بلاگ

جلسه دوازدهم از کارگاه چله نشینی تناسب اندام هپی فت

خودمان مقصر هستیم

تمرین روز سیزدهم:

خودشناسی بزرگترین و مهمترین قدم در مسیر رسیدن به تناسب اندام ماندگار است.

اکثریت ما خودمان را گم کرده ایم که نامتناسب شده ایم.

ما درگیر مشکلات ریز و درشت زندگی شده ایم و نتوانستیم از پس حل کردنشان برآییم و لاجرم به غذاها پناه بریدم تا مشکلاتمان را فراموش کنیم.

غافل از اینکه مشکلاتمان با خوردن غذاها حل نمی شوند!

ما با غذاها روی مشکلماتمان را می پوشانیم و رویشان سرپوش می گذاریم و آن ها حل نشده باقی می مانند و تبدیل به دزدان انرژی ما می شوند!

ناخودآگاه شما هر روز به صورت ناخودآگاه به این مشکلات فکر می کند چه شما بخواهید و چه نخواهید.

ناخودآگاه ما جوری طراحی شده است که نمی تواند پرونده های باز را تحمل کند و باید حتماً راه کاری برای حلشان ارائه دهد.

ولی ما بی توجه به این موضوع و صد البته ناآگاه نسبت به این موضوع باز هم غذا می خوریم که صدای ذهنمان را نشنویم که فریاد می زند یک عالمه ترس و نگرانی بواسطه پرونده های باز و رها شده اینجا داری باید برایشان راه حلی پیدا کنیم!

ولی ما خودمان را به کوچه علی چپ می زنیم چون می ترسیم با ترس هایم روبرو شویم و پناه می بریم به غذاها و می خوریم و می خوریم و ریزه خواری انجام می دهیم که صدای ضمیر ناخودآگاهان را نشنویم.
همگی ما یک عالمه ترس در وجودمان داریم که رهایشان کرده ایم و فکری برای رها شدن از این ترس ها نمی کنیم و مدام فقط می خوریم!
امروز از شما می خواهم لیستی بلند بالا از ترس ها و نگرانی هایتان تهیه کنید و بنویسید.
از چه چیزهایی می ترسید؟
نگران و دلواپس چه موضوعاتی هستید؟
فکر به کدام موضوع حال شما را بد می کند و اضطراب و دلشوره و نگرانی وجودتان را پُر می کند؟
بدون خودسانسوری بنویسید و بنویسید تا خودتان را بهتر بشناسید.

 

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

59 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • با سلام و وقت بخیر
    ترسهای مشترک زیادی با دوستان دارم و علاوه بر اونها ترس از اینکه تا آخر عمرم حرفام شعارگونه باشه و قولم با عملم یکی نباشه و وسط همه برنامه های میان مدت و بلند مدت زندگیم جا بزنم و بقول معروف حنام پیش دیگران رنگی نداشته باشه و اینکه با وجود اینکه خدا ستارالعیوبه مبادا خطاها و نقصهای نهانیم نمایان بشه و ترس از اینکه انگهایی رو بهم بچسبونن که لایقش نیستم ولی با تمام تلاشهای درونیم با رذایل اخلاقی بشناسنم.

  • با سلام خدمت شما عزیز
    تمرین روز دوازدهم جله نشینی:
    به طور کلی بینهایت از آینده و اینکه که چه اتفاقی میافتد و چه در سرنوشت من هست میترسم و نگران هستم. نگران آینده فرزندم هستم ، نگران اینکه وقتی پیر شدم چه اتفاقی میافتد، نگران اینکه آیا اینقدر می توانم پول اندوخته کنم که محتاج کسی نباشم، چون من تنها با فرزندم زندگی میکنم و کسی را ندارم که بخواهد کمکی به من بکند. در حال حاضر سخت کار میکنم ولی تنها زندگی روزمره ام می گذرد.در مورد لاغری هم که همیشه ترس این را دارم که بعد از تمام زحماتی که میکشم دوباره چاق میشوم یا نه، آیا اصلا لاغر میشوم یا لاغر میمانم. استرس این موضوع واقعا حالم را بد می‌کند. ترس از غذا خوردن، ترس از مریضی و اینکه روزی محتاج کسی شوم برای ادامه زندگی . من از تنهایی لذت میبرم ولی گاهی همین تنهایی من را می ترساند. فعلا همین ها به ذهنم رسید.
    با سپاس

  • بنام خالق زیبایی
    درس امروز بود گفتن ترس
    ترس من ترس از تنهایی است
    ترس از سکوت در تنهایی است
    ترس از ترحم تنهایی است
    وقتی که تنهایی می ترسی از رفتن،ماندن،گفتن،سکوت،
    می ترسی که بری و دیگران ایستاده باشند
    می ترسی که روند و تو ایستاده باشی
    می ترسی که بگی و نشنوند دگران
    وهمه گوش شوند و نداری که بگی
    من تنها بودم،
    پدرم سرباز نظام بود،
    رزمنده جهاد بود،
    سکوت برگرفته از این تنهایی آزار دهنده بود.
    فریاد زدم که سکوت حکمفرما نشود،
    با خودم حرف زدم که نباشم تنها،
    بلند حرف زدم که ببینند مرا
    و نباشم تنها،
    آنقدر برای فرار از این تنهایی قدم زدن در سکوت و گوش دادن به هیاهوی بازار را پرستیدم که اگر خالق خویش را پرستیده بودم ،بهشت مرا واجب بود.
    بعد هشت سال خدا داد بمن یک خواهر ،
    که چه زیبا هیاهویی داشت.
    ترحم را خریدار شدم،به هر قیمتی.
    داد زدم که دیده شوم،در لحظه ی سکوت،
    سکوت کردم در لحظه ی سخن،
    سکوت کردم به هنگام خواستن خواستهایم،
    و ترسیدم،
    برای رسیدن دیگران به خواسته‌هایشان از تمام وجودم مایه گذاشتم،
    پشیمان نیستم ،خسته ام،
    برای خودم و زندگیم خسته ام،
    ترسیدم از تنهایی ،فقر ،تصادف،آینده،بی کسی،مرگ در تنهایی!
    فریاد زدم ،خریدار ترحم شدم!
    خریدار سکوت و تنهایی شدم!
    فریاد زدم وقتی چیزی برای گفتن نداشتم!
    زندگی همچو زمین بازیست،
    طول و عرضی دارد،
    من که در طول آن خسته شدم،
    عرض آن را نگرم،
    هستند کسانی که به سکوتم محتاجند،
    به آرامش در کنارم نیاز دارند،
    باید در آغوششان بگیرم،
    من هستم.
    دوستشان دارم.
    هستم که باشیم.
    وتنها نباشیم.
    …من هنوزم تنهام!
    و چه زیباست در این تنهایی می نویسم ،می خوانم،و خدا را دوست دارم.
    عشق می ورزم بدین تنهایی!
    به عزیزانم،من می نگرم خندیدن فرزندانم.
    من به یک شیشه در بسته حرارت دادم،
    وجودش همه‌ تبخیر شدش،
    اثری از آب وجودش نبود،
    اندکی بعد،قطره قطره به وجودش بر گشت،
    دگر از پستی ذاتش خبری نیست که نیست،
    و چقدر زیباست که آن آب کثیف لایق خوردن شد.
    …من هنوزم تنهام!
    و چه زیباست در این تنهایی همه تبخیر شوم،
    وچه زیباتر از آن که دگر هیچ نباشد اثری از من خویش،
    وشوم دیده ی چشم دگران،نه که بینند مرا!
    من ندانم و نگویم،
    همه دانند و بگویند:
    این چنین است که؛
    اربا” اربا شدن و سر دادن می شود زیبایی،
    حضرت عشق
    وچه زیباست که تقدیم کنی تو یه انگشت مزین به نگین خاتم.!
    درس امروز شدش گفتن ترس!
    من دیدم! جور دیگر دیدم!
    ترس هم زیبا شد!
    و وجودی که وجودم به وجودش زیباست…
    همه اش زیبایی است.
    وچه زیباست که هنوزم زیباست!
    وچه همراه کسانی که مرا همراهند!
    …من هنوزم تنهام!
    وچه زیباست سکوتی
    و چنین تنهایی
    که در آن لایق تعظیم شوم خالق خویش
    و پرستم او را ،
    نه سکوت بازار _ نه هیاهویش را!
    وبه اذن معبود!
    و عزیزی که بدین زیبایی
    مر در آرد ز تنهایی خویش
    و کند آزادم ،
    زین قفس ساخته ی از بدنم.
    و کند لطف به من،
    ای خدا یارش باش ،تو نگه دارش باش،
    من که دستم خالیست،
    در توانم به سخن من کنمش شکر و سپاس،
    ای خدا یادش باش،تو کمک حالش باش،
    که کند باز مرا همراهی،
    و چه زیباست که امروز هنوز امروز است.
    از تو ممنون استاد.
    من تو را باز سپاس.
    و خدا یارت باد،حق نگهدارت باد.

    • سلام جناب استاد رمضان عزیز
      چقدر زیبا و دلنشین بود
      چقدر فوق العاده این تمرین رو انجام دادید، کلی لذت بردم.
      احسنت و مرحبا به شما
      و سپاسگزارم بابت لطف و محبت شما

  • باسلام ترسهای زیادی دروجودم هستندکه میدونم کاذب ودروغی هستندولی سالهاست که باهاشون زندگی میکنم ترس ازهزینه کردن،ترس ازخرج کردن پس اندازهام ترس ازآینده فرزندانم ترس ازاعتمادکردن تومسائل مالی به همسرم ترس ازمحیط تنگ ترس ازخفگی ترس ازدست دادن عزیزان ترس ازبی پولی ترس ازمستاجرموندن ترس ازبیکاری وترس ازینکه توجمعی ازم کاری خواسته بشه که ازش چیزی نمیدونم ترس ازشرایط فعلی مملکت معاش مردم ترس ازموعدجابجایی وکم بودن پول پیش خونه ترس ازرانندگی ترس ازچاق موندن

  • سلام من مثل همه ترس هایی دارم ترس از ازدست دادن عزیزام مخصوصا همسرم
    ترس از بی آبرویی
    ترس از دعوا کردن
    ترس از بحث وجدل کردن
    ترس از خدا
    با تشکر از استاد عزیز

  • با عرض سلام و ادب
    گاهی ترس اینکه نتونم در این دوره موفق بشم غلغلکم میده ولی وقتی موفقیت دوستان سینیور ( پیش کسوت ) رو میبینم دلم قرص و محکم میشه . همینطور از ریزه خواری هام ترس دارم و خوردن شکلات ☺️
    از حیوانات خزنده و حیوانات موذی بینهایت میترسم حیوانات خانگی رو دوست دارم ولی فقط در حد دوست داشتن نمیتونم بهشون دست بزنم و بغلشون کنم.
    خیلی مسائل رو اگه بهشون فکر کنی ممکنه دچار ترس بشی ولی اگر به خداوند ایمان قلبی داشته باشی و به این باور رسیده باشی که خداوند در همه حالت هاهوات رو داره و از مادر هم به تو نزدیک ترو مهربون تره به آرامش میرسی و ترس هات کم میشن و از بین میرند کم کم به امیدخدا و با توکل بخودش

  • باسلام
    ترس واکنشهای عصبی همسرم
    ترس اینکه روش شما هم لاغرم نکنه
    ترس از بی خدا بودن

    • سلام
      ترس از کم حرف بودن در جمع
      ترس از مقایسه شدن با دیگران
      ترس از اینکه نسبت به هم سن و سالانم کمتر و پایین تر باشم
      ترس از اینکه دیگران بهم انتقاد کنند که چرا خوب زندگی نمیکنم
      ترس از اینکه بعضیا دست روی نقطه ضعف های من بذارن و من توی جمع آشفته بشم
      ترس از اینکه نتونم بچه دار بشم
      ترس از اینکه نتونم توقعات دیگران رو برآورده کنم
      ترس از اینکه نتونم سر کار مناسبی برم
      ترس از صحبت کردن در جمع
      ترس از اینکه اشتباه کنم یا حرف بدی بزنم
      ترس از اینکه قضاوتم کنند
      ترس از اینکه همسرم رو نا امید کنم
      ترس از اینکه دیگران نخوان کنار من باشن و از وجود من راضی نباشن
      ترس از اینکه زیبا و متناسب نباشم
      ترس از اینکه مسخره بشم
      ترس از اینکه مادرم رنگ آسایش و آرامش رو نبینه و از دنیا بره
      ترس از اینکه خانواده ام موفق نباشه
      ترس از پیر شدن
      ترس از اینکه نتونم در هیچ شغلی دوام بیارم

  • باسلام وخداقوت
    من باهمه وجودبه لطف وعدالت خداایمان دارم،وخدابه هیچ کس ظلم نمیکنه،
    همه اطرافیانم منوانسان باایمان ومقیدی میدونن،ولی من همیشه میترسم که مباداااونطوری که اونافکرمیکنن نباشم.میترسم ازاینکه مبادا۷۰سال عبادت یک شب به باددادی بشم،
    ولی ترس فیزیکی دارم.ازحیوانات بدون استثناخیییییلی میترسم.ازتنهاخوابیدن تواتاق.

  • سلام وعرض ادب
    ترسهاى من درزندگى زياد نيستن چون معمولا نگران مسائلى كه خودم ميتونم نقشى درشون داشته باشم نيستم وشايد تنها موردى كه خودم هم درش تاثيرگذارم وميترسم ترس از چاق موندنه
    ديگر ترسهاى من درزندگى:
    ترس از دست دادن عزيزانم
    ترس از پيرشدن
    ترس از اينكه وضعيت جامعه روز به روز بدتر بشه وامكانات مهاجرت راهم نداشته باشيم
    ترس مردن قبل از سروسامون دادن تك فرزندم
    ترس از تنها بودن پسرم در زمان مشكلاتش پس از نبودن من وهمسرم (چون خواهروبرادر نداره)

    • ترس از دست دادن عزیزانم…
      ترس از اینکه زود از این دنیا سفر کنم (من و یا من و همسرم باهم)و بچه هام بدون حمایت من بزرگ بشن…
      اینا ترس منم هستن…

  • سلام به استا عزیز من خیلی ترس ازآبروریزیدارم چون روخودم وخانواده خودم حساسم نمیخدام هیچ کس توجهش به زندگی خصوصی مابشه ترس من فقط همینه چون تا الان همه جوره تلاش کردم هیچ کس به رموز زندگی ام دست پیداکنه

  • سلام به استاد عزیزم و خانم خیری عزیز و سلام به همه دوستان
    اصلا از کلمه ترس هم میترسم
    ترس دارم از بی عدالتی
    ترس دارم از تنهایی
    ترس دارم از دست دادن ها
    ترس دارم از مرگ عزیزانم علل خصوص عشق زندگیم
    ترس دارم از بی پولی
    ترس دارم از زیبا نبودن
    ترس دارم یه عالمه ترس جمع شده استاد درمن هی تلاش میکنم که باهشون روبرو شم ولی گاهی وقتها این ترسها از من قویتر هستن من حتی میترسم از اینکه پیر بشم من میترسم حتی از گفتن خیای از ترسها همیشه منو ترسوندن و این ترس در جان من ریشه دوانده هی میرم کلاسهای مختلف که با ترسهام روبرو شم ولی گاهی وقتها از دست من خارجه
    ……

  • سلام به همه دوستان
    من ترس از ارتفاع
    ترس از حیوانات
    ترس از دست دادن عزیزانم
    ترس از آینده فرزندانم
    ترس از تنها شدن
    ترس از پیر شدن
    ترس از مریضی
    ترس از مرگ

  • سلام خداوند هوای همه مارا ی جوری داره وبه تمام بندگانش نزدیکه تنها ترس من میتونم بگم وقتی تنها هستم ی صداهایی از اشیای خانه در میاد که منو میترسونه در سایر مواردی که دوستان بیان کردند ترس ندارم میدانم خدا همیشه هست
    باور دارم هرچه داریم امانتی است در نزد ما هرچه به ما داد رحمت الهی است واگر نداد یا گرفت حکمتی در کار هست پس ترس برای من خیلی مهم نیست در بعضی ومواقع نگران میشم رو میکنم به طرف خدا وبا دعا خودم را آرام میکنم

    • سلام استاد گرامی
      وقتتون بخیر

      در حین خوندن دیدگاههای دوستان منم ترسهایی مشترک با دوستان رو نوشتم …

      به جز اینها از چیز خاص دیگه نمیترسم

      • سلام استاد
        دیروز بعد از گوش دادن به فایل آموزشی نظرم عوض شد و ترسهام بیشتر شد!

        در حال انجام تمرینات روز چهاردهمم

  • سلام
    من ترس از حیوانات دارم کلا دوستشان ندارم و نمیتونم باهاشون ارتباط برقرار کنم🤭
    ترس از طرد شدن توسط آدم ها،
    ترس از اینکه آدم ها دوستم نداشته باشن،
    ترس از محبوب نبودن
    ترس از چاقی بیشتر
    ترس از نه گفتن به آدم های عزیز زندگیم
    ترس ازاینده ام
    ترس از بی پولی
    ترس از فضای بسته
    تری از عاقبت بخیری ام اینکه هرکاری میکنم آخر بار نتیجه اش خوب باشه
    ترس از موتور سوارها🤭
    ترس از نارضایتی خانواده ام
    ترس از جنگ
    ترس از گفتن خوشی هام به دیگران
    ترس از پیری زمانی که تو زندگیم به جایی نرسیده باشم و وقتی به عقب نگاه میکنم هیج حرفی برا گفتن نداشته باشم و فقط روز ها رو شب کرده باشم،
    ترس از انتخاب های غلط در زندگی که باعث نتایج بدی تو زندگیم شدن،

  • سلام؛ ترس از آینده. ترس از دست دادن عزیزانم… 😩 ترس از بی پولی… از گم شدن هم می ترسم…

  • سلام خدمت استاد گرامی و دیگر عزیزان
    من بیشترین ترس تو زندگیم ترس از پیر شدنه. میترسم پیر بشم ناتوان بشم از پیری بدم میاد. ترس بعدیم ترس از دست دادن عزیزانم بخصوص پدر مادرم. من قبلا ترسای زیادی داشتم ولی به مرور و گذشت زنان همشون برطرف شدن. از هرچیزی که بترسم وقتی راه حلشو پیدا کنم ترسم برطرف میشه. ولی متاسفانه جلوی پیری و از دست دادن عزیزان راه حل نداره درست با توکل به خدا میشه تحمل کرد ولی متاسفانه من اونقد قوی نیستم که بتونم این احساس ترسو از درونم دور کنم. 😔😔😔

  • سلام روز خوش
    منم ترس از ارتفاع
    ترس از گم شدن
    ترس از دادن عزیزان
    ترس از درد
    ترس از کوری
    ترس از آدمهای منفی باف
    ترس از دیر آمدن بچه هام
    ترس از آب استخر
    ترس از پله برقی
    ب شدت از پله برقی میترسم
    ترس از مریضی بچه هام وهمسرم
    دیگه یادم نمیاد 😁

  • سلام وقت همگی بخیر و شادی

    من از ۳ چیز میترسم

    ترس از مادرشوهر و خواهر شوهر
    ترس از سوسک
    و ترس از اینکه دوباره دچار عفونت ریه بشم ، که این درگیر شدن ریه به اندازه مادرشوهر و خواهرشوهر ترسناکه😁

  • سلام استاد گرامی و دوستان گلم من ترس از ارتفاع و ترس از مار دارم از خزنده های دیگه هم میترسم و لی نه زیاد ترس از اب داشتم که یک دوره شنا دیدم حالا میدونم میتونم خودم به سطح اب بیارم و ترسم کمتر شده یک سری ترسهای کوچک موقتی هم هستند که با تمرین دارم برطرفشون میکنم ولی بدترین ترسم که دارم کارمیکنم که کمتر بشه استرس بیرون رفتن فرزندانمه تا زمانیکه برگردند خونه ارامش ندارم مخصوصا پسرکوچکم که 12سالشه البته دارم سعی میکنم این استرس به بچه ها وارد نکنم ولی خودم هنوز خیلی مونده تا تغییر کنم و یک سری استرس ها که بیشتر جنبه وسواس فکری پیدا کرده مثلا اگه ماشینو گوشه خیابون پارک کنم ترس از دزدیده شدنش دارم و تمام مدتی که از ماشین دورم استرس دارم به همین خاطر ترجیح میدم جاییکه پارکینگ نداره ماشین نبرم در بقیه موارد چون ادم امیدواری هستم و به بزرگی خدا شدیدا معتقدم سعی میکنم ترسهامو کنترل کنم یا در موقعیتی که ایجاد ترس میکنه مثل قرارگرفتن در زمان و مکان نامناسب قرار نگیرم

    • سلام
      ترس های بنده ازنه اطرافیان است ونه از محیط بلکه ترس های من از درون خودم هست
      که نتوانم خودم را بطور کامل باور کنم برای رسیدن به متناسب زیستن بخاطر همین امر من هر کدام از آموزه های استاد عزیز را دو تا سه روز مرور میکنم تا ملکه ذهنم شوند ونقش اصلی بر ذهنم را داشته باشند
      به امید ان روز که اول با توکل به خداوند منان ودوم به آموزه های استاد بتوانم براین تر س هایم غلبه کنم
      ان شاءالله یارب العالمین

  • سلام خدمت استاد عزیز وخانم خیری وهمه دوستان گلم،من هیچ ترسی ندارم ،همیشه با امید زندگی کردم،ی سری ترسها هم هست ولی خوب گذرا هس ،برای اتفاقی ک هنوز رخ نداده ،چرا باید ترس داشته باشم،

  • درود به دوستان و استاد عزیز
    🍀ترس از تنهایی و ازدست دادن عزیزانم
    🍀ترس از گذر زمان

    که البته ترس از گذر زمان دو سال میشه که واسم پیش اومده و فکر میکنم علتش اینه که در ده سال اخیر موقعیت های زیادی رو از دست دادم

  • سلام خدمت استاد گرامی و نجمه خانم عزیز و هم گروهیهایم، ممنون استاد از لطف وهمراهیتون ترسهای من عبارتتد از:
    ترس از آینده فرزندانم که مبادا عاقبت بخیر نشوند
    ترس از لاغر نشدن
    ترس از حیوانات خزنده وحیوانات وحشی
    ترس از اینکه دیر وقت شب بیرون باشم
    ترس از شنا کردن
    ترس از ارتفاع
    ترس از ریسک کردن
    البته مطمئن هستم به لطف خداوند و الهام گرفتن از آیات قرآن و آموزه های استاد عزیز بر این ترسها غلبه پیدا خواهم کرد

  • باسلام و عرض ادب خدمت استادعزیزو سرکار خانم خیری عزیزم دررابطه با تمرین جلسه دوازدهم :من مقصر اصلی اضافه وزن و چاقی ام رو خودم و ذهن چاق خودم میدونم و اینکه اگه من اضافه وزن پیدا کردم دلیلش خودم بودم و اینکه بیشتراز نیاز بدنم که لازمه خوردم که اضافه وزن پیدا کردم و اصلا عوامل خارجی مثل وراثت و ژنتیک و کم کاری تیرویید و موارد دیگه رو مقصر اضافه وزنم نمیدونم وعلت اینکه تو روش های لاغری قبلی مون موفق نشدیم این هستش که وقتی دوران رژیم غدایی مون تموم میشد و یه چندکیلو به صورت موقت وزنمون رو کم میکردیم چون باورهاو عادت های غلط قبلی مون و فکرو ذهن چاق مون سرجای خودشون بودن و تغییر نکرده بودن دوباره ورنمون به حالت قبل برمیگشت و اینکه رژیم ها و روش های قبلی تکراری و خسته کننده بودن و محرومیت درآنها زیاد بود که چون بدن انسان هروقت دچار محرومیت بشه بعدازاون که دوره رژیم تموم شه میخواد محرومیت رو جبران کنه به همین خاطر وزنمون دوباره برمیگشت الان به این نتیجه رسیدم اگر که بخواهیم به تناسب اندام ماندگار برسیم باید باورها و فکر و ذهن چاق مون رو اصلاح کنیم و تغییر بدیم تا به تناسب اندام ماندگار برسیم

  • سلام خدمت استاد و هم گروهی های عزیز
    مهمترین ترسم، ترس از دست دادن عزیزانم هست
    ترس از اینکه همیشه چاق بمونم
    ترس از پیری
    ترس از درد کمر
    ترس از تصادف
    ترس از ارتفاع
    ترس از مریضی بچه هام
    ترس از سوسک
    ترس از خفه شدن
    ترس ازکرونا
    ترس ازاینکه همیشه مستاجر بمونم
    ترس از در آمد کم و بی پولی
    ترس از آینده بچه هام
    ترس از بی کار شدن همسرم
    ترس از اینکه لباس هایی رو که دوست دارم رو نتونم هیچ وقت بپوشم

  • سلام استاد وقتتون بخیر
    ترس از ارتفاع
    ترس از دنبال کار رفتن
    ترس از جاهای جدید رفتن ،البته من زمانیکه ایران بودم این مشکل رو نداشتم ولی خوب تو کشور جدید برخورد با ادمهایه غیر هم زبان منو می ترسونه
    از یادگیری چیز هایه جدید همیشه فرار میکنم و تفره میدم چون فکر میکنم نمی تونم راحت یاد بگیرم
    ترس از چاقی
    ترس از پیرشدن🥴

  • سلام و دروود
    ترس از آب استخر
    ترس از تب کردن پسرم
    ترس از ارتفاع
    ترس از دست دادن شغلم
    ترس از گربه
    ترس از اینکه نتونم لاغر بشم
    ترس از دست دادن پدر و مادرم
    ترس از اینکه یکی سرزده بیاد خودنم و من میزبان خوبی نشم
    ترس از آینده و درس پسرم

  • سلام روزتون بخیر
    من ترس از دوست نداشته شدن دارم
    ترس از ذست دادن عزیزانم
    ترس از مار دارم
    ترس از تنها موندن توی جایی قدیمی و وحشتناک
    ترس از جای تنگ و تاریک

  • با سلام
    🏵️ همیشه ترس از ارتفاع در راس ترسهای من بود.
    🏵️ ترس از موندن تو آسانسور
    🏵️ ترس از جنگل( که این ترس یه چند سالیه که اومده سراغم)
    🏵️ ترس از تصادف
    🏵️ ترس از بیماری
    🏵️ ترس از اینکه تا ابد چاق بمونم!
    🏵️ ترس از تنهایی خصوصاً شبها
    🏵️ ترس از حیوانات خزنده
    که به امید خدای بزرگ و تلاشهای خودم و به کمک شما استاد بزرگوار، همه این ترسها رو از بین میبرم👍🏻💪🏻

  • با سلام ،من از جن میترسم ،وفکر میکنم اگه تنها باشم حتما یه سراغم میان ،هر چی به خودم میگم مگه تا به حال دیدیشون….فایده نداره ودیگری ترس از به جایی نرسیدن تک فرزندم هست

  • سلام. وقت بخیر .
    ترس های من از دست دادن عزیزانم
    ترس از سوسک
    ترس از بحث با همسرم
    یه سری ترس های خصوصی هم دارم.

  • سلام خدمت عزیزان نرگس هستم 🌹
    من هم با خوندن ترس های دوستانم اشتراکات زیادی داشتم اما همیشه سعی میکنم خیلی سریع در همان لحظه که ترسی سراغم میاد بلافاصله همونجا اون ترس رو حسابش رو برسم واجازه ندم خیلی برام تکرار بشه ونتونه اذیتم کنه 🤗🤗

  • سلام به آقای جعفری عزیز و همه دوستان من از پیری و عوارضش میترسم، از اینکه هوشیاری رو از دست بدم و یا توانایی‌های جسمی رو از دست بدم و وابسته بدیگران بشم ، از چاق موندن هم میترسم و از اینکه طوری زندگی کنم که با دست خالی و بدون اینکه منشا اثر مفیدی باشم از این دنیا برم بیشتر از همه چیز میترسم

  • سلام🙂 ‌‌
    من کلن از چیزی نمیترسم،به نظر من ترس در جایی که میدونی خدا همیشه کنارته و حواسش به همه چیز هس یکم جالب نیس،چون همه چیو سپردم به خدا خیالم همیشه راحته،اگه دوس دارم وزنمو کم کنم برا اینه که وقتی پیر شدم کسی بخاطر وزن زیادم اذیت نشه یا اگه رفتم بیمارستان پرستارا اذیت نشن،دوس دارم تا اخر عمرم سالم زندگی کنم،همیشه دعام این بوده خدایا وقتی پیر شدم افتاده نشم کسی بخاد ازم مراقبت کنه،میخام یه پیره سالم زندگی کنم تا لحظه مرگ،به یه چیزی اعتقاد دارم اینکه ادم از هرچیزی بترسه و هی فکرشو بکنه همون چیز براش اتفاق میفته،حالا نمیدونم چقد درسته این جمله،کلن تو زندگی همیشه مثبت فکر کردم به همه چی،الانم با اینکه جزو افراد چاقم ولی یه چاقه خیلی خیلی خوشحالم،😁

  • باعرض سلام وخسته نباشید خدمت استاد محترم
    من هم ترس از دست دادن عزیزانم را دارم
    ترس از اینکه خدا ما را می بخشه یا نه
    ترس از آینده فرزندان
    ترس از ارتفاع
    ترس از اینکه همسر خوبی بودم یانه
    ترس از اینکه مادر خوبی بودم
    ترس از اینکه می تونم متناسب بشم
    و….

  • با سلام خدمت جناب افای جعفری و همه ی هپی فت های گلم

    ترس از نخاسته شدن توی جمعای دورهمی بخاطر هیکل نافرمم😔

    ترس از تنها بودن تو عروسیا وقتی همه میرن وسط سِن رقص
    ترس از مسخره شدن تو فضای دانشگاه😔 (ک اونم برمیگرده ب اضافه وزنم)

    ترس از سگ و مارمولک
    تر س از بی پولی

    ترس از پیری و بهم ریختگی چهره
    تر س ز دوست نداشته شدن

  • درود درود خدمت همگی واستاد عزیز وهمسر گرامی
    اول از همه میترسم قبل از اینکه بچه هام سروسامان بگیرند بمیرم مخصوصا دخترم که اونم از این موضوع خیلی میترسه آخه دوستش بی مادر شد وماشاهد بودیم که چه زجری میکشه حالا اون یه مادر بزرگ وخاله مجرد داره که رفته پیش اونا آخه یه دختر ۱۸ ساله باپدر خیلی سخته دخترم میگه من چکار کنم هیچ کسی ندارم که باهاش راحت باشم نه باپدرم راحتم نه باداداشم این از همه مهمتر بود
    دومی ترس از گربه که وقتی میبینم دیونه میشم همین الان حلم خیلی بد میکنه حتی عکسشو نمی تونم نگاه کنم بعضی موقعه ها پیش اومده که یه گربه توی گوشیم میبینم تا دومتری گوشیمو پرت میکنم
    سومی ترس از آسانسور اگه داخلش باشم خراب بشه یابرق بره کلا از جایی که بفهمم نمی تونم برم بیرون حتی اگه یک کاخ یاباغ باشه خفه میشم
    ترس از آبرو اینو پدر وبرادرام کوبیدن توی مغزمون که همیشه زندگیمونو مختل کردن خیلی از کارایی که بخوایم برای زندگیمون بکنیم بخاطر آبرو مزخرف که اونا میگن انجام نمیدیم
    ترس از دعوا حتی توی خیابان در چندصدمتری که فرارمیکنم مبادا بیا ن به طرفم
    ترس از واکسن که مبادا کرونا بگیرم
    ترس از خفگی در حدی که اگه کسی دستشو درفاصله چند سانتی دهان وبینی من بگیره نفسم میره
    وای ترس از تصادف که ناقص بشیم
    ترس از بی آبی
    ترس از یه جا نشینی اونم چاق باشی
    ترس از قلبم وریه م که مشکل دارن
    خیلی ترسو هستم ولی اینا مهمتریناش هستن

  • وقت بخیر دوستان نازنین 🌹🌹🌹
    همه ی ما انسانها ترس در ذات ووجودمان از بدو تولد نهاده شده حتی یک نوزاد که هیچ آگاهی از ترس ندارد به نوبه خودش ترسهای در وجودش هست ،در مورد ترس فقط میتونم بگم هر گاه به آگاهی ودانش کامل نرسیم ترس همیشه همراهمان هست، من هم ترسهای زیادی داشتم اما خدا رو شکر در خیلی موارد بدنبال ریشه اصلی ترس بودم وتقریبا موفق بودم که بر خیلی از ترسها غلبه کنم هرگز ترس از وجودمان جدا نمیشود اما میتوانیم ترسها را به حداقل برسونیم 🙏🙏

  • سلام به همه ی عزیزان و استاد گرانقدر .
    عقیله هستم .
    بزرگترین ترس من از این است که ایام داره میگذره و من کمتر بندگی خداوند رو انجام دادم .
    اما ترسهایی هم بعضی مواقع به سراغم میاد مثل .
    از دست دادن همسر و عزیزان .
    هرچند که میدانم اجتناب ناپذیر هست .
    ترس خوب و با ایمان و درستکار بودن فرزندانم هم خیلی مواقع اذیتم میکنه که بچه هام حتما صالح باشن .

  • سلام به استاد عزیز بابت کلاس های آموزشی که خیلی مفید وتاثیر گذارن
    من هم میترسم از اینکه عزیزانم وکسانی که دوستشون دارم ازدست بدم
    میترسم از این که نکنه مادر خوبی نباشم
    میترسم ازاین که بنده ی خوبی نباشم

    میترسم از اینکه تو پیری تنها باشم
    ترس از چاقی
    ترس از این که دوباره چاقیم برگرده
    ترس از گرونی
    ترس از مستاجری و کرایه خونه
    ترس از آینده ی بچه هام و خودمون
    ترس از جامعه ی آشفته مون
    خلاصه خیلی ترسهای دیگه که هر روز وچند روز یک بارباهاش درگیرم و باید بهش غلبه کنم

  • با سلام خدمت استاد عزیز وهمه دوستان گرامی ترس ازفریب شیطان حساب پس دادن در مقابل پروردگارم ترس از فشارقبراز دست دادن عزیزان بخصوص مادرم ترس از بیماری مخصوصاً سرطان ومحتاج شدن به اطرافیان ترس ازسروسامان نگرفتن بچه ها وتنهایی

  • سلام وقت به خیر
    ممنون از مباحث عالی ومفید تون …سالم وموفق باشید
    ان شالله🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

    من هم میترسم از اینکه بنده ی خوبی برای خالقم نباشم
    میترسم از اینکه به مرگ جاهلیت از دنیا برم
    میترسم که درست زندگی کردن رو یادنگرفته باشم و هنوز خودم رو نشناخته باشم که وقتم تمام شود …
    میترسم که نتونم مهربانی واخلاق رو به بچه هام منتقل کنم میترسم دچار افراط وتفریط بشم …
    ومیترسم از اینکه درست هدفم رو انتخاب نکرده باشم وبا اهمال کاری عمرم رو تلف کنم

    ولی به شدت امیددارم که با استفاده از این دوره برترس از چاقی وشروع رژیمهای تکراری غلبه کنم وباقی عمرم رو در ارامش ازاین بابت طی کنم

  • درود به اقاى جعفرى عزيز
    من خيلي از فضاى بسته وتنگ ترس دارم
    يعنى فوبيا از ماندن تو اسانسور در تونل از اتقاقى كه درش قفل باشه
    وخيلي در زندگيم اثر گذاشته وبسيار برام ازار دهنده اس
    ترس از تنهايي
    ترس از دست دادن عزيزانم
    ترس از بى كسي
    ترس از اينكه مبادا براى اطرافيانم اتفاقى بيوفته
    ترس از دورى فرزندم
    و
    و..
    وتمام اين ترسها حس وحال روز مرگى منو تحت تاثير قرار داده
    وحال خوبي اصلا ندارم

  • سلام وقتتون بخیر
    ترس یه مقوله ای هست که همه باهاش درگیرند ، در بعضی مواقع نوعش فرق میکنه .
    هرچی سن می‌ره بالا ترس‌های بیشتری سراغمون میاد .
    بچه که بودم از هیچ چیز نمی‌ترسیدم حتی جای خلوت و تاریک و ارتفاع ..‌‌. ولی هر چه بزرگتر شدم یواش یواش ترسها در زندگیم نقش بازی کردند .
    ترس از ارتفاع
    ترس از بازیهای هیجانی ( شهر بازی )
    ترس از دست دادن عزیزان
    ترس از بگو مگوهای روزانه
    ترس از صدای بلند که کار رو به جای باریک میکشونه .
    ترس از اینکه حق با منه ولی نمیتونی ثابتش کنی
    ترس از اینکه وقتی مدام مهمان های چند روزه داری ، نتونی روحیه رو حفظ کنی .
    ترس از اینکه غذاها مورد پسند بقیه قرار نگیره
    ترس از مشکلاتی که در زندگی پیش میاد
    ترس از کسادی و رونق کار و آینده
    ترس اینکه اتفاقی برای همسرم بیوفته و ا.ن لحظه من کنارش نباشم . کی میتونه جوابگوی یه لشکر خانواده باشه .
    ترس از حرف و حدیث و قضاوت‌های آدمها (ما هیچوقت بخاطر خودمون زندگی نکردیم )
    و ترسهای کوچک و بزرگی که در طول شبانه روز مثل موریانه جسم و روحمون رو میخوره 😔

  • سلام به عزیزان
    منم قبلا انواع ترسها را داشتم ولی بعد از آموزش،و خودشناسی در یکسری کلاسهای مثبت اندیشی و خداشناسی و خودشناسی تقریبا ترسهایم ازبین رفتن فقط تنها ترسم از خزنده گان باقی مونده که خیلی تلاش میکنم بقول استاد عزیزم که در کلاسها همیشه میفرمایند باید به دل ترسها برید و قدرت رو ازشون بگیرید انجام بدم ولی در مورد خزندگان و جانوران هنوز موفق نشدم کمتر شده و رفع نشده سپاسگزارم

  • سلام وقت بخیر
    ترس از ارتفاع
    ترس از جنگ و دعوا
    ترس از جای پرت و خلوت رفتن
    ترس از دست دادن عزیزانم
    ترس از حرمت شکنی
    ترس از آینده فرزندم
    ترس از ویروس کرونا
    ترس از چاقی
    ترس از اینکه دیگری کارهام رو انجام بده
    ترس از تصادف
    ترس از حال بد
    ترس از حرف های بقیه
    ترس از لجبازی های خودم و همسرم
    ترس از رفتن آبرو
    ترس از خوردن زیاد
    ترس از بی احترامی
    ترس از حرف های اطرافیان
    ترس از نداشتن صداقت در اطرافیانم
    ترس از قضاوت شدن

  • با سلام خدمت آقای جعفری ودوستان گلم راستش اولین ترس من از خودم است. می ترسم. که بنده خوبی برای خالقم نباشم. فرزند خوبی برای مادرم وخواهرخوبی برای برادرانم وخواهرم. همچنین مادر خوبی برای بچه هایم وهمسر خوبی برای شوهرم. ودوست خوبی برای دوستانم وعزیزانم باشم. همچنین از دوری واز دست دادن عزیزانم میترسم. از مریضی وپیری وبیکسی مترسم ازریزهخواری وپرخوری وچاقی میترسم ازتنبلی مترسم ازدعوای خوانوادگی میترسم.

  • سلام.
    ترس ازدست دادن عزیزانم. ترس ناراحت بودم فرزندانم. ترس ازارتفاع. بشدت ازحیوانات بخصوص سگ میترسم بشدت. ترس ازپیری وناتوانی درپیری. ترس ازاشتباه انجام دادن کارها. ترس ازدوباره وزنم برگرده وترس ازاینکه دوباره بی رویه بخورم.بشدت ترس ازمدیون شدن. ترس ازاینکه کسی دلش ازمن بگیره. ترس ازواکسن زدن.و..

  • سلام روزتون بخیر و شادی
    ترسها ، چیزهایی هستند که نمیخوام باورش کنم ولی وجود دارند
    همیشه از اینکه عزیزانم را از دست بدهم خیلی ترسیده ام😢😢
    میترسم ازتنهایی فرزندم در آینده
    ترس از نداشتن صداقت در اطرافیانم
    ترس از دعوا وجنگ و جدل
    ترس از تنهایی
    ترس از قضاوت شدن
    ترس از تنگدستی و نداری
    ترس از وابستگی مالی به دیگران
    ترس از بیماری وبه واسطه آن نیاز به دیگران
    به نظرم این ترسها منشأ تمام استرس‌ها و اضطراب های من در تمام دورانهای زندگیم بوده است😰😰😰

    • تمرین روز دوازدهم چله نشینی
      به نام خدا
      من از آینده از خطراتی که در کمین زندگی و بیشتر فرزندم باشد می ترسم.
      از اینکه بفهمم کسی پشت سرم حرفی زده که خوشایند من نیست میترسم.
      از ازدست دادن عزیزانی که دلخوشی من در دنیا هستند میترسم.
      از رانندگی کردن با داشتن گواهینامه بعد از ۱۵ سال میترسم
      از بیماری و بیمار شدن خودم و نزدیکانم بسیار میترسم.
      فکر کردن به اینکه روزی تنها بشوم مرا بشدت میترساند و حالم را بد میکند،
      از مورد تمسخر و قضاوت دیگران قرار گرفتن میترسم
      از حیوانت بخصوص سگ بی اندازه می ترسم و اصلا این حس ترس را دوست ندارم همیشه هم به خودم می گویم من میتوانم با ترس هایم کنار بیایم ولی باز روز از نو روزی از نو
      پایان تمرین روز دوازدهم

  • سلام
    ترس از دست دادن نزدیکان
    ترس از بیماری
    ترس از آینده
    ترس از بی پولی
    ترس از چاقی
    ترس از بچه دار نشدن
    ترس از بی احترامی
    ترس از جانور و حیوانات
    ترس از تصادف
    ترس از حرف های اطرافیان
    ترس از قرارداد کاری
    ترس از پیشرفت نکردن

  • سلام و روز بخیر ب همه دوستان
    ترس از تنهایی
    ترس از دست مادر و پدرم
    ترس نبودن بچهام کنارم
    ترس از بی پولی
    ترس از تصادف
    ترس از حرف زدن
    ترس از بی ماشینی
    ترس از پول خرج کردن
    ترس از حال بد
    ترس از رشد نکردن در کارم
    ترس از آینده
    ترس از حرف های بقیه
    ترس از کار زیاد
    ترس از مستقل شدن
    ترس از حرف زدن کارم با مردم
    ترس از پیری
    ترس از اینکه خوش تیپ نبودن
    ترس از خشک شدن پوستم
    ترس از قوی بودن
    ترس از درگیر شدن ذهنم برای مساعل روزمره.
    ترس از نه شنیدن
    ترس از نارضایتی پدر و مادرم
    ترس از کسی ک در مراحل زندگیم کمکم کرده
    ترس از نداشتن لباس مناسب
    ترس از کرونا
    ترس از دست دادن عزیزانم
    ترس از آسیب های روحی و جسمی و آینده بچهام.
    ترس از لجبازی های و خود همسرم.
    ترس از رفتن ابرو
    ترس از پدر و مادرم در بعضی از مساعل زندگیم.
    ترس از ناهشیاریم
    ترس از چاقی
    ترس از خوردن زیاد
    ترس از نقص هام و وابستگی هام

    فعلا همین هارو یادم
    با تشکر ویژه از استاد و دوستانشون

دیدگاهتان را بنویسید

برای دریافت دوره رایگان کلیک کنید
مکالمه را شروع کنید
سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید