بلاگ

جلسه بیست و سوم کارگاه چله نشینی تناسب اندام هپی فت

تمرین روز بیست و سوم کارگاه چله نشینی هپی فت
جلسه بیست و سوم دوره چله نشینی هپی فت

تمرین روز بیست و سوم:

امروز بنویسید تا اینجای چله نشینی چه آگاهی هایی کسب کردید؟ بسیار مهم است که آگاه باشید به مورادی که آموزش می بینید و قطعاً این مورد با تکرار و تکرار حاصل خواهد شد.. اگر سَرسَری آموزش ها را دنبال کنید و هر روز منتظر جلسه بعدی باشید به امید اینکه در جلسه آینده نکته ای کلیدی آموزش داده خواهد شد که شما به وسیله آن می توانید به اندام دلخواهتان دست پیدا کنید، سخت در اشتباهید. در دوره های آموزشی باید به این صورت پیش بروید: که هر جلسه را به چشم یک منجی ببینید که با استفاده از همان جلسه و تکرار و تمرین همان یک جلسه می توانید به نتیجه دلخواهتان دست پیدا کنید. حالا با توجه به صحبت های گفته شده، بنویسید تا به اینجای دوره چه مواردی را یاد گرفته اید و در زندگی تان اجرایی می کنید.

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

22 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سلام ودرودبه استادنازنینم
    ازمهمترین دستاوردهای من آرامش ذهن وروح وروانم وساختن وشناخت خدایی ک به شدت کافیست و سوارشدن برپشت رکاب خداولذت بردن ازلحظه به لحظه زندگیم ،من قبلا یا غرق حسرتگذشته بودم یا استرس آینده داشتم یادگرفتم که چطورباگذشته کناربیام و آینده ام بسپارم بخدای مهربانم ،
    یادگرفتم ک چطورچالشهای زندگی مدیریت کنم، به خودشناسی رسیدم، من حتی نمیدونستم وقت شادی وخستگی شدیداریزه خوارمیشم.
    یادگرفتم ک هروقت جسم عزیزم غذانیاز داشت بخورم وب جسمم احترام بزارم یادگرفتم ک وابسته غذاهاوتعلقات دنیانباشم چطوروصل خدا بشم چطور ازگوهرنایاب وجودم محافظت کنم. یادگرفتم که خودم راباتمام نقاط قوت وضعف دوست داشته باشم (قبلا علاوه براینکه باغذاها بخودم بی احترامی میکردم حتی روآینه روزنامه چسبونده بودم خودمانبینم )اماحالا باخودم آشتی کردم وبهای متناسب شدن میدم تابه آرزو هام برسم ،
    یادگرفتم ک جسم عزیزم همیشه باید دهیداراته باشه ،
    فهمیدم ک چرا قبل هپی فت من دایم مریض میشدم همش تومیسر دکتربودم وروحمم افسرده بود مدام پیش روانپزشک بودم وهمیشه استرس داشتم فهمیدم ک شیطانهای ذهنم زیاد من تودایره زحمت سالهازندگی کردم وفهمیدم ک باید برم ب سمت دایره رحمت به لطف خدا حال دلم خیلی خوبه رحمتش شامل حالم شده وباتمام وجود رحمتش راحس میکنم .تو هپی فت علاوه برخداشناسی وخودشناسی و ریشه یابی تمام رفتارهامون ومدیریت بحران زندگی و راه رسیدن ب تناسب اندام ماندگار ،یادگرفتم چطوری بافرزندم رفتارکنم.
    قابل ستایش این همه دستاورد خدایاشکرت
    استادعزیزم واقعاسپاسگذارم خداخیرتون بده ک این همه حس خوب بما هدیه دادی

    • خواهش میکنم
      امیدوارم که تونسته باشم بهتون کمک کرده باشم زندگیتون به آرامش نسبی دست پیدا کنه

  • سلام
    یاد رفتم که باید لایف استایل زندگیمو توی همهی جوانب تغییر بدم
    که توی همه شرایط زندگی خداکنارمه فقط باید فرمون زندگیمو دستش بدم و بهش اعتماد کامل داشته ناشم نه اینکه تلاش نکنم بلکه بعد از تلاش بقیه کارارو به دست خودش بسپارم
    تو این مدت یاد گرفتم که باید خودمو همین جور که هستم دوست داشته باشم وخودمو از هر چیزی ارزشمندتر بدونم ولیاقت لاغری در خودم ایجاد کنم
    واینکه دلیل چاقی من تنها خورن نیست بلکه ترسهایی که باهاش بزرگ شدم و تنها مشکلم من هم چاقی نیست
    و خودمو از غذا ها ارزشمندتر بدونم و برده غذا ها نباشم و برای رسیدن باید بهاشو پرداخت کنم
    یادگرفتم تو زمان حال زندگی کنم و برای همون روز تلاش کنم و هر روز یک پله جلو برم و خودمواز دایره زحمت بیرون بیارم و وارد مسیر رحمت بشم
    تو این مدت یاد گرفتم نباید از خودم و بدنم غافل بشم
    متعادل غذا بخورم و غذاخوردنو به عنوان تفریح و ی کاری برای فرار از ناراحتی ندونم و فقط از غذا در مواقع گرسنگی و برای بدست اوردن انرژی استفاده کنم و از هیدراته نگه داشتن بدن غافل نشم از نجواهای ذهنم دوری کنم و ذهنم هر لحظه درگیر غذا نباشه
    نمیدونم دلیل اینکه بعد از رسیدن به هدف چرا بیخیال میشیم ولی امیدوارم اینبار با کمک هپی فت همیشکی و دائمی باشه

  • من یاد گرفتم باید شخصیتم رو عوض کنم ک با تغییر رفتار و عادت کردن ب رفتار درست همراه با تلاش و صبر بسیار ب دست میاد و بهای تلاش و صبرم، همون شخصیت متناسبه که ب این روش باید لیاقتش رو کسب کنم

    در دایره ی رحمت بمونم و به خدا اعتماد کامل داشته باشم و حرص الکی نخورم چون آنچه ک در اختیار من نیست، کنترلی براش ندارم ک بخام خودمو ناراحت کنم

    بهایی باید پرداخت کنم تا از دست شخصیت چاقم خلاص شم: به اندازه، هوشمندانه، با لذت و خوشحال ، بخورم
    سیرم، نخورم
    ته مونده نخورم
    ریزه خاری نکنم
    نجواهای ذهن چاقالومو گوش ندم
    آب بخورم
    چیزی رو هم حتا حذف نکنم

    در سایه استمرار و صبر و آرامش

    سوال دوم
    چون دیگ مثل اول جذاب نیس و یادم میره چقد براش زحمت کشیدم

    مثلا با سختی صبر میکنم موهام بلند شه، بعد ک مدتی بلند بود، دیگ آرزوشو ندارم و اگ کوتاه کنم، برام جذاب تره
    مثل همه چیزایی ک ب سختی ب دست اوردم ولی زود تکراری شدن
    اتومبیل
    لوازمی ک می خاستم
    و. ……

    فکر نمیکنم ب دست اوردن شخصیت متناسب برام عادی شه، چون اعتماد ب نفسش واقعیه

    آدم متناسب میتونه معمولی ترین لباس ها رو بپوشه و جذاب و خاص باشه
    ک این واقعا دوست داشتنیه برام😍😊😊😊😍

    مرسی ک هستی هپی فت عزیز و نازنین خودم 😘😘😘😘

  • باسلام
    تمرین روز بیست وسوم
    من تا حالای دوره چله نشینی یاد گرفتم اول از همه در لحظه حال زندگی کنم فقط برای امروز و در همه کارها به خداوند توکل کن و بسپارم به خودش و خداوند رو جلوی دوچرخه ام بنشوتم و من پشت سر او رکاب بزنم که بدنمو هیدارته نگه دارم و ۸ تا ۱۰ لیوان اب روزانه بخورم سعی کنم اروم و اهسته و با ارامش غذامو بجوم.سعی کنم میزان غذای دریافتیمو کمتر کنم روی ترازو نرم به چاقی و وزن کم کردن فکر نکنم  اگر لاغر بشم از لباسهام مشخصه درگیر ترازو نباشم.سعی کنم قبل از سیر شدن دست از غذا بکشم و وقتی گرسنه نیستم غذا نخورم درگیر نجواهای ذهنم نشوم که حالا یه روز بیشتر بخورم طوری نیست .سعی کنم همیشه تعادل را در غذا خوردن رعایت کنم .دیگه ته مانده بشقاب بچه ها و غذاهای باقیمانده را نمیخورم .در هنگام خشم و در هنگام شادی چیزی نمیخورم ریزه خواری نمیکنم .باهر چایی تکه کوچیکی تنقلات میخورم
    سعی میکنم همه اینهارو رعایت کنم گاهی وقتا شاید گریز میزنم نمیتونم بگم صد درصد ولی ۷۰ تا ۸۰ درصد رعایت میکنم😍
    وقتی یه چیزی عادی میشه برامون یعنی میاد توی روتین زندگیمون شاید حس و حال و هیجانمون نسبت بهش کم بشه ولی اگه اراده انجام اون و عشق رسیدن به هدف داشته باشیم و ارروز ان کارو مرور کنیم در اون موفق میشیم و به هدفمون میرسیم

  • با سلام و خداقوت
    من در این چله فرق دایره رحمت و زحمت رو یاد گرفتم که سعی میکنم خودم رو از نگرانی های بیهوده رها کنم تا بتونم در دایره رحمت باشم و روز به روز رحمت و موهبت بیشتری دریافت کنم.
    من دراین چله یاد گرفتم که همه چیو باید تمام و کمال به خدا سپرد و نباید خودمون رو درگیر چیز هایی کنیم که کاری از دستمون برنمیاد و باید تمام لحظاتمون رو به خدا بسپاریم و از خدا بخوایم هرچیزیو‌ البته درکنارش تلاش هم کنیم در مسیری که خداوند بهمون نشون میده‌.
    یاد گرفتم که وقتی که هیجان زده ام به هردلیلی و احساساتم غلیان کرده به سمت غذاها نرم. غذا خوردن رو تفریح ندونم و فقط موقع ای که واقعا گرسنه هستم از غذاها و خوراکی هایی که دوست دارم لذت ببرم تا زمانی که سیرشدم و بیشتر از اون نخورم حتی اگر بهترین غذا باشه. یاد گرفتم که به نجواهای ذهنی یه خفه شو محکم بگم😉

  • با سلام ،
    من تا اینجا یاد گرفتم که باید پرخوری نکنم، باید به اندازه بخورم،باید وقتی احساساتی هستم غذا نخورم ، باید هنگام روبه رو شدن با چالشها اونا رو مدیریت کنم نه اینکه پناه ببرم به غذاها … باید به خدا توکل کنم و خودم بشینم روز زین عقب دوچرخه

  • سلام و وقت بخیر
    شاد باشم، با حال خوب زندگی کنم، در حال زندگی کنم، سناریو نویسی کنم، به محاسن تناسب اندام فکر کنم تا معایب چاقی، وابسته نباشم دلبسته باشم، ریزه خواری نکنم، آب بخورم، روی زین عقب بشینم، لایف استایلم باید تغییر کنه، به خودم احترام بگذارم، قدرت غذاها رو کم کنم، با تکرار تمرینها سعی در اجرایی کردنشان دارم،
    وقتی ذهن باور می‌کنه که به هدفمون نمی‌رسیم هدف عادی میشه، پیام عادی سازی اینه باید در لایف استایل مون تغییر ایجاد کنیم و گول بازی تمیز کثیف ذهن و نخوریم

  • سلام خدمت استاد عزیز
    این ۲۲ روز بهترین روزای زندگی من بود بعد از ۲۵ سال تازه متوجه شدم که چقدر بد زندگی کردم
    من هیچ لذتی از این ۲۵ سال نبردم و همش منتظر آینده بودم که یک اتفاق جالب و جدید بیفته و خوشحال بشم درصورتی که زندگی همین لحظه های حاله و خوشحالی دست منه
    ۲۵سال جلو نشستم و فرمون دست من و همش اشتباه میرفتم و آخر سر به خدا گله میکردم که چرا همه ی سختی ها و رنج ها برای من الآن عقب نشستم و فرمون رو دادم دست خدا و واقعا دارم لذت میبرم و میدونم که بزودی به هدفم میرسم
    من قبلا خیلی به چاقی اهمیت میدادم و توجه میکردم و هیچ لذتی از غذا نمیبردم ولی الآن آگاهی پیدا کردم که متعادل بخورم
    توجه خیلی زیادی به اهدافم داشتم و از زندگی افتاده بودم ولی الآن تلاش میکنم ولی زیاد توجه نمیکنم و میدونم که بزودی بهشون میرسم
    و خیلی خیلی چیزای دیگه یاد گرفتم که دیگه اینجا جا نمیشه فکنم واس گفتنش

    • سلام خانم پریسا
      خیلی خیلی خوشحالم که اتفاقات خوبی رو تجربه کردید و امیدوارم در ادامه این حال خوب تبدیل بشه به جزئی از رفتار روتین زندگی شما
      بهترین ها رو براتون آرزو میکنم.

  • با سلام .
    ۱ _ یادگرفتم که برای رسیدن به اهدافم باید شاد باشم و در لحظه حال زندگی کنم
    ۲_یاد گرفتم که خدای واقعی رو بشناسم
    ۳_یادگرفتم که برای حل مشکلات و ترسها و نگرانی‌هام باید خدا رو بنشونم رو زین جلو
    ۴_ یادگرفتم که وابسته به هیچ چیز جز خدا نباشم
    ۵_ یاد گرفتم که پرخوری نکنم و ریزه خواری نکنم بلکه به اندازه بخورم.
    ۶_یاد گرفتم بدن ما هیدراته اس و باید آب بنوشم.
    ۷_ یاد گرفتم برای خواسته هام باید با لذت بهای آن را بپردازم.
    ۸_ یاد گرفتم هرروز سناریو نویسی کنم
    ۹ _یاد گرفتم هیچ مزیتی برای چاقی در نظر نگیرم و ترمزهای ذهنیمو برای رسیدن به تناسب اندام از بین ببرم.
    ۱۰_ یاد گرفتم که نجواهای ذهن کار شیطانه و باید به نجواهای قلبم گوش بدم چون اون صدای خداست.
    ۱۱_یاد گرفتم که شیطان میخواد شکست منو ببینه پس برای پیروزی باید بیام تو دایره رحمت.

  • سلام
    من تا اینجا آموختم
    +داستان چاقی و لاغری هرکسی متفاوت است پس مقایسه ممنوع
    +اضافه وزن تجلی و نمود مشکلات درون ماست پس با حل و فصل مسائل زندگی ناخودآگاه متناسب میشویم
    +عدم توانمندی در مدیریت چالش های زندگی موجب شده ما از غذا ها به عنوان سرپوش و مسکن برای تسکین موقت خودمان استفاده کنیم
    + از چاقی هیولایی ساختیم که روی همه ابعاد زندگی ما تاثیر و تسلط داره
    + فکر کردن به مصائب چاقی و افکار منفی باعث قدرت گرفتن این هیولا و ضعیف تر شدن ما میشه
    + هنگام تصمیم برای عملی مثبت درگیر بازی کثیف تمیز ذهن میشویم
    + از لاغر شدن می‌ترسیم چون با روش های اشتباه خودمون رو خسته کردیم و دچار درماندگی آموخته شده شده ایم و فکر میکنیم دیگه کاری از ما برنمیاد
    + ترس های ما ریشه در وابستگی های ما داره
    + دوست داشتن خودمون یعنی برده غذاها نباشیم و اجازه ندیم غذا ها مارو کنترل کنند
    + هرچیزی در این دنیا بهایی دارد و برای تناسب اندام هم باید بهای آن را بپردازیم
    +و شاه کلید داستان خوشحال بودن است

  • آب بخورم
    موقع شادی و غم غذا نخورم
    ترس‌هامون رو بشناسیم ‌برای غلبه بر اونها به خدا متوسل بشیم
    بر احساساتمون اشراف داشته باشیم
    از چیزهای اشتباه در ناخوداگاهمون پیروی نکنیم
    فقط زمان گرسنگی غذا بخوریم
    خودمون رو ارزشمند تر از غذا بدونیم

  • سلام به استاد جعفری و همه ی هپی فت های عزیز

    آگاهی نسبت به مشکلات خیلی عمقی که ب مواد غذایی محدود نمیشدن
    من همیشه با دوستام میگفتم که مشکل من فقط پرخوری نیست ی گیرِ ریشه ایی دارم
    و تو چله متوجه شدم این ریشه از مطالب و باورهای اشتباهیی بوده که بزور و ب اشتباه ب خورد ضمیرناخودآگاهم داده شده
    من اینجا ب این اگاهی رسیدم که خدا همیشه بهترین ها رو برای همه در نظر داره فقط کافیه که بخایی
    مثل اینکه گفتم خدایا بهترین روش رو بهم نشون بده …خستم از بس رژیم گرفتم و حسرت لاغر شدن بدلم مونده
    و اینکه غذا ها منو کنترل نکنن ،هیچ چیزی بارزش تر از خود من نیست

    من متوجه شدم اول خودمو دوست داشته باشم
    والویت اخرم خوارکی ها و غذاها باشه

  • سلام🙂
    ما اگه الان اضافه وزن داریم تقصیر کسی نیس مقصر خودمونیم و باید هدفمون رو مشخص کنیم بدون هدف هیچکاری سرانجامی نداره،باید سعی کنیم یه ادم خوشحال باشیم و بگردیم پیدا کنیم چیزایی که خوشحالمون میکنن وقتی دقت کنیم خیلی چیزا تو زندگی هست و ما زیاد تاحالا بهشون دقت نکرده بودیم،بعد یاد گرفتیم اصلن نگران لاغر نشدن نباشیم به فکر درست رفتار کردن باشیم ،یادمون نره اب زیاد بخوریم چون بعضی وقتا گرسنه نیستیم تشنه ایم بعد به اشتبا فکر میکنیم گرسنه ایم،ماهمگی لایق تناسب اندام هستیم و باید تلاش کنیم ولی از هیچ نعمتی نباید خودمونو محروم کنیم فقط باید به اندازه بخوریم باید با ترسهای وجودمون روبرو بشیم ،باید از خیلی وابستگیا خودمون رها کنیم تا بهتر زندگی کنیم،فقط و فقط باید همه چیو به خدا سپرد.باید یاد بگیریم عاشق خودمون باشیم ،باید به خودمون احترام بزاریم،همه ما با قدرت باید جلو بریم و باید بدونیم غذاها در مقابل ما هیچ قدرتی ندارن،یاد گرفتم بهای اشتباهی پرداخت نکنم،یه هپی فتی خیلی خیلی خوشحال باااااااشیم😁

    • سلام خدمت استاد عزیز
      تا به اینجا به اینکه خودم را آن طوری که باید دوست میداشتم نداشتم پی بردم
      ودر حال حاضر خودم رو دوستدارم خودم رولایق یک اندام مناسب می دونم به عزت نفس خودم اهمیت بدم
      برای متناسب شدن تلاش می کنم ولایف استایل خودم رو تغییر بدم با اموزش های شما تا به امروز بسیار از نظر روحی تغییر کردم یک سری استرس ها و افکار منفی رو از خودم دور کردم می تونم به جرات بگم حال خیلی خیلی خوشی دارم
      واین حال خوب را مدیون لطف خداوند و آموزش های شما استاد عزیز وبزرگوار می دانم
      از خداوند منان برای شما وخانم خیری عزیز سلامتی و عاقبت بخیری آرزو میکنم

  • سلام وقتتون بخیر .
    یاد گرفتم با قرص و دمنوش و ورزش و …. لاغر نمیشم .
    یاد گرفتم جسم و روحم رو دوست داشته باشم و احترام بگذارم .
    یاد گرفتم ذهنم مدام روی خوراکیها نچرخه .
    یاد گرفتم تا سر حد ترکیدن غذا نخورم . هروقت گرسنه شدم به مقدار نیاز بخورم و با احساس سبکی دست از خوردن بردارم .
    یاد گرفتم به موقع نه محکم بگم .
    یاد گرفتم روی ذهن ناخودآگاهم تمرکز کنم .
    و از همه مهمتر یاد گرفتم همه این کارها رو با لذت انجام بدم .
    با سپاس از استاد گرامی .

  • باسلام خدمت استاد
    من در این مدت یاد گرفتم نیاز بدن من تا یک حدی بوده ومن اضافه بر حدش داشتم بهش کالری میدادم فهمیدم اصلا اصول و قواعد و گفته ها برای وجود من مهم نیست مهم فقط خودم هستم هر زمان لازم باشه کاری بکنم نه اینکه چون قانون اینه انجام بدمچون مریصی میاره انجام بدم اصافه برحد مریضی میاره فهمیدم فقط ارامشم رو خودم میتونم محیا کنم هیچکس دست نداره ذهن من به من فرمان همه چیز رو میده از غذا تا کار همه به ذهن من بیتگی داره با ذهنم میتونم همه چیز داشته باشم
    واقعا شاید تولدی دوباره شده برام از هیچ چیز ترس ندارم دیگه چون کسی رو دارم که همه کس هست
    با ارزوی بهترینها برای استاد وهمه دوستان

  • با سلام به همه عزیزان گروه
    من در این زمان یاد گرفتم که چگونه بهتر خدا را ببینم خدا را بیشتر از قبل لمس کنم و تو کلم رو بیشتر کنم من در این گروه با هدایت پروردگار وارد شدم بصورت خیلی باورنکردنی همه افکارم در مورد غذا عوض شده و یاد گرفتم که باید هرکاری رواز پایه درست انجام داد تا به نتیجه دلخواه رسید نمی‌شودفقط با درخواست و تمنا به خواسته‌های درونی رسید به قول استاد باید بها پرداخت یاد گرفتم تکاملم رو طی کنم
    خداوند عزیز برای شما استاد گرانقدر و خانواده محترمتون خیر و برکت و آرامش درونی عطا بفرماید

  • با سلام خدمت استاد عزیز وگروه محترم
    من در این دوره خیلی چیزها یاد گرفتم واز تجربیات استاد دوستان استفاده کردم
    اینکه فقط به هدف فکر نکنم بلکه در این راه چیزهای دیگری آموختم صبور باشم آرامش داشته باشم خداوند را بیشتر ناظر کارام ببینم ناامید نباشم البته نه اینکه اینطور نبوده تاحالا چون انسان بعضی اوقات فراموش می کنه باید این مطالب تکرار بشه ما هم باید تمرین تکرار را فراموش نکنیم یاد گرفتم که به خودم و جسمم بیشتر احترام بگذارم وخیلی چیزهای دیگه ممنونم

دیدگاهتان را بنویسید