کاذب نفهمیدم.🙈دیرزوعصرفایل ۱۲راگوش کردم.دیشب یه مهمونی شام دعوت بودم ازتایم عصرکه یه میوه خورده بودم تاساعت ۹بجزاب هیچی نخورده بودم بخودم گفتم بهترین زمان هست برا تمرین😎 تاوقت شام چیزی نخورتافرق گرسنگی کاذب واقعی بفهمی🤔 برای اولین باردیشب فرقش تجربه کردم یکم سخت بوداماانجامش دادم بخودم گفتم پس میشه 😥همونم قشنگ بوداماتومهمونی شامم آگاهانه بااحساس سبکی حتی کمترخوردم چون میدونستم بعدشام میخان تنقلات بیارن.خلاصه همه راخوب خوشحال کنترل کردم🤗🤗آقای جعفری چقدرموشکافانه این ذهن چاق ماهاراجراحی میکنی دست مریزادبه نکات وآموزشهای بینظیرتون خیلی خوشحالم که درهپی فت هستم تابه امروزخیلی چیزاازشمایادگرفتم وتوزندگیم عملی کردم نتیجه قشنگش دارم میبینم.تشکرتشکرتشکر🤗🤗🤗

    • آفرین به شما خانم ریحانه که متوجه شدید مهمانی ها، جشن ها، مراسم های مختلف در واقع حکم امتحان رو دارن برای شما، اونجاهاست که باید خودتون رو محک بزنید و ببینید که چقدر تونستید مسیرهای عصبی جدیدی بسازید و بهشون عمل کنید.
      موفق باشید

  • با سلام ودرود به خانم خیری واستاد عزیز من به این ضرب والمثل که قدیم میگفتند تازه پی بردم که میگفتند اگر ادم گرسنه باشد سنگ هم بزارند براش میخورد بله من فایل 12 را که گوش کردموقتی گرسنه هستمهر چه میخورم هم خیلی خوشمزس هم به بدن ادم میشیند واز اون لذت میبرم ولی وقتی کاذب باشد فقط ادم میخورد هیچی ازش ننیفهمد من وقتی از بازار یا از بیرون میام و خسته بودم خیلی میوه میخوردم ولی حالا نه اب میخورم واستراحت میکنم تا خستگیم برد ما باید هر چیزی را راه ه وروشش را یاد بگیریم وبه کار ببندیم

  • سلام
    من قبلا وقتی خیلی خسته بودم دچار پرخوری احساسی و عصبی میشدم و توی این زمانها همش پناه میاوردم به مغزها و شیرینی و بعد از خوردن فوق العاده احساس بدی رو تجربه میکردم
    ولی الان تا حدود خیلی زیادی میتونم گرسنگی واقعی رو از گرسنگی کاذب تمیز بدم و از خداوند سپاسگزارم که من رو هدایت کرد که بتونم احساسم رو بشناسم و کنترلش کنم نه اینکه با غذاها اون احساسات رو بخوام که عوض کنم و همینطور از شما استاد عزیز تشکر میکنم به خاطر این آموزه های زیبا و کاربردی 🙏🙏🍀🍀

    • ممنونم خانم مریم
      امیدوارم در ادامه مسیر موفق باشید و به اندام دلخواهتون دست پیدا کنید.

  • نیلوفر
    با سلام
    من وقتی که اعصابم بهم میریزه و از موضوعی ناراحت میشم کنترل خودمو از دست میدم و برای سرکوب عصبانیت و ناراحتی خودم به خوردن پناه میبرم البته در حال تمرین کردن هستم که با احترام گذاشتن به خودم و نحوه برخورد با مشکلات مسیرهای عصبی جدید بسازم و همواره بعد از خوردن پشیمون میشم.
    اکثر گرسنگی های من کاذب هستش مثلا وقتی بیکارم یا مثلا از روی عادت باز این خوردن‌ها به دلیل حال بد یا بیکاری میباشد و همیشه مواد غذایی شیرین رو ترجیح میدم یه سری خوردن‌ها از روی عادت است مثلا خوردن چای با شیرینی یا خوردن تنقلات در فاصله شام تا خواب.
    زمانی که دچار گرسنگی کاذب می‌شویم الکی غذا میخوریم و اکثرا چیزهای شیرین و چاق کننده و کمتر به سمت سبزیجاتی مثل هویج یا خیار می‌رویم و باز بعد از خوردن دچار پشیمانی و احساس بد می‌شویم.

  • سلام😊
    من تو زندگیم چن بار فقط دچار پرخوری عصبی شدم،یادمه اولین بار توی زندگیم که پرس غذایی که تو رستوران کامل تونستم بخورم وقتی بود که از مراسم دفن پدرم برگشتیم 😭.خودم شوکه شدم وقتی اونقد غذا خوردم فکر میکردم بعدش دل درد بشم ولی این اتفاق برام نیفتاد،تا چن روزی که مراسم داشتیم من فقط میخوردم همش گرسنه بودم ،یه بارم یادمه پرخوری عصبیم موقعی بود که دست دخترم شکست و چن روز بیمارستان بودم و هرچی میخوردم بازم جا داشتم،تو کل زندگیم این دو مورد بود که همش فکر میکردم گرسنمه ،وقتی دورهمی هم میرفتم با دوستام یا خانواده یادمه خیلی میخوردم تنقلات چون خوشحال بودم ،از اول شهریور که هپی فتی شدم خیلی سعی کردم عوض بشم و شدم ،همه تغییر رفتارمو احساس کردن ،وقتی به گذشته فکر میکنم که چقد تو دورهمیا از همه چی میخوردم خندم میگیره الان دیگه اگه بخامم نمیتونم اونجوری باشم ،خدایا شکرت😊
    حسی که بعد از پرخوری داشتم تو مهمونی این بود با خودم میگفتم وای من چقد چیزی خوردم چطو تونستم دفه دیگه سعی کنم اینقد از همه چی ناخونک نزنم ولی بازم دفه بعدش میرفتم به شوق تنقلات 🤭بعدش که برمیگشتیم عرق نعنا یا ابغوره میخوردم 🤣بتونم راحت بخابم
    خب حالا تمرین سوم،من بیشتر سمت میوه ها میرم چون عاشق میوه ام ،تو پرخوری های کاذب، الان که فکر میکنم هر وقت سریخچال بودم میوه برمیداشتم ،کاپوچینو ام خیلی دوس داشتم بخورم با یه شکلات تلخ ،الان دیگه الکی هیچی نمیخورم ،تا واقعا گرسنه نشم بجز اب هیچی نمیخورم ،و چه احساس خوبیه این حالت ،وای خدایا چقد اشتبا میکردیم قبلا ،فکر نمیکردم تو این مدت کم اینقدر تغییر کنم ،گذشته شکمو ازت معذرت میخام

  • سلام امین عزیز و بانو نجمعه
    جلسه ۱۲
    چقدر موشکافانه و سلولی درون آدم زیره روی میکنه این فایلها و چقدر خوب احساسات و تو جیهات یک انسان چاق باز گو میکنید
    بد شنیدن این فایل این سوال از خودم پرسیدم ؟
    مریم تو چه کاری کردی که خودت لایق شدن کردی و شدی یا انسان چاق ؟
    من با احساسات غذا خوردم .من کلا یک انسان احساسی هستم..من ته غذا ها را خوردم ..من از دلم نیومد اضافی غذا رو بریزم دور خودم سلطه زباله کردم
    من مدام وقتی با مشکلات رو برو میشدم دنبال حل مشکل نبودم دنبال پاک کردن و نادیده گرفتن شدم و مدام انکار میکردم مسائل زندگیمو . من وقتی ظرف میشستم ناخونک میزدم ..من برای اینکه از یک میوه زیاد بخورم میرفتم زده خورده و لک و لوک داشته میخریدم تا مقدار زیادی بخورم ..من اصلا یادم نمیاد که گرسنگی واقعی داشتم…چون همیشه یه چیزی پیدا میکردم تا بخورم مهم نبود اون چی باشه مهم خوردن بود 😔😔😔😔😔😔😔شاید باز کارهای زیادی کردم این احساس به خودم جذب کردم ولی همین ها یادم

    ۵ نکته که گفتین ..همه رو من دارم و داشتم
    من یه هو گرسنه میشم دلم یه چیز خوشمزه وشیرین می خواد من بهونه گیر میشم و هر چیز نمی خورم ولی بعضی موقع تکلیفم با خودم روشن نیست هر چی دمع دستم میاد میخورم …چون اون لحضه فقط میگم یه چیزی باشه ..گاهی چیزی نبود میرفتم چای دمع میکردم ..بادم نیست که گرسنه بودم ..این حس درک نکردم اصلا آخرین باری که احساس گرسنگی کردم کی بود ..

    وقتی دچار گرسنگی کاذب دارین چی میخورین؟من‌تعادل رفتاری درستی که ندارم معلوم نمی کنه گاهی یه چیز شیرین گاهی یه غذای چرب و چیزی
    گاهی سوسیس
    گاهی یه آب میوه خنک و شیرین پیدا نکنم نوشابه یا دلستر
    گاهی کیک مغز دار با شیر کاکاو
    گاهی کله پاچه
    گاعی قرمه سبزی
    اصلا معلوم نمی کنه
    چه حسی بعد از پر خوری عصبی پیدا میکنید؟
    بد ترین حس دنیارو دارم
    انگار گناه کردم .نادم و پشیمان
    گاهی هم انکار به روی خودم نمیارم که چقدر حماقت کردم و پا میشم راه میرم تا این حس سنگینی رو از خودم دور کنم
    .مریم ۶۵ کیلوی

    • باسلام خدمت استاد عزیز درمورد تمرین‌امروز چه مواقعی بیشتز دچارپرخوری احساسی میشوم مثل امروز ودیروز که خیلی کم حوصله وبیکار بودم دچارش میشم یعنی وقتی بیکار میشم دلم بهانه مبگیره همش میرم سمت یخچال یه میوه میخورم یا یه لیوان آب بعد که میام میشینم بازم بهانه گیری وپرخوری عصبی میاد سراغم البته قبلا بیشتر بود ولی عز وقتی فایلای استاد رو گوش میدم کمتر شده ولی خوب وقتی بیکارم بهانه رو میگیرم مثلا دوتا لقمه نون با حلوا شکری میخورم یا یه دونه خیارشور یا اینکه چی میخورم میتونم بگم میوه قبلا زیاد میخوردم الان نه خیلی کم شده یا ترشی جات یا بادام زمینی کم میخورم ولی میدونم خوردنهام از روی بهانست واحساسمم اینه میدونم بهانه گیریه همش ولی خوب امروز با گوش دادن این فایل امیدوارم بتونم با لطف خدا وکمک استاد جان بتونم مدیریت کنم فرق بین گرسنگی کاذب وواقعیم رو تشخیص بدم واینکه غذام رو قبلا تند میخوردم ولی دارم یاد میگیرم آرام تر بخورم ولی امروز چون دچار پرخوری احساسی شدم تند خوردم نهارمو ولی حجم کم بعدش دچار عذاب وجدان میشم چرا خودتو کنترل نکردی آرومتر بخوری ولی خوب میدونم تازه اول راه هستم وباید خیلی تمرین وتلاش کنم‌

  • سلام خدمت استاد بزرگوار و خانم خیری گلم و دوستان همراه
    تمرین جلسه ۱۲_زمان پرخوری عصبی_من در مواقع ناراحتی و خشم و شادی و عصبانیت و نگرانی و بیکاری و….پرخوری عصبی داشتم و الان هم دارم ….در زمان خوشی و جشن و سفر و دورهمی ….
    با این جلسه فهمیدم که ۸۰ درصد گرسنگی های من کاذب بوده ….در وقت کرسنگی نه چشمم میدید و نه گوشم میشنید….فقط میخوردم هرچی که گیرم میومد…..بهش میگفتم هوس…..
    عصرها همش کیک و شیرینی میپختم و با چایی می‌خوردم…..گاهی میان وعده هم غذا میخوردم ….میخوردم که اضافه نمونه برای یخچال….
    تند تند میخورم بدون جویدن قورت میدادم
    بعدش حس سنگینی و خفگی بمن دست میداد و عذاب وجدان شدید…..
    چیزی در درونم میگفت…تو که گرسنه نبودی چرا اینهمه خوردی…خودت رو خفه کردی راحت شدی….حالت اگر غذا میموند برای داخل یخچال چی میشد…..
    این عذاب وجدان و سرزنش بدترین قسمت ماجرای پرخوری بود انگار قتل انجام داده بود حس گناه دست از سرم برنمیداشت برای همین از خوردن لذت نمیبردم……الان هم گاهی دارم این احوال رو….که باید با دقت در این پنج نشانه بتونم بفهمم که واقعا کی گرسنه هستم….با تکرار و تمرین
    با سپاس از شما

  • تمرین جلسه دوازدهم
    الف: زمان های گرسنگی عصبی
    ۱.زمانی که حجم غذای بالایی مقابلم هست مثل مهمانی
    ۲.زمانی که تنها هستم
    ۳. زمانی که تایم بیکاری بالایی دارم
    ۴.زمانی که تو چیزهایی دیگه زندگیم برنامم بهم خورده

    ب: احساس بعد از پرخوری عصبی
    رفتارهای جبرانی مثل فستینگ مثل قرص مسهل و کلا عذاب مجدان وزن کردن خود

    ج: غذاهایی که حین پرخوری عصبی دلم می‌خواهد
    ۱.شیرینی و علی الخصوص شکلات
    ۲.فست فود
    ۳.نوشیدنی و الکل
    ۴. چیپس پفک

  • سلام🌻

    ■تمرین ۱:در چه‌مواقعی پرخوری عصبی دارم؟

    بسیار کم پیش اومده که حالت پرخوری عصبی😡 داشته باشم،اونقدر کم که اصلا به طور دقیق نمیتونم بگم‌چه زمان های خاصی این حالت برام‌پیش میاد🤨.ولی گاهی اوقات پیش اومده در مواقع شادی/عصبانیت اختیار خوردنم رو از دست داده باشم.🍔🍫🍦

    (همچنین گاهی اوقات دچار بد غذایی و بی اشتهایی میشم😑،طوری که سه روز کامل جز چند تکه بيسکوئيت🍪 و چند لیوان آب🍶 میلی به چیزی ندارم.اخلاقم هم کاملا به هم میریزه و از کوره در میرم🤬😡👆🏻بعد از اون چند روز،با خوردن یکی از غذاهای موردعلاقه ام 🍢🍔🍕سر کِیف میام🤪ولی این نکته رو باید اضافه کنم که توی این حال هم،🚫هرگز🚫 بیش از حد پیش نیومده بخورم یا پرخوری کرده باشم.)

    ■تمرین ۲:چه حسی بعد از پرخوری عصبی دارم؟

    همون‌طور که توی پاسخ سوال قبلی گفتم،بسیار کم این حالات رو تجربه کردم😇.اما خب بعدش احساس آرامش کاذب رو دریافت کرده بودم🥰.

    ■تمرین ۳:در هنگام پرخوری عصبی بیشتر به سمت چه خوراکی هایی تمایل دارم؟

    به غذاهای مورد علاقه ام.مثلا خوئک،شیشلیک،جوجه کباب خانگی،پیتزای خانگی،شیرینی جات مختلف خانگی یا از یک قنادی به خصوص که فقط شیرینی های اونجا رو قبول دارم.
    🍔🍢🍪🍕🍦🍟🍗🧆🧀🥪🥐🥖🍰🍥🧁🍮🥧🍰🍨🍧🍩🍞🥮🎂😋

  • سلام اقای جعفری ونجمه عزیزم .به نظر من اگر ماهمین پنج علامت گرسنگی کاذب رو رعایت کنیم اضاف وزنمون از بین میرود تناسب اندام ماندگار خواهیم داشت من در گذشته زمانی که خسته بودم ویا عصبی باید حتما خوراکی میخوردم .دومین اشتباهم زمانی که ماهانه هورمون هایم بالا وپایین میرفت گرسنگی کاذب داشتم من بیشتر وقتها به خوراکی هایی که هوس ویرانگر داشتم بدون اگاهی میرفتم جعبه شکلات رو باز میکردم میخوردم و وقتی متوجه میشدم انگار اصلا به اراده خودم نبودم بله اون ذهن چاقم بودم که جسمم رو به سراغ خوراکی ها میبرد

    • سلام. خوبین. خداقوت.

      تمرین جلسه12 لاغری باجراحی ذهن.

      بیشترمواقع که اظطراب ونگرانی یاعصبانی کلا هیجان. احساس میل شدیدبه شیرینیها یاشکلات میکنم. که کاذبند وخداروشکرتاحدی دارم کنترلشون میکنم بااستفاده ازاموزها. موقعی که حوصله ام سرمیره یامیرم توآشپزخونه وچشمم به خوردنیها میفته
      اگه یادم بمونه وقتی احساس گرسنگی میکنم اب میخورم که اگه کاذب باشه رفع شه ویاخوردنم به تاخیربیفته
      یه زمانی واقعا نمیدونستم سیرم یعنی چی ولی خداروشکرتواین دوره خیلی بهترشدم .
      هنوزازاحساس گرسنگی میترسم. اگه بذارم به جایی برسه که معده قاروقورکنه دیگه بدون کنترل میخورم.

      هنوزوقتی چندساعت میگذره فکرمیکنم خوب واقعا گرسنه هستم. البته میدونم تغییرسخته بخصوص برامن که سالها بی رویه خوردم بغیرازمواقع رژیم.
      ازخدامیخوام تواین راه کمکم کنه وازشما واستاد ممنونم که من روتواین راه همراهی وراهنمایی میکنید. خدایارویاورتون باشه.

  • بادرود خدمت استادعزیز.چقدر این جلسه وصف حال الان من بود ودقیقا رفتارهایی که ابتدای دوره داشتم وبا گذرازجلسات دوره ارام ارام کمرنگ ترشد ولی متاسفانه مدتیه که دوباره پررنگ شده بخصوص تودورهمی وپیک نیک وبعدازظهرها.اینکه ناخداگاه بودن علت واراده برم چیزی بخورم وبعدازاون احساس پشیمونی داشته باشم وجالبه شیطان درمن تکرارکنه ایرادی نداره فردارعایت میکنی .من واقعا نیازبه این جلسه داشتم وسپاسگزارم که تلنگری محکمی به من زدید .

  • با سلام و صبح بخیر خدمت همراهان هپی فت🌸🌷
    من قبل از آشنایی با دوره هپی فت و جناب آقای جعفری کلا بین گرسنگی کاذب و واقعی تفاوتی قائل نمیشدم یعنی اصلا متوجه نبودم که این گرسنگی کاذب هست یا واقعی. و واقعا هر زمان ذهنم گرسنه بود میخوردم و این باعث اضافه وزن من شده بود، .اصلا با مقوله متعادل خوری آشنا نبودم و اینقدر میخوردم تا اون احساس سنگینی متاسفانه باعث میشد دست از غذا بکشم و 90 درصد عصر ها بعد از نهار معده درد و مشکلات گوارشی داشتم. و از این بابت خیلی اذیت میشدم. ولی الان 5 ماه هست که با هپی فت آشنا شدم و از این بابت خداروشاکرم که راه درست رو خداوند نشانم داده، و به جرات مبگم که 5 ماه هست دیگه مشکلات گوارشی سراغم نیومده و الان دقیقا تفاوت گرسنگی کاذب و واقعی رو میفهمم و خداروشکر وزن هم کم کردم و همه رومدیون خداوند و جناب آقای جعفری هستم. ان شالله که همیشه سربلند و موفق باشند🙏

  • سلام… امروز میخوام در مورد احساس گرسنگی کاذب و واقعی بگم…. متاسفانه یکی از اصلی ترین سوال های من در جلسات قبل از استاد این بود که خب حالا متوجه شدم باید وقتی گرسنه ام بخورم و قبل از احساس سیری و بدون سنگینی دست بکشم، ولی من نمیدونم واقعا کی گرسنه امه و حتی گاهی اوقات نمیدونی که چه زمانی سیر ام…. اما با توضیحات کاربردی شما الان متوجه میشم که من در گردش های خارج شهر و دورهمی ها گرسنگی کاذب داشتم و احساسی میخوردم… به خودم میومدم و میدیدم که یه پاکت پر آجیل خوردم و اصلا متوجه نشدم….. یا در گرسنگی کاذب همیشه دنبال درست کردن غذاها با پنیر پیتزای اضافه بودم…. قبل مهمونی ها به خودم گرسنگی میدادم که توی مهمونی ها بگم خب من که از ظهر هیچی نخوردم و گرسنمه پس حالا راحت بخورم هرچی دلم میخواد…. خیلی وقت ها با دیدن عکس یه غذا میگفتم گرسنمه و هوس اون غذا رو میکردم… من هیچ وقت صدای معده امو نشنیدم و فقط صدای مغز چاق ام بود که به من دستور میداد…. یادمه یه وقتایی بعد از خوردن یه پیتزا کامل میگفتم من هنوز هم توانایی خوردن یه پیتزا دیگه رو هم دارم و سیرمونی نداشتم… همیشه دنبال رژیم هایی بودم که حتما تو میان وعده ها تعداد زیادی ماده غذایی وجود داشته باشه و متنوع باشه که گرسنه نمونم….

  • سلام براستادگرامی وهمراهان ارزشمندم
    من بیشترمواقع زمانی که کارفکری ام زیادباشه، دچارگرسنگی کاذب وعصبی میشم چون احساس می کنم فشارم پایین افتاده وبه طرف قهوه و آجیل میرم البته الان به لطف خدا وآموزش های استاد، این رفتارم خیلی بهترشده.
    وقتی دچارگرسنگی کاذب میشم، تندغذامی خورم یااینکه طرف عصر، احساس گرسنگی وسردرد دارم. مخصوصاتابستان که این حالت باتشنگی همراه میشه و منو به طرف میوه ها می کشونه. ولی سعی می کنم آگاهانه ویواشتر بخورم و تا حدزیادی هم موفق شده ام. اطمینان دارم که تاپایان دوره به تعادل فکروتناسب جسم خواهم رسید. درودبراستادجعفری که همه تلاش وتوان شون روبرا تعادل جسم وروح مابه کارمی گیرن.

  • تمرین جلسه ی دوازدهم : چه مواقعی دچار گرسنگی کاذب و احساسی میشوید ؟ استاد عزیز ، اولین باری که در آموزه های شما یاد گرفتم که: هرگاه هوس و میل خوردن اومد به سراغم ، هر کجا که هستم.. !( توی خونه ، توی مهمونی ، توی رستوران ، توی سفر و طبیعت گردی و غیره …اول از همه این سوال رو از خودم بپرسم که آیا من واقعا گرسنه هستم ؟؟؟ این تمرین آگاهانه، اولین و بهترین تمرینی بود که من هربار با انجام دادنش ، نسبت به رفتارهای غذایی خودم بیدارتر و هوشیار تر شدم ، چون متوجه شدم یکی از دلایل پرخوری کاذب ، خاموش شدن دکمه ی هوشیاری ام بود که در امتداد این خاموشی ، باورها و فرمول های غلط از طرف خودم، خانواده و جامعه به راحتی تونستن، توی ذهنم بارگذاری بشن … و این هوشیار شدن و بیدار شدن ، در درجه ی اول باعث آرامش من میشد و هر روزی که موفق میشدم ، احساس خوبی که نسیب ام میشد مثل یک داروی شفا بخش عمل میکرد ، و هروز با فکر کردن به رفتار غذایی دیروزم ، و احساس موفقیت روز قبل ام ، لذت میبردم ، این تمرین خود به خود ، باعث شد (موقعیت ها )و( اتفاقات) و (جریانات) و( احساساتی ) که باعث میشد من به صورت کاذب احساس گرسنگی بکنم ، خود به خود آشکار بشن ، مثلا زمانی که عصبانی یا مضطرب میشدم ، ناگهان خودم رو سر یخچال یا سر دیگ غذا می دیدم ، که در این حالت سریعا از خودم می‌پرسیدم آیا بدن من واقعا گرسنه هست؟ و این سوال ، منو از رفتار غذایی نادرستی که قرار بود مثل همیشه ازمن سر بزنه ، آگاهم میکرد و پی میبردم که من بر اساس یک فرمول دهی اشتباه به ذهن ام یاد دادم که هر وقت عصبانی شدی یا احساساتی شدی ،ناخودآگاه !!!!!دستور غذا خوردن رو صادر کن!!!! ، که سریعا این فرمول اشتباه رو شناسایی میکردم … یا زمانی که بوی غذا به مشامم می رسید یا چشمام غذایی رو مشاهده میکرد ، و یا شکل یک غذا یا میوه یا تنقلات به ذهنم تصور میشد ، حتی اگه یک ساعت قبل غذایی خورده باشم ، ناخودآگاه ، بو ، و نگاه کردن و یا حتی فکر کردن به غذا ، احساس گرسنگی به من دست میداد ، که سریعا با پرسیدن این سوال عالی که( آیا بدن من واقعا گرسنه هست ؟؟؟، دست ذهن چاقم رو میشد و یک فرمول دهی اشتباه دیگری رو شناسایی میکردم ، رفته رفته ، با توضیحات استاد عزیز و آشنا شدن با (جریان فرمول دهی ذهن برای انجام رفتارهای غذایی چاق کننده) ، در قدم اول با کمک این سوال ، تلاش کردم که فقط در صورت شنیدن صدای گرسنگی واقعی و شناخت صدای نیاز بدنم، نسبت به خوردن هر ماده ی غذایی ، اقدام کنم ، این کار خود به خود ، شرایط کاذب و احساسی رو ، برام برملا میکرد که تا اون موقع ،اونا رو نمیشناختم … و با توضیحات فوق العاده ی استاد عزیز این تجربه رو به دست آوردم که اگر بخوام هوس و ولع و میل غذایی و تفریح کردن افراطی با مزه های غذا رو ، نسبت به (نیاز بدن) ،در اولویت قرار بدم ، قطعا هوس ها و امیال غذایی سیر نشدنی هستن !!!) و همیشه بر من مسلط هستم و تا زمانی که چشمم ،غذاها رو میبینه ، فرمول های اشتباه ذهن ، منو وادار به خوردن هرچه بیشتر میکنن ، چون ذاتا ، ولع ها و هوس ها ، وظیفه اشون سوق دادن انسان به سمت زیاده روی بوده و هست ، پس اینجا تصمیم با خودم بود که هوس ها و بازی کردن و لذت بردن افراطی با حس چشایی و مزه های انواع غذاها رو پادشاه و سرور جسم نازنین ام قرار بدم ؟ یا نیاز و احترام و دوستی و رفاقت با بدنم رو؟ ؟ این رفتار هشیارانه رو اونقدر ادامه دادم ، که توجه به نیاز بدن ، به عنوان یک فرمول جدید و عالی ، توی ذهنم نقش بست ، و احساس گرسنگی کاذب کم کم کمرنگ شد و از بین رفت، البته ناگفته نماند برای نقش بستن این فرمول فوق العاده ی ذهنی جدید، به همراه احساس سبکی …تا مدتها درگیر نجواهای عجیب و غریب ذهن چاق ام بودم ، که هربارمیبایست ، با هوشیاری ، بدون حساس کردن ذهن چاقم ، پاسخی میدادم که منو از مسیر منحرف نکنه و به اصطلاح، این ذهن چاق، فیتیله پیچم نکنه … شناسایی و تمایز قائل شدن بین ( دستورات صادره از ذهن چاق) ، از( دستورات واقعی بدن)، خیلی نیاز به دقت و تامل داشت ،چون یاد گرفته بودم که این دستورات و این فرمول های اشتباه ذهن ناخودآگاه طی سالیان سال از بچگی در ضمیر ناخودآگاه من شکل گرفتن، پس تلاش کردم که بتونم توی بازی شطرنج ذهن چاق ام برنده بشم . که خدا رو شکر در حال حاضر هیچگونه احساس گرسنگی کاذب ندارم و رفتار غذایی من روی نیاز بدن تنظیم شده که بسیار لذت بخشه و همچنان دارم تلاش میکنم که به دام بلدم ، بلدم دچار نشم ، چون در دوره ی تثبیت وزن،به دلایل عجیبی حمله ها و نجواهای هوس انگیز شیطانی بیشتر میشن … !!!!! سپاس از خدا ، و سپاس از زحمات شما استاد بزرگ …

  • سلام خدمت استاد بزرگوار و نجمه جان عزیزم

    درود بر شما که چقدر عالی به نکات ریزی که معمولا زیاد بهشون توجه نمیشه میپردازید…

    من در چند سال اخیر وزن حدود 63 الی64 کیلو داشتم بجز در سال گذشته به خاطر زیاده روی در خوردن به وزن 67 الی68 کیلو رسیده بودم که بالاترین وزنی بود که تجربه کردم ولی جالب اینجاست با اینکه خیلی چاق نبودم ولی تمام 5 موردی که فرمودین رو داشتم ..
    معمولا بعداز ظهرها دچار گرسنگی کاذب میشدم شاید به خاطر اینکه به ذهنم القا شده بود که باید میان وعده بخورم.. و هر چی میخوردم احساس سیری نداشتم و خیلی بیشتر از وعده های اصلی میخوردم… خودم هم متعجب بودم از این حالت..گاهی سراغ شیرینی جات میرفتم و بعد از خوردن، بشدت احساس بدی داشتم و پشیمون میشدم..البته چون میدونستم که شیرینی برام مضر هست سعی میکردم آجیل و میوه بخورم ولی در اینها هم زیاده روی میکردم..

    خوشبختانه در این مدتی که وارد دوره شدم.. خیلی آگاهانه با این مسئله برخورد میکنم و دیگه اون پرخوریها به اون شدت تکرار نشد.. گاهی پیش میاد که بیش از نیاز بدنم میخورم ولی زیاد تکرار نمیشه..
    متوجه شدم وقتی که نگران موضوعی بودم این پرخوری احساسی بیشتر بود

    با سپاس .. مهستی

  • باسلام خدمت استاد گرامی وخانم خیری مهربان ودوستان عزیز
    من تا قبل از شروع دور ه هرموقع که میخواستم رژیم بگیرم وزمان استرس وترس برای همه چیز هم پرخوری میکردم وتند تند غذا میخوردم طوری که جایی برای یک جرعه آب خوردن هم نداشتم ولی خوشبختانه با شروع دوره وآموزش های شما حالم خیلی خوبه وهمه اعضای خانواده متوجه این تغییر من شدن وخدا بخواد مسیر عصبی جدید خوبی برای خودم ساختم سپاس از آموزش های خوبتون ووقتی که برای ما میزارین🙏🙏🙏🙏

  • سلام ب اقای جعفری ونجمه عزیز دوستان پر قدرت هپی فت دقیقن من ترس از گرسنگی داشتم والان هم گاهی اوقات هست کمتر شوده ولی هست مخصوصن صبح ک از خواب بلند میشم وزمانی ک ماه مبارک رمضان میادیک هفته مونده ب ماه مبارک تو ذهنم میگم دوباره باید گرسنگی بکشم من باید موقع افطار سحر زیاد بخورم تا در طول روز گرسنگی احساس نکنم حتی در ماه رمضان کارهامو قع افطار انجام میدادم تا ضعف نکنم فشار نیوفته تا گرسنه نشم ودقیقن صبح ک از خواب بیدار میشودم ب هم میگفتم زود باشید صبحونه بخورم یعنی اگ ب یازده بکشه حالم بد میشه ب هم میگفتم الان ک سر گیجه بگیرم الان حالت تهو بگیرم دقیقن هم ترس استرس این حالت داشتم عصبی میشودم دوست نداشتم با کسی صحبت کنم دستهام هم می لرزیدولی صبحون ک میخوردم حالم خوب میشود رفتارم تغییر میکرد وهمون مسیر عصبی با این باورها ورفتارها بیشر شده بود وزمانی ک وعده اصلی غذا نمیخوردم ریزه خواری بیشتر میشود…من زمانی ک استرس نگرانی ترس دارم گرسنکی کاذب بیشتر میشه دوست دارم بخورم ودقیقن هم میگم من یک چیزه یه مواد غذایی آب دار خنک شیرین میخوام اصلن غذای ترش دوست ندارم می ترسم افت فشار سر گیجه حالت تهو بگیرم چون ابن حالت داشتم میترسم وتا حد خفگی احساس سنگین میخوردم اقای جعفری من قبلن اصلن صدای قارو قارو شکم نمیشندم احساس نمی کردم معد ه ام خالی ولی الان متوجه میشم …من رقیه ام با تناسب اندام ماندگار با کمک خدا با گوش کردن فایلها وعملکر د داشتن تشکر از استاد ونجمه عزیز 🙏🙏🙏

    • سلام استاد
      در مورد تمرین جلسه ۱۲
      سوالات اولی که فرمودید من خوشبختانه دچار پر خوری عصبی نمیشدم ولی گرسنگی کاذب زیاد داشتم و هر وقت هم هم دچار گرسنگی کاذب میشدم فکر میکردم واقعی هست و میخوردم و بعد از خوردن عذاب وجدان ولی الان با عنایات خداوند و آموزه های شما استاد عزیز و گرامی تونستم بر اون مشکلات غلبه کنم و ذهن ام رو کنترل کنم.
      و حالا فرق بین گرسنگی کاذب و حقیقی به نظر من این هست که علاوه بر ۵ موردی که فرمودید
      کاملا درست و صحیح است و صد در صد قبول دارم و خدا روشکر الان من به مرحله ای رسیدم که هر چه دوست دارم و میدونم یعنی من نه به آگاهی برتر درونم سپردم که هر ماده غذایی که برای بدن من مفید هست رو بخورم به اندازه و متناسب و خدا رو شکر متوجه میشم برای همین هر چه بخواهم میخورم به اندازه و متناسب و متعادل و اگه یه کم بیشتر بخورم بلا فاصله بدنم آلارم نشون میده و حالم بد میشه خدا روشکر خیلی خیلی کم مثل اون وقتها دلم به شیرینی و غذا میکشه استاد ممنونم ،ممنونم و هزاران هزار بار هر لحظه و در هر نفس کشیدن خدا رو شکر میکنم که متوجه شدم خودم خالق زندگی خودم هستم و لایق بهترین ها میباشم وبا توکل بر خداوند و ایمان صد در صد به اینکه به آرزوهایم میرسم امیدوارم و اطمینان دارم که در مسیر هپی فت خواهم ماند تا آخر عمر و با اطمینان و قدرت عالی و صد درصد .
      طیبه ۶۵ کیلویی هستم با قدرت و اطمینان .
      سپاس بیکران استاد عزیز.

  • سلام خدمت استاد عزیز و بانوان از من خیلی گلم 🌷
    و دیگر دوستان هنر هنرمند و قدرتمندم 🌷
    جلسه دوازدهم از دوره لاغری با جراحی ذهن دوره آپدیت
    باید باجرات بگم که جلسه 12بینظیرترین جلسه بود، من خیلی منتظرش بودم پنج نشانه ای که فرمودین عالی هستن برا متناسب شدن.
    مثل تمامی جلسات مطالبی زیبا ونو وبی بدیل داشت.
    استاد گرامی من باید بگم که من دیگه این حس گرسنگی کاذب رو ندارم با مدیریت رفتار غذایم خدا را شکر این قسمت خیلی کم رنگ شده و گاهی وقتا میوه های این فصل تابستون که لاکردار خیلی خوشمزه هستند یه کمی زیاده روی می کردم.
    � خدا را شکر یکی دو هفته هست که حس می‌کردم زیاده روی می کنم( منظورم روزی دو الی سه تاسیب هلو یا شلیل و دوسه تکه خربزه یا هندوانه بود) که از خداوند یکتا مدد گرفتم مدیریتش کردم و الان موقع نیاز وبه اندازه می خورم خدا را شکر تا الان نتیجه خوبی گرفتم سعی می کنم حس گرسنگی واقعی رو بهش پاسخ بدم اون موقعی هست که قاروقیر معده بالا میره که من دارم با این سرصدا عشق می کنم چون حس می کنم که، زیباترین ترانه زندگی منه،😀
    و اینها را من همش مدیون استاد عزیزم هستم و لطف خداوند متعال🌷🌷🌷
    درمقابل خداوند نهایت سپاس و سپاسگزای و فروتنی را دارم 🌷و بی نهایت از استاد عزیزم سپاسگزارم🌹🌹🌹

  • ⚘فایل ۱۲ اپدیت لاغری با جراحی ذهن
    ✅ درود بر امین جعفری عزیز
    با شنیدن آموزه های شما ‌هر روز و هر لحظه مشتاق تر می شوم و بیشتر به خودم تبریک می گویم برای بودنم در مسیر فوق العاده زیبای هپی فت
    از اینکه هر بار می توانم بیشتر بیاموزم و بیشتر خودم را بررسی کنم احساس قشنگی ست که مرا حتی قبل از رسیدن به هدف نهایی تناسب اندام غرق لذت و شادمانی می کند
    من ترس گرسنگی را واقعا نمی شناسم و نشانه ای در خودم از این ترس تا الان نیافتم حالا اگر در ناخودآگاه من هست و سبب رفتارهایی ست که شما می توانید در من تشخیص دهید کاملا پذیرا و آماده دانستن هستم
    ولی با وجود اینکه نمیدانم نشانه ترس از گرسنگی در من چیست ولی از دانستن این مقوله بسیار هیجان زده شدم و برایم جالب بود که تا این حد می تواند مسئله چاقی قابل بررسی و تغییر باشد

    تمرین : امین جعفری عزیز من حالت های گرسنگی واقعی را در آن ۵ مورد که گفتید کاملا دارم و فکر می کنم گرسنگی کاذب و حقیقی را تمیز داده ام
    من به وقت ناراحتی و استرس کاملا دهانم بسته می شود زیرا دچار خفگی می شوم وقتی که عصبانی یا مضطرب باشم هیچ چیز جز آب نمی توانم بخورم ( و البته چند سالی ست که به ندرت عصبانی و مضطرب می شوم چون کنترل ذهن و بدنم را آموخته ام)
    و در سابقه گذشته ام پرخوری های عصبی نداشتم ولی دورهمی و مهمانی و مسافرت به پرخوری و رفتار غلط می انجامید. که قطعا بعدش با احساس خوب همراه نبود .

    ⚘سپاس بیکران و شکر برای وجود ارزشمندتان امین جعفری عزیز🦋⚘🙏
    ✅ من شیدااای ۶۵ کیلویی هستم و دیگر هیییییچ💪😍

دیدگاهتان را بنویسید

سوالی برایتان پیش آماده؟ از ما بپرسید
×