بلاگ

تمرین جلسه دهم کارگاه فرمول رسیدن به خواسته ها

تمرین جلسه دهم کارگاه فرمول رسیدن به خواسته ها

سلام به دوستان عزیزم

و اما تمرین مربوط به این جلسه:

 

به خاطر دارید که در تمرینی از شما خواستم که برایم بنویسید چقدر موافق این هستید که خدا ما را کفایت می کند؟

پاسخ‌های این تمرین را خواندید؟

100درصد پاسخ ها این بود که ما 100درصد موافق این دیدگاه هستیم که خدا ما را کفایت می کند.

در تمرینی دیگر از شما خواستم به من بگویید که آن اولین نفرهایی که توانستند اختراع و اکتشافات عجیب و غریبی انجام دهند و دنیا را متحیر کنند به چه وسیله ای آن کارهای خارق‌العاده را انجام داده بودند؟

بازهم 100درصد پاسخ‌ها این بود که به خدای درونشان متصل شده بودند و نیروی لایزال الهی شهودی عظیم را به قلبشان جاری و ساری ساخته بود.

حال از شما تقاضا دارم با تفکری عمیق در این دو تمرین به من بگویید:

 از پاسخ‌هایی که خودتان و دوستانتان داده بودید چه نتیجه ای می توان گرفت؟

به عقیده‌ی شما کدامین نگرش منفی و محدود کننده ذهن را می توان با این دو تمرین برای همیشه نابود کرد و نگرشی نو و قدرتمند جایگزین کرد؟

قبول دارم که اندکی سخت است. برای همین راهنمایی مختصر می کنم.

(( هدف دیدگاه مسمومی در مورد عوامل خارج از کنترل ما می شود))

اشتراک گذاری:

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید

49 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • بادرود فراوان .سپاس ازاستاد که همیشه باسوالاتشون ماروبه چالش میکشن واین یعنی موفقیت درتدریس .من چندین ساله که دارم روخودم کارمیکنم اعتمادداشتن به خدارونه به زبان بلکه به عمل درزمانهایی که درمانده هستم خیلی خیلی سخته ولی بعدازسالها یادگرفتم اول باید روشناخت خودم کارکنم خودمو تغییربدم وبه بیرون وعوامل بیرونی هیچوقت تکیه نکنم تا به شناخت خداوند برسم وبقول مولانا تابه خودآیی به خدایی رسی .هرچقدرکه بیشتریادمیگیرم متوجه میشم خیلی خیلی بلد نیستم ونمیدانم این خودش یعنی یادگیری .تواین مدت فهمیدم خیلی ازمواقع فقط اعتقاد دارم ولی اعتماد نه .باید یادبگیرم که بسپارم وبپذیرم وتسلیم باشم وبتونم باورهای اشتباهم روتغییر بدم ولی ذهن چموشم وارد عمل میشه وبانمیتونی ونمیشه خداروبرام کمرنگ میکنه خداروهزاران بارشکر که باتمرین وتکراروتعهد داشتنهام تونستم حداقل دراین مواقع گیرنکنم وازاین فکرشیطانی دربیام من هرلحظه باخودم تکرارمیکنم هدفم ازامدنم چی هست وچه چیزهایی باید یادبگیرم تاحال دل من خوب باشه وارامش درمن جاری سپاس ازبودنتون .

  • به نام پادشاه عالم هستی
    سلام و درود بر استاد عزیز
    در ابتدا عذرخواهی میکنم بابت تاخیر در انجام دادن تمرین در هفته ای که این تمرین رو باید پاسخ میدادم مشغله خیلی زیاد بود و فرصت نکردم چون باید و دوست دارم که با دل و جان و عمیق و با تفکر به تمرینات پاسخ بدم نه رفع تکلیف، فرصتی که با تمرکز تمرین رو پاسخ بدم نیافتم
    اینقدر دوره شما و سوالات تون ارزشمند هستن که با وجودی که زمانش گذشته اما حیف هست که پاسخ نداد اما بازم به خاطر تاخیر پاسخ عذرخواهی میکنم استاد ارجمندم
    و اما پاسخ سوال جلسه دهم آن چیزی که باعث میشه ما به ندای خداوند گوش ندیم نجواهای ذهن و باورهای محدود کننده و منفی هست که مرتب میخواد ما رو محدود کنه که سراغ خداوند و قدرتی که به ما داده نریم و مرتب نجوای کمبود رو در هر زمینه ای رو در گوش ما زمزمه میکنه و این باور مخرب که در جامعه ب وفور یافت میشود باور تاثیر عوامل بیرونی است که اجازه نمیده افراد به خدای درونشون و توانایی هایی که خداوند داده تکیه کنند و به اهدافشون برسند و اما کاری که من انسان باید بکنم این هست که روی باورهایم کار کنم باور تاثیر عوامل بیرونی رو بردارم و باورهای قدرتمند کننده ای برای خودم بسازم و حرکت کنم و تمامیت خودم رو بزارم و نتیجه کار رو به خدا بسپارم تا به اهدافم برسم.
    درود بر شما که دستی هستین از دستان خداوند برای پیشرفت ما

  • 🍁به نام خالق زیبایی ها 🍁
    سلام و درود خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز
    در رابطه با این تمرین باید بگم، متاسفانه خیلی راحت داریم به زبان بیان میکنیم و خدا رو صداش میزنیم، ولی این حرف دل ما نیست.
    میگیم به خدا توکل میکنیم، میگیم فقط خداوند برای ما کافیست، ولی از روند و آثار زندگیمون متوجه میشیم چنین چیزی نیست.
    من خدا رو در کجای دلم قرار دادم، من که بیشتر از نیروی ذهنم که خیلی قوی شده بود، کمک میگرفتم. به این یقین نرسیده بودم که قطعا نیرویی بالاتر و قویتر وجود داره، که همه کارها رو قشنگ برام ردیف میکنه که رسیدن به این هدف و خواسته،لذتش بسیار زیاد و طعمش خیلی شیرینه و من شیرینی این طعم را خدا رو هزار مرتبه شکر دارم احساس میکنم.
    و هرگاه شیطان ذهنم بر من غلبه پیدا میکنه، دقیقا متوجه تغییراتی در رفتارم میشم و تا پایان روز را با بی حوصلگی به سر میبرم. در عوض اگر کارم رو به خدا بسپارم و بهش رنگ الهی بدم،براش تلاش و حرکت کنم، حتی اگه اون کار سخت باشه، اون سختی کار برام لذت بخش میشه و میدونم که خدا ناظر بر همه چیزه و تلاش منو میبینه.
    سپاسگزارم بابت زحمات شما 🙏🙏

  • سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی ،استاد با توجه به فایل ۸ که گوش کردم و خیلی برام جالب بود با وجود اینکه میدونم خدا برامون کفایت میکنه،اما در عمل اینطوری نبودم فقط بهش اعتقاد داشتم و بیشتر سعی می‌کردم برا انجام دادن کارهام از ذهن کوچیکم استفاده کنم تا اینکه خودمو به خدا واگذار کنم ،مثلا من به این اعتقاد دارم که خدا روزی رسان هست ولی وقتی پسرم میخاد داماد بشه بهش سخت میگیرم و میگم تا زمانی که برات خونه ای تهیه نکردیم حق نداری داماد بشی این یکی از صدها موردی هست که تو زندگیم فکر میکنم که خودم باید انجام بدم باید منیتم رو قربانی کنم و از زمانی که به فایل ۸ گوش کردم خدا رو بیشتر در مرکز قرار دادم وهمین باعث شده که نگرانی هام و استرسم و ترسهام خیلی خیلی کمتر بشه از شما استاد عزیز که به این زیبایی راه رو به ما نشان میدید بی اندازه سپاسگذارم

  • بنام خالق زیبایهااا
    سلام و روز بخیر…
    استاد انجام دادن این تمرین برام خیلی سخت بود چون احساس میکردم میخوام شعاار بگویم و میدانم که هنوز ب اون درک واقعی لایزال الهیم نرسیده ام و هنوز خیلی راه پیش رو دارم که بتوانم محکم و بدون هیچ شکی تمام وکمال حرفهایم را والبته بدون شعار دادن بگویم
    ولی در حد حس وحال درونیم میگویم که خدا مارو کافیست بشرطیکه خودمان هم دست از تلاش وپشتکارمان برنداریم و دل بدل نجواهای شیطانی وافکار منفی ندهیم …
    نترسم از اینده و خودم را در اغوش معبودم بیندازم ومانند اون مثال زیبا که پدرفرزندش را ب هوا پرتاپ میکند و بچه قاه قاه کنان میخندد و من هم مثل بچها اعتماد کامل ب خدایم داشته باشم و بلندتر بخندمو شادباشمو… شاد …
    و از هرانچهکه در زندگیم اتفاق بیفتد درس بگیرم واز اون پلی بسازم برا رشد و ترقی خودم و ب تجربهایم اضافه کنم…
    و خوب یاد گرفته ام که تا بهای هرچیزی را ندهی ب ان چیزی که دلت بخواهددست پیدانخواهی کردو با ممد گرفتن از پروردگار وصبرو تلاش ودرکنار همچین استادی مثل شماا ب تک تک خواستهامون میرسیم انشالاه…

    • سلام خانم صادقی عزیز
      هدف از تمرین اینه که خودمون رو بهتر بشناسیم
      اصلاً لازم نیست که همه چیز رو بدونیم و تمرین رو انجام بدیم، اگه بدونیم که چه احتیاجی به تمرین؟
      تمام تمرین ها رو بر اساس دانش و آگاهی همون لحظه پاسخ بدید..
      ممنونم که تمرین رو انجام دادید

      • کاملا حق باشماست استاد ولی نمیدونم چه حسیه دوس دارم خود واقعیم باشم وکاملا از روی احساساتم ومنطقم حرفامو بزنم شایدم هنوز ب خود شناسی نرسیدم …انشالاه که باانجام دادن تمرینات ب اون حسی که دوس دارم برسم..سپاسگزارم ازتون

  • به نام خدا با سلام خدمت شما استاد عزیز و نجمه مهربانم ودوستان
    در مورد تمرین که واقعا سخته جوابش من به اندازه آگاهی خودم در حال حاضر میتونم بگم که باید به خداوند متعال اعتماد داشته باشیم و بدونیم در هر شرایطی هوای مارو داره و مارو تنها نمی گذاره با توکل واقعی و عمیق به خدا میتونیم موفق باشیم باید بدونیم که رسیدن به خواسته ها هدف زیستن ما دراین دنیا نیست بلکه لذت بردن وتجربه کردن مسیر هدف زیستن ما دراین دنیا هست ما باید بدونیم که نجواهای شیطانی که مارو از مسیر دور میکنن همیشه هست ولی ماهروز باید روی تقویت اعتماد به خداوند و تقویت ایمان واقعی رو داشته باشیم
    وبدونیم اگر سختی یا مشکلی پیش میاد اون دیدگاه ماست که اون رو برامون سخت میکنه اگه اون رو جزئ از مسیر بدونیم و عشق خداوند به خودمون در یابیم مطمئن باشیم که خداوند در هر لحظه حضور داره اون موقع است که با ارامش مسیر رو طی میکنیم انشاالله 🤲🤲🤲🤲
    مراقب خودمون و نگرش خودمون به مسائل باشیم که چه برداشتی از هر مسئله ای داریم اون موقع است که میشه فهمید خداوند حضور داره یا نه اون موقع است که ما ازمایش میشیم و گذشتن از مسیر با حال خوب یا بد تکلیف مارو مشخص میکنه
    پس با توکل واقعی و ایمان وشنیدن صدای درون واعتماد میتونیم بهترین ها رو تجربه کنیم
    خدایا شکرت 🤲🌻
    ممنون ازشما که بهترینید استاد عزیزم

    • سلام خانم احمدی عزیز
      سپاسگزارم بابت انجام دادن تمرین
      مثل همیشه عالی بود

  • با سلام خدمت همه ی دوستان
    بنظر من باید من کارای خودم انجاموبدم و بخدا توکل کنم واینکه تمام فکرهای منفی که بمن میگه نه نمیتونی اگر هم بخوای کاری انجام بدی باید موقعیتش داشته باشی و اینکه جامعه نمیذاره رو بذارم کنار و اجازه ندم فکرهای منفی جلوی حرکتم بگیره.

  • سلام استاد وقت بخیر
    یادم چند وقت پیش این سوال کردید ومن اینقدر عصبانی بودم از دست خودم از دیت خدای خودم که با لجبازی جواب داده بودم اری خدا برای من کافی است ولی به نظر من این جمله در زندگی من نمیگم صدرصد واقعی بوده گاهی شعار بوده چون جایی که باید تسلیم نیروی برتر میشدم و تماما خودم رو دراختیار اش میزاشتم نه نبودم تمام قد تمام اموراتم رو به خدا محول نکرده بودم اره تلاش میکنم سعی میکنم که خدای خیلی خوبی برای خودم در این دوره بسازم سعی میکنم رابطه ام رو با خدا بهتر وبهتر کنم دارم تلاش میکنم البته نمیدونم چقدر جواب سوالی رو که دادید رو درست دادم نمیدونم

    • سلام خانم هوشیار عزیز
      اصلاً بحث درست و غلط مطرح نیست
      هر کدوم از ما از دریچه‌ی ذهن خودمون پاسخ میدیم و این زیباست
      ممنونم که تمرین انجام دادید.

  • سلام به استاد گرانقدر ،نجمه جان عزیزم و دوستان گلم
    پاسخ به این تمرین برای من ابتدا خیلی سخت بود ولی با خوندن دیدگاههای دوستان فکر میکنم خدامدتی است در زندگی من بسیار پررنگ شده طوری که خیلی از ترس و استرس های من با یاد خدا و باور به بودن و امید به پناهش کمرنگ و برطرف میشود و دقیقا هر موقع از یاد خدا غافل میشوم و در منیت خودم غرق به من تلنگری میزند که به سویش برگردم و خداهم می داند اگر فراموشش کنم منیتم مرا نابود خواهد کرد دقیفا به اینکه اگر ماحرکتی انجام دهیم خدا راه رابرایمان روشن میکند معتقدم و در همه زمینه هایی که ناموفق بودهام دلیلش بر دور شدن از یاد خدا بوده است .
    ممنون استاد که با سوالاتتون ذهن مارا به چالش میکشین و از پستوی ذهن ما مطالب از یاد رفته بیرون می اورید.

    • خیلی خوشحال شدم خانم عبداله زاده‌ی عزیز که نوشتید ترسهاتون کم‌تر شدن
      این به عقیده‌ی من بینظیره
      مرحبا به شما و خدا رو میلیون ها مرتبه شکر

  • با سلام خدمت مربی عالی جناب جعفری و دوستان عزیز هپی فت.
    به عقیده ی من تنها عاملی که برای ما محدود کننده اس اینه که توانایی های خودمون رو نسبت به اهدافمون کوچیکتر ببینیم و خودمون رو دست کم بگیریم ، اکثر ماهایی که اینجا هستیم دچار خودمم بینی شدیم که جلوی مشکلات کم آوردیم و اجازه دادیم تا له بشیم ،خدا این همه توانایی در وجود ما گذاشته ولی ما هیچکدومو ندیدیم و دست به دامان عوامل بیرونی شدیم، مثل خانواده و اجتماع ، تقصیر رو گردن بقیه انداختیم ، در صورتی که اگر به گوهر درونمون پی می‌بردیم دچار این همه مشکلات که فقط یکیش اضافه وزنه نمیشدیم، ذهن ما مدام بهمون گفته تو نمیتونی و ما هم به حرفاش گوش کردیم و پناه بردیم به غذاها،

    • آفرین بانو شهرزاد
      خیلی عالی بود
      شما به نکته‌ی ظریفی اشاره کردید که در جلسه‌ی یازدهم در موردش صحبت خواهم کرد
      ممنونم بابت انجام دادن تمرین

  • به نام خالق عشششق
    سلام استاد عزیرم روزتون بخیر خدا قوت
    درمورد تمرین این جلسه که حسابی فکرو روحمو درگیر کرده فقط اینو میتونم بگم از تو حرکت از خدا برکت قبلا اصلا معنا ومفهموم این ضرب المثل زیبا رو‌نمیفهمیدم ولی با اپیزودها وکارگاه فرمول رسیدن به خواسته ها اروم اروم تاتی کنان آهسته آهسته مثل بچه های پیش دبستانی دارم با الفبای زندگی خدا شناسی خودشناسی وچگونه رسیدن به خواسته هایم آشنا میشم هنوز خیلی راه مونده ومسیر طولانی اما زیبایی رو پیش روی خود میبینم میدونم رسیدنی در کار نیست هرچه هست رفتنه ووصل شدن به اقیانوس ارام آلهی رسیدن به اون نقطه ای که شروع شدیم واصلا قرارنیست تموم‌بشیم وقراره تبدیل به انرژی بهتری بشیم در مسیر رسیدن به سعادت وحالا به سوالتون در اندازه دانش واگاهی یکسالو چند ماه ام در این مسیر میخوام براتون بگم وکدامین نگرش منفی رو میتوان نابود کرد اینه که برای رسیدن به خواسته ها واهدافمون قراری نیست بشینم دست روی دست بذارم یا بشینم تخیل کنم یا تو رویا سیر کنم کافی نیست باید بلند بشم آستینهامو بالا بزنم یه یا علی بگمو از کم وبا کوچکترین امکاناتم شروع کنم چون هر انسانی که پا در این دنیا گذاشته رسالتی داره با تلاش وکوشش وسپردن این کارو تلاشم به خداوند بزرگ در مسیر رسیدن به خواسته هایم حرکت کنم ورسالتمو پیدا کنم وهر کاری که در رسالته منه به نهو احسن وعالی انجام دهم وچه زیبا فرمودین برخاستن توانستنه استاد اگه ما همین یه جمله رو درک کنیم نیمی از راهو رفتیم من قبلا برای پسرم خیلی ناراحت بودم با خودم میگفتم پسرم صب به صب بامترو باید از کرج بره بازار تهران برا کار خسته میشه وهمیشه غصشو میخوردم ولی با کارگاه های بینظیر شما فهمیدم برای رسیدن به اهدافش باید بها پرداخت کنه باید تجربه کنه تابزرگ بشه تا به موفقیت برسع وبهشونم گفتم پسرم برای رسیدن به موفقیت باید تلاش کرد باید حرکت کرد ودیگه نگران‌پسرم نیستم وفقط به خدا سپردمش ومیدونم خدایی که روزیه یه کرمو زیر سنگ در دل اقیانوس میده ما بنده هاشم رها نمیکنه وخدای مهربانم میخواد موجوداتش تلاشوحرکت رو فراموش نکنن ممنون وسپاس گذارم از شما استاد دانا وبا خردم

    • تغییر دیدگاهتون رو خیلی دوست دارم خانم کشاورز عزیز
      اینکه دارید به درک خوبی از قوانین دست پیدا میکنید و همین درک بهتون کمک کرده که آروم تر و صبوتر بشید
      تو این یک سال و اندی که افتخار آشنایی با شما رو دارم تغییرات شما بقدری زیاد بوده که من رو شگفت زده کرده
      با همین فرمون برید جلو که روزهایی خوش و زیبا و سراسر معجزه در انتظارتونه

      • سلام استاد عزیزم شما خیلی خوب ذهن آدم هارو میشناسید وخیلی خوشحالم که دراین مسیر هستم مسیری که خیلیا هستن دارن قانون جهان هستیو رو اموزش میبینن ولی وقتی روی رفتارشون تیز میشم میبینم در حد آگاهی سطحی هست وکاملا انگیزشی وهنوز اون خدای واقعیشونو رو پیدا نکردن وهنوز ترس درشون پررنگه ولی کارگاههای شما بقدری بینظیره که همسرم میگفت استاد شما حسابی ذهناتون رو جراحی کرده وحسابی تغیراتی کردین واینکه خوب زدین وسط هدف من با اموزه های شما خیلی دارم صبور میشم والبته دچار چالش میشم ودارم درس صبوری رو یاد میگیرم وشخصیتمو بزرگتر میکنم وخدایم را بقدری بزرگ پیدا کردم که میبینم هرلحظه در کنارمه وتنهام نمیذاره وممنون خدای مهربانم هستم وشما استاد با خردم باشین همیشه سلامتو شاااااد

  • سلام به آقای جعفری ونجمه عزیزودوستان پر قدرت هپی فت… زمانی که داشتم تمرین انجام می دادم ومی خوندم یاد این صحبت واین حرف که از قدیم می گفتن افتاد تو ذهنم از تو حرکت از خدا برکت وما فقط از نظر مالی به این نکته توجه کردیم ولی تووتمام موارد زندگیمون هست واینکه میگم خداواند روزی رسان بله روزی روسان ولی اینست که بگم دهانم باز کنم رو هوا خدا روزی رسان ودنبال هیچ کار وتلاش نباشم وهمون کسانی که خب عارف شاعر دانشمند درست که به این نیرو بیشتر از ماها متصل هستن ولی باز تلاش کردن بارها شکست خوردن تجربه کردن دنبالکسی نبودن که بیان این ها رابلند کن وابسته به عوامل بیرونی نبودن دنبال آگاهی هم بودن ‌‌‌…دیدگاه مسمومی در مورد عوامل خارج از کنترل مااست .‌‌‌‌..شاید وحتمن هم این مربوط،به خودمن باش گاهی اوقات فکر می کنم نمیتونم توانایی ندارم این قدرت ندارم حتی کارهای که من باید انجام من بایدتمام کنم من باید انجام بدم دنبالش نمیفتم ومی نشینم سرجام وبه دنبال عوامل بیرون از خودم هستم اونها اون کار برای من انجام بدن ویا یک صحبت هست که میگن خدا خواست این تو زندگیت باش،پیشونی نوشته تو این صلاح خداست این باور صحبت ها خیلی،می‌شنیدم خدا خواست من بدبخت باشم من بی پول باشم من تو زندگی آرامش نداشته باشم خدا کجا این نوشته نمیدونم والا ذهن خودمون با این صحبت ها در حال گول زدن هستیم وهمین ها را مارادمحدود میکن که از همون منطقه امن که برای خودمون تو ذهن خودمون ساختیم بیرون نیایم ان شالله که سوالتون تونسته باشم متوجه بشم وبفهمم ممنونم استاد بابت تمام تلاش وزحماتتون وان شالله نا هم با عملکرد مون پاسخ گو تلاش هاتون باشم برای رسیدن به زندگی عالی با آرامش آسایش،سلامتی

    • آفرین خانم ثنایی
      خیلی علی بود
      خوشحالم که به درک خوبی رسیدید
      ممنونم بابت انجام دادن تمرین
      ممنونم بابات متعهد بودنتون
      ممنونم که موندید تو این مسیر و چند ساله که دارید تمرین انجام میدید و روی خودتون کار میکنید
      واقعاً دست مریزاد دارید

  • سلام وقت بخیر جناب آقای جعفری خسته نباشید هم شما وهم خانم خیری عزیزم.
    تسلیم شدن حالتیست که انسان کاملا احساس عجز وناتوانی کنه اینکه دیگه بیشتر ازاین از دستش بر نمیاد دیگه راهی براش باقی نمونده مثل یه اسیر که به هر راهی میزنه خودش رو نجات بده ودر آخر خسته میشه دستاشو پشت گردنش میزاره وزانو میزنهو تسلیم میشه چون راهی غیر از این نداره.
    باید به خدا اعتماد کنیم کارها رو تا حدودی که باید انجام بدیم ونتبجه رو به خدا بسپاربم وایمان قلبی داشته باشیم که خدا کارش رو بهتر از ما انجام میده وبا امید واحساس خوب ورضایتمندی کار به خدا محول کنبم .
    خدایی که ما تاحالا می پرستیدیم خدای پدر ومادر ونیاکان ما بود ما باید خدای خودمون رو پیدا کنیم وبپرستیم .
    خدایی که ما خودمون دنبالش بگردیم و پیداش کنیم رو بهتر قدرش رو میدونیم و بهتر میشناسیمش وبهتر بهش اعتماد میکنیم چون با زحمت خودمون بدستش آوردیم
    باید زیاد به جهان هستی و معبودمان فکر کنیم باید خودامان را بشناسیم خدامون رو بشناسیم قدرتش عظمتش وهابیتش ثروت بیکرانش و…
    و به او ایمان کامل پیدا کنیم.
    این همه سال طوطی وار او راپرستیدیم چه پرستش بی اجر و پاداشی
    باید خدا را بشناسیم و از روی شناختی که پیدا میکنیم به ابهت و قدرتش پی ببریم و به یقین برسیم بعد ناخوداگاه تسلیم محض او میشویم و منیت ما محو میشود میبینم دربرابر این عظمت لا یتنهی ما هیچ نیستیم.
    باید تمام ذهن و دل ما از خدا پر شود چگونه؟! باید ذهن و دل گلالودمان را از کینه ها ترسها منیت ها خشم ها و غرور ها و… پاک کنیم تا خدا در دلمان حضور پیدا کند
    ذات پاک پروردگار در جاهای ناپاک پیدا نمیشود
    حضور خدا در دل ها یعنی گمال تکامل کمال رشد یعنی شروع تمام خوبی ها اجابت ها آرامش خوشبختی سعادت
    یعنی غیر خدا به هیچ چیز فکر نکنیم یعنی همه چیز خیلی ریز و دور بشود خود به خود و دیگه دیده نشود مثل عاشقی که غیر از عشقش دیگه چیزی نمیبیند و به چیزه دیگه ای جز عشقش فکر هم نمیکند و هیچ چیز ناخوشایندی تکانش هم نمیدهد اونقدر بزرگ میشه که به همه چیز محیط میشه و در خودش محو میکنه
    مثل یک بچه که به مادرش اعمتاد میکند و هر چیز که میخواد رو از او طلب میکنه بی انکه ذره ای شک داشته باشه خدای اون طفل مادرشه چگونه به او اعتماد میکنه و احظه ای فکر نمیکنه که او را رها کند اینگونه باید دستانمان را به خدا بدهیم تا ما را به اوچ ببرد اونجایی که از ملائک بالاتر است فقط با شروع تمرینهای کوچک و ادامه دار میشه با جاهای خوبش رسید فقط کافیه سر هر چهارراه سرعتمون را کم کنیم خدا خودش جهت را نشانمان میدهد باید عادتمون بشه که ما هیچ چیزی از خودمون نداریم و همه چیز خداست باید قبول کنیم که خیلی عاجز و ناتوانیم و تسلیم محض او بشیم اونوقت هیچ چیزه آنچنانی در خود پیدا نمیکنیم که به اون غره بشیم
    شکر و حمد خدا که ما خداپرستیم و دلهامون خیلی از خدا دور نیست همین نزدیکی هامونه باید دلهامون را از آلودگی ها و هر چی غیر خداست پاک کنیم تا خدا مثل آهن و آهنربا به طرف دلهامون جذب بشه و انوموقع شروع تمام خوبی هاست آرامش و سعادت دنیا و اخرت اونموقع است که به خاک دست بزنیم طلا میشود و این ناممکن نیست به یاری حق و شما آقای جعفری

    • مثل همیشه عالی و زیبا نوشتید بانو افضلی عزیز
      همیشه منتظر نوشته های شما هستم
      پخته و کامل بود
      خداقوت

  • با سلام و درود خدمت استاد محترم خانم خیری نازنین و دوستان عزیزم
    خدا مارو کفایت می کند دیدگاه بسیار قدرتمندی هست .و باور مسموم که ما داریم بی عاری و بی خیالی را با توکل به خداوند اشتباه گرفتیم.
    مثبت اندیش که حرکتی در آن نباشد .هدفی که بهایش را پرداخت نکرده باشیم .مارو به اهدافمان نمی رساند .
    عوامل بیرونی که ما کنترلی روش نداریم مثل شرایط بحران کنونی .پدرومادر .جامعه .قیمت دلار.سران مملکت بی تاثیر نیستن ولی ما باتوکل واقعی به خداوندوپدیریم مسعول صددر صد اتفاقات خودمان هستیم وتلاش خودمان رو بکنیم .شکست خوردیم تحقیر شدیم نباید دست از تلاش کردن برداریم.
    استاد اپیزود که تو برنامه ایتا هست واقعا دست مریزاد بسیار عالی هستن ومن با گوش دادن به اونها اشکم در می یاد واقعا چه خدایی داریم وخودمان خبر نداریم .

    • باریکلا خانم زارعی
      عالی بود
      خیلی دقیق
      ممنونم که متعهد هستید و فایل ها رو با دقت گوش میدید و تمرین انجام می دید
      این برای من خیلی ارزشمنده

  • باسلام ودرودفراوان خدمت استادعزیزآقای جعفری…
    استادسپاسگذارم اززحماتی که برای مامیکشید
    استادمن راجب این تمرین میگم …
    خداهمیشه کافی است
    امادرزندگی ماوجودنداره .
    چونکه من حال حاظرمانمیداره مامانندآن بزرگان بخداوندوصل بشیم..
    چونکه شیطانردرزندگیهامون بیشترازخداحاظرهست
    وهمیشه باافکارمنفی ونجواهای شیطانی ذهن ماپرکرده..
    اصلابفکرخدانیستیم ..فقط ازروی عادت نمازمیخونیم ..
    چونکه شیطان مارامدام درگیرمنیت کرده…
    واین من حال حاظرما اون بندی که به خدابایدمتصل بشه رابریده..
    من الان فهمیدم خدااصلادرزندگیم نبود..
    من فقط بخاطرازخدانمازمیخوندم وعادت کردم ..
    شیطان منودرگیربلدم بلدم کرده بود..
    واصلاصدای خدارانمیشنیدم..
    صدای شیطان درذهنم
    پررنگ بود..
    وتوکل بخدارادرحسابی بلدنبودم .میگفتم خدایابه توتوکل میکنم وبعدش نگران بودم..
    من خیلی نگرش منفی محدودکننده دارم که بیشترین اون منیتم بود..ازخدامیخوام که منویاریکنه ..که همراه شمابتونم به استادواقعی برسم …استادمتشکرم

    • ممنونم خانم عسچری عزیز
      ان شاالله که همگی بتونیم منیت خودمون رو قربانی کنیم.
      ممنونم برای انجام دادن تمرین

  • سلام استاد وقتتون بخیر
    مندردوتمرین پیش متوجه شدم که من ناکافی هستم به واسطه باورها ذهن محدودم دربرابر مشکلات ترس ونامیدی وجابجاشدن اهرم رنج ولذت من امید وایمانم روبه خدا کم میکنه واینکه چگونه بزرگان ما همیشه ارتباط باخدا داشتن ومن این سیم اتصال رو مدام قطع ووصل میکنم بخاطر اینه که من دربرابر مشکلاتم کافی بودن خدا روفراموش میکنم من جلوی زین دوچرخه میشینم وتند تند رکاب میزنم میدونید چرا؟
    چون نجواهای ذهنم من رو اذیت میکنه میگه پاشو تو مادری به هر کاری بزن هر مسیری روپیدا کن براسلامتی بچه زمان داره از دست میره …وهزاران نجوای دیگه
    خیلی زمان ها از خدا برای تضاد های زندگیم راه حل ونشانه خواستم ولی استاد الان فهمیدم دیگه شنونده خوبی نبودم شاید بخاطر هیاهوی ذهنم .

    • سلام خانم دهشیبی عزیز
      به نکته‌ی خوبی اشاره کردید
      ما تا نتونیم این منِ ذهنی رو قربانی کنیم هرگز نمیتونیم صدای خدا رو واضح بشنویم
      صداهای ذهنمونم انقدر بلند هستند که هرگز اجازه نمیدن خدا رو درست درک کنیم.

  • با عرض سلام و وقت بخیر خدمت استاد امین جعفری و همه دوستان نازنینم 💞💞💞

    اول از همه بگم خیلی خوشحالم که بعد مدتی وقفه دوباره فرصت و شرایط ادامه دادن کارگاه ها و انجام دادن تمرینات فراهم شد چون معتقدم انجام دادن و نوشتن تمرین ها برای خود من امتیاز خیلی بزرگی محسوب میشه و مثل چراغی کمکم میکنه بتونم به نقاط تاریک و خامدش ذهن و زندگیم دسترسی پیدا کنم و تلاش برای اصلاح و بهبودشون انجام بدهم .

    اما تمرین امروز که خداییش استاد خیلی سخت و کمر شکن هستش 😅
    حقیقتا چندین بار از روش خوندم و یه نصف روز هم در موردش فکر کردم تا بتونم چند خطی هرچند غلط و غلوط بنویسم .🤦‍♀️

    فکر میکنم الان دیگه برای من و همه همراهانم معنی کلمه خدا برایمان کافی هست کاملا روشن و واضح باشه و ی جورایی با پوست و گوشت و استخوانمان معنیش و فهمیده باشیم و داریم سعی میکنیم خودمون هم کافی باشیم حالا هرکدوممون به سبک و سیاق خودمون اینکار و انجام میدیم .

    ولی خب قطعا وصل شدن به این نیروی لایزال الهی و کافی بودنمون کار یکروز و دو ماه و یکسال نیست و خیلی تلاش و ممارست و کسب مهارت میخواد و خیلی هنر کنیم شاید بعد از حداقل ۱۰ سال بتونیم بگیم آره من هم دارم تو ی سری از مسائل کافی میشم من هم دارم سهم خودم و انجام میدم طرف من در این مساله بخصوص کامل کامل هستش ……

    که اگر روزی بتونیم این حرف و بزنیم قطعا شاهکار کردیم و تونستیم یک قدم به اون اشرف مخلوقات شدنمون نزدیکتر بشیم .

    و خب برای این دورنمای زیبا و دست یافتنی نقاط تاریک و نگرش های منفی زیادی هستند که باید از بین ببریمشون خیلی وقتها که با خودم مرور میکنم از دوران کودکی و مدرسه همیشه کلمه شاگرد اول شدن و میشنیدیم همه بچه زرنگ ها رو دوست داشتن و شاگرد آخرها به قولی طرد بودن یا سرزنش میشدن هیچ کس زحمت و تلاش اون شاگرد و نمیدید هیچ کس نمیگفت آفرین تو تلاش تو کردی ولی اگه بیشتر تلاش کنی دفعه بعد قطعا نمره ات بیشتر میشه یا توی مسابقه به جای اینکه آخر بشی نفر یکی مونده به آخر میشی یا حتی شاگرد زرنگه و اوله اگه یکبار نمره اش ۱۹ میشد نمیگفتن آفرین تو زحمتتو کشیدی ……
    اینجوری بود تشویق و تنبیه ها به جای خودشون استفاده نمیشدن حالا توی هر زمینه ای مدرسه خانه باشگاه رابطه با دوستان و ……. و این شیوه کم کم باعث میشد اونی که زرنگ بود فقط دنبال اول بودن بره و تحمل هیچ شکستی نداشته باشه و اگه روزی شکست بخوره سریع متزلزل بشه و کاخ آرزوهاش فرو بریزه و ندونه که باید چیکار کنه و سردرگم بشه و از طرفی اون یکی فرد مقابل که میدید زحمتهاش به چشم نمیاد و کسی برای زحمتش ارزش قائل نیست روزبه روز تنبلتر میشه و دست از تلاش برمیداره .

    البته این قانون صددرصد نیست و هستند افرادی استثنا که در یک بزنگاهی جریان زندگیشون عوض شده .

    ولی ماهایی که ذهنمون و به تنبلی عادت دادیم و ذهنمون فقط دوست داره ی صندلی بزاره و بشینه نظاره گر اتفاقات باشه و هرازگاهی ی چایی برای خودش بریزه و بخوره منتظره کوچکترین بهانه ای هست تا تو حالت امن خودش بمونه و باری به هر جهت ادامه بده .
    همون هزاران دلیلی که هروقت میخوایم استارت یه کاری و بزنیم جلومون آماده باش وایسادن و ی دیوار محکم ساختن و نمیزارن اون ور دیوار و ببینیم که چه چیزی اون ور دیوار منتظرمون هست .

    استاد ما آدم ها باید درک کنیم که هرکدوممون در این جهان جایگاه خودمون و داریم و هیچ کدوم شبیه هم نیستیم پروردگار برامون ی نشونه کوچیک که اثر انگشت هست برامون گذاشته وقتی اثر انگشت من منحصر به من هستش این یعنی من هم منحصر به فرد هستم من قرار نیست مثل خواهر و خاله ام باشم من قرار نیست جای کسی و تنگ کنم من هم در این جهان سهمی دارم و این سهم و ی روزی کادو پیچ شده نمیارن دم در خونم تحویل من بدن باید پاشم و برم توی کوچه ها توی خیابان های شهرم دنبالش بگردم سهم من از این جهان خوشبختی آرامش و سلامتی و کلی چیزهای خوبی که هممون دوستش داریم هست ولی اگه برای هرکدومشون قدمی برندارم محال هست که به دستشون بیارم سهم من رو به کسی نمیدن بلکه پیش پروردگارم به امانت هستش فقط کافیه تلاش کنم و صبوری بخرج بدهم .

    • صد آفرین رو باید بگم بهتون خانم بابایی
      خیلی عالی نوشتید.
      خدارو صدها بار شکر که اون کلمه‌ی خدا کافی است براتون جا افتاده
      درسته تا عملیاتی بشه پوست آدم کنده میشه همونطور که خودتون هم گفتید ولی خوبیش اینه که پا شدیم و داریم تاتی تاتی میکنیم. هیچ کس از بچه ای که تازه می خواد قدم اول رو برداره توقع نداره تو مسابقه‌ی دو شرکت کنه و خدا اینو میدونه.
      فقط باید تاتی تاتی کنان بریم و بریم، بخوریم زمین و پاشیم و ادامه بدیم تا بالاخره یه روزی به قول شما بگیم ما آماده شدیم برای شرک تو مسابقه‌ی دوو
      به امید اون روز

  • سلام و عرض ادب
    من وقتی در این موقعیت قرار میگیرم یعنی جمله ( خدا مرا کفایت می‌کند) رو میخوام عملی کنم اولین چیزی که به ذهنم میرسه سخت بودن ،طولانی بودن مسیر هست . این فکر منفی و بازدارنده من هست .ما انسان ها عجولیم میخوایم سریع به نتیجه برسیم . وقتی به چالشی برمیخوریم سیل عظیمی از راهکارها سرازیر ذهنمون میشه . ما رو تحت فشار میزاره ، گیجمون میکنه که یالا انجامشون بده ، دقیقا مثل گرسنگی کاذب که یه لحظه میاد و ما رو تحت فشار میزاره ، قدرت فکر کردن یا اون لحظه آگاهی رو از ما میگیره و میخواد سریع دستورش رو انجام بدیم و چون ما عجولیم و نتیجه رو میخوایم بیشتر تمایل به این سمت داریم یعنی سمت شیطان .ولی سمت خدا ، بعنی متصل شدن به خدا ، عمل کردن به عبارت خدا مرا کفایت می‌کند صبر لازم داره ارامش نیاز داره . رسیدن به نتیجه وقتی به خدا توکل میکنی صبر میخواد و دیرتر به نتیجه میرسی برای همین برامون سخته . باید هر لحظه افکار ذهنت رو قربانی کنی . باید مدام بهشون بگی خفه شو خفه شو … در گیر یک جنگ درونی میشی ترس میاد سراغت .و چون ما عجولیم و میخوایم زود به نتیجه برسیم ، این مسیر ( یعنی به خدا توکل کردن ، خدا برایم کافی است) برایمان سخت و طولانی جلوه میکنه و نمیزاره ما انتخابش کنیم و مثل یه بازدارنده عمل میکنه.
    شیطان از خصلت عجول بودن ما استفاده میکنه و لحظه آگاهی رو از ما میگیره نمیزاره ما ارامش داشته باشیم و به خدا توکل کنیم
    اینها بازدارنده ها و افکار منفی ذهن من در این مسیر هست
    خدا رو شاکرم به خاطر این مسیر سراسر آگاهی ، سراسر معنویت و سپاسگزارم از استاد عزیز که پرچم دار و راهنمای این مسیر سراسر نور هستن.

    • خانم فاضل مثل همیشه عالی بود
      خاموش کردن ذهن و گوش سپردن به صدای قلب یه مهارت خیلی عظیمیه که با تلاش و استمرار بدست میاد
      واقعاً به هنره که بتونید وقتی هیچ چیز خوب نیست به نجواهای ذهنتون گوش ندید و بگردید در دل اون ماجرا و یه نقطه‌ی روشن پیدا کنید و به اون خیره بشید و اجازه بدید خدا کارها رو پیش ببره.
      امیدوارم همگی بتونیم این مهارت و این هنر و یاد بگیریم و توش قوی بشیم که میزان خوشبختی ما به مقدار استاد شدنمون در این مهارت بستگی دارد.
      ممنونم بابت لطف و محبت شما

      • با سلام و ادب
        تا زمانی که من انسان به این فهم و
        درک نرسم که ( قدرت مطلق از آن خدا
        ست و اوست که هرچه بخواهد و اراده
        کند انجام خواهد شد)
        و اینکه تغییر دیگران و بهتر شدن اوضاع
        اکثرا از عهده ی من خارج ست
        وبرای اموری که به من مربوط نمی‌شود
        وباید هر انسانی جداگانه وارد عمل شود
        خودم را مقصر ندانم و راه را برای ورود
        نجواهای شیطان باز نکنم…….
        به این مفهوم که خدا کافیست نمیرسم
        پس لحظه ای تعقل لازم است صبر را
        می‌طلبد تا
        مسیر روشن شود و اعتماد افزون گردد
        لذت جای آشفتگی و دلشوره را بگیرد
        وآرامش برقرار گردد
        حالا قلب سلیم خود را برای ورود خالق
        آماده می‌کند چرا که خالی از هرگونه
        نجواهای شیطانی ست
        قلب سلیم ورودی‌ها را کنترل می‌کند
        از پلیدیها بدور است
        نگرانی تشویش و ناامیدی اجازه ی
        ورود ندارند
        قلبی که آرام ست خریدارش خدای
        رحمان است
        او می‌گوید حالا نوبت من است
        بسپار به من و از لحظه
        لحظه های زندگی ات لذت ببر
        این اعتماد شروع دریافت است
        هوشیارانه با صبر و حوصله منتظر
        اتفاقات عالی ان شاءالله…..

        • دلتنگ نوشته هاتون بودیم خانم افتخار عزیز
          ممنونم که هستید و برامون مینویسید
          دست مریزاد
          باعث افتخاره حضور شما
          پاینده باشید

  • باسلام ودرود خدمت استاد عزیزم.
    اینکه بپذیریم قدرت مطلق خداست و اینکه بپذیریم بدون اذن واجازه ی خداوندهیچکاری انجام نمیگیره. واینکه بپذیریم همه چیز در زمان خودش به بهترین شکل ممکن توسط خداوند انجام میپذیره.وهمیشه وقتی حکمت خدارو دیدم در اتفاقاتی ک برای من میفته شگفت زده وحیرت انگیزم.

    • سلام خانم اعتمادی عزیز
      آفرین به شما
      این زمان مناسب رو اگه واقعاً و عمیقاً درک کنیم خیل آروم میشیم و دیگه به هیچ عنوان عجله نمیکنیم.

  • سلام به استاد عزیز
    آموزش ها و تمرین ها دارن طوفانی و سنگین میشن! 😊دارم به مناطق پر چالش و پر خطر ذهن ام نزدیک میشم ، به خودم گفتم : این منطقه همونجاییه که اگه پات بلغزه و شل بگیری باد سنگینش تو رو از جات میکنه و پرت میشی به عقب! پس قدمهاتو سنگین تر کن و پاهات رو سفت بچسب و کلاهت رو محکم بگیر که قدرت ذهن محدوت ، فیتیله پیچ ات نکنه … چون خیلی این جلسات مهم هستن و خیلی خیلی باید زندگی شون کرد ، برای من که تا آخر عمر طول میکشه ….!!!🤦‍♀️
    استاد میدونید چرا این احساس اومد سراغم؟ چون دست بردید به جاهای تاریک و پر عمق ذهن و افکارم ! که انگار خوشش نمیاد بهش کاری داشته باشی ، چون وقتی این سوالات رو میپرسید واقعا گر میگیرم… و حرف شما رو به عینه دارم لمس میکنم که همیشه میفرمودین جایگزین کردن باورها و نگرش تازه و قدرتمند اصلا کار آسونی نیست ! اصصصصصلا…!!!

    سوال سختی پرسیدین استاد ! بهتره بگم تغییر سختی رو برای ذهنم شروع کردین! نمیدونم کدوم باور منو نشونه گرفتین ! و مد نظرتون چیه…. ولی با جمع بندی این دوتا جلسه قبلی خردم به اینجا رسیده که :

    من همیشه می گفتم خدا ۱۰۰ درصد برام کافیه ….
    شما گفتید: راست میگی ؟ پس چرا نیست ؟ پس کو ؟؟؟؟
    گفتید : من حال حاضرمون نمیذاره ….!!!! من حال حاضر ما داره دروغ هایی بهمون میگه که جمله ی
    (کافی بودن خدا ) شده سرگرمی و بازیچه ی دست ما که هر وقت خواستیم از گوشه ی امن مون خارج نشیم و به خودمون زحمت قدم بر داشتن و حرکت ندیم ! هر وقت زورمون میاد که تلاش کنیم ! هر وقت خواستیم همه چی رو بندازیم گردن این و اون و بگیم اونا مقصر
    هستن و از دست من هییییییچ کاری بر نمیاد ! و خدایا خودت درستش کن … در واقع با استفاده از این جمله ، من تنبل ام توی دلش با این جمله حال میکنه هاااا… آی پسته میشکونه … و سریعا یه خیز میریم زیر این جمله و میگیم توکل بر خدا و خدا برام کافیه و تماااااام …. و خیال خودمون رو آزاد میکنیم و زهی خیال باطل و حالا میشینیم و دست رو دست میذاریم و هی تسبیح به دست میچرخیم و افتخار میکنیم به خودمون که توکل کردم به خدا و خدا به تنهایی واسم کافیه و ….. !!!! و خلاصه چشم به افق میدوزیم که چرا این خدای کافی از راه نمیرسه و تو دلمون بعضی وقتها خدا رو چپ و راست میکنیم و شک میکنیم و گریه میکنیم و داد و قسم و نذر و …. که ای خدا مگه تو نگفتی الیس الله بکاف عبده …. پسسسس تو کجااااایییی ، صدااااااموووووو نمیشنوی….. ؟؟؟ و خلاصه این جمله ی خدا برام کافیه رو با خودمون به گور میبریم … و یا اگه ذره ای پا میشیم و تلاش میکنیم اونقدر نگران نتیجه و آینده هستیم که اگه ذره ای حس کنیم تلاشمون بیهوده هست و کنترلی روی اوضاع نداریم و همه چی درب و داغونه ، زودی رها میکنیم و جا میزنیم و یادمون میره که خدا اون ور وایستاده و فقط منتظر حرکت ماست ، و ما فقط باید دانه رو بکاریم و بقیه رو بسپاریم به خدا …
    استاد من صرف اینکه تصور میکردم شرایط خوب نیست، اوضاع طبق میل ام نیست ، حتی اون اقدام رو شروع هم نمیکردم ! من یادم رفته بود که طرف مقابلم خداست ! نه اوضاع جامعه ، نه مردم ، نه شرایط و به قول شما حساب بانکیم….

    بر میگردم به تمرین:
    از اون طرف من گفتم اون آدمهای بی نظیر دنیا وصل شدن به منبع لایزال الهی و خدا هدایتشون کرد که تونستن بی نیاز از عالم و آدم بشن و دنیا رو متحیر کنن …. من دقیقا این جمله رو گفتم :
    ۱. اونا وظیفه ی خودشون رو انجام دادن و برای وصل شدن حرکت کردن ….
    ۲. خدا هم قدرت و شهوداتش رو بر قلبشون جاری کرد
    ( یک اقدام دو طرفه)

    با این پاسخی که به تمرین دادم
    کاملا مشخص شد که من وظیفه ام چیه… ؟
    خدا وظیفه اش چیه …؟

    استاد الان که خوب فکر میکنم میبینم من چقدر پرو هستم ! یعنی واقعا با خودم چی فکر میکردم ؟؟؟ من خودم دارم میگم این آدمها پا شدن ، خودشون رو وصل کردن به اون منبع … یعنی خودم دارم میگم اینا از جاشون بلند شدن ، پا شدن حرکتی کردن ، بها دادن ، قربانی کردن ، تکونی خوردن …. که بعد اومدن وصل شدن به اون منبع ! اونا طرف خودشون رو انجام دادن! ، بقیه اش که همون جاری کردن شهود و الهامات و باز کردن درهای ثروت، که وظیفه ی خدا بود … یک بازی زیبای دو طرفه … یک حرکت دو طرفه… بزن … بگیر … !

    اینا از کلمه ی توکل و کافی بودن خدا سو استفاده نکردن ! و خودشون رو میخ نکردن و انتظار خشک و خالی نکشیدن اینا یک قدم تو بیا رو واقعا اجرا کردن … !!! اینا وقتی خواستن حرکت کنن از اشتباه و شکست نترسیدن چون میدونستن تمام راهها انتهاش به خدا ختم میشه . اینا میدونستن که باید بهای متناسب، برای رسیدن به اون منبع لایزال الهی رو پرداخت کنن وگرنه (خدا کافیست) جاری نمیشه …

    استاد چند روز پیش توی خلوت خودم به خدا گفتم : خدایا تو خودت گفتی منو اشرف مخلوقات آفریدی پس چرا اینقدر سخت میگیری و قدرتی که به امانت درونم گذاشتی رو نشونم نمیدی و سخت میگیری؟

    پاسخی که میشنوی همیشه اونقدر ساده هست که باورت نمیشه این خوده خدا بوده که جوابت رو داده … و بهت گفته دنبال (مفت نباش ، حرکت کن)

    همیشه میگفتین اوضاع از کنترل خدا خارج نمیشه .

    یعنی ای آدم بفهم اینو که اونجایی که داری میترسی ، نگرانی ، مضطربی ! هنوز میترسی حرکت کنی ! برو روی ایمانت به این جمله که اوضاع از کنترل اش خارج نمیشه کار کن . هنوز باور نداری که خدا فقط منتظر حرکت توئه . نه منتظر اینه که به خط پایان برسی …
    با حرکت تو و با تلاش تو خدا مسول میشه که اوضاع تو رو تحت کنترل خودش بگیره .
    باور مسموم زندگی از کف رفت . تربیت بچه ام از کف رفت . اقتصاد و اوضاع مالی و شغلی ام از کف رفت . وجود نداره … اگر تو حرکت کنی!!! و هرکاری که از دستت برمیاد رو انجام بدی … و بهاش رو بدی …

    • سلام بانو رهروان عزیز
      محو در خوندن کامنت شما شدم. خیلی زیبا موضوعات رو تفسیر کردید مرحبا به شما
      همونجور که گفتید داریم به جاهای سخت داستان نزدیک میشیم.شایدم شدیم و الآن وسطشیم
      این تمرین یه تمرین سخت بود. خودم هم نوشتم که سخته.
      و هر کدوم از ما به این دو تا تمرین یه جور نگاه میکنیم. و این تفاوت دیدگاه ها زیباست خیلی زیباست.
      شما بهترین نتیجه رو می گیرید از این دو تا تمرین به نفع خودتون.
      من یه نتیجه میگیرم که تو فایل آموزشی میگیم که خوب خیلی نزدیک به دیدگاه شما
      دوستان شما هرکدوم یه نتیجه میگیرن و این یعنی خدا میلیون ها راه بلده برای هدایت کردن ما
      کاش درک کنیم که مسیر هیچکدوم از ما نباید و نمیتونه شبیه به هم باشه.
      به قول رضا مارمولک به قد آدمهای دنیا راه هست برای رسیدن به خدا
      خدا هر کسی رو جوری هدایت میکنه
      پس چه بهتره که از کسی تقلید نکینم و دنبال مسیر شخصی خودمون بگردیم.
      این دیدگاه قضاوت رو له میکنه، توضیح دادن و توجیه کردن رو نابود میکنه.
      خیلی ممنونم که با دقت در حال پیدا کردن مسیر خوشبختی خودتون هستید.
      یادتون باشه مسیر شما یه مسیر کاملاً منحصر به فرده که تو اون جاده شما و خداتون تنها دست تو دست هم به سمت خوشبختی حرکت میکنید
      فقط خودتون و خدا

  • سلام به آموزگار عزیز و دوستان عزیزم در گروه هپی فت
    نمیدونم درست متوجه شدم یا نه
    سوالی که پرسیده بودین اینکه با این دیدگاه جدید چه نگرش منفی رو میتونیم نابود کنیم
    خوب ما الان به این درک رسیدیم که همه چیز از درون ماست و باورهای درستی ساختیم و جایگزین باورهای اشتباهمون کردیم اینکه اگر در حال حاضر متناسب نیستیم اگر دچار مشکلات روحی و روانی و افسردگی هستیم اگر شادیهامون رو گم‌کردیم اگر دچار مشکلات اقتصادی هستیم فقط دنبال عوامل خارجی هستیم در صورتیکه وقتی به قدرت خداوند ایمان داشته باشیم و باور کنیم که همیشه و همه جا کنارمون هست و هوامون رو داره و وقتی با خدا باشیم دیگه نباید نگران و ترسان از عوامل بیرونی باشیم در مورد مسائل اقتصادی ما مرتب دعا میکنیم و بر زبان میاریم که خدا رزاقه وهابه ولی تا دلار بالا پایین میشه رئیس جمهور عوص میشه گرونی میشه باز ترس میاد تو دلهامون و رزاقی خدا رو فراموش می‌کنیم فکر می‌کنیم روزی ما دست دولته اونی که روی رسونه خداست فقط کافیه باورش داشته باشیم در مورد مسائل دیگه هم همینطور تا جنگ میشه اتفاقی میفته می‌ترسیم که چه به سرمون میاد در صورتیکه باید باور کنیم در هر شرایطی خدا هست و اوضاع از کنترل خدا خارج نمیشه( به قول استاد عزیزم)
    یعنی فکر میکنم به طور کل با کسب این دیدگاه های جدید باید تمام ترسها و نگرانی‌های خودمون رو بریزیم دور و وصل بشیم به قدرت لایزال الهی که اگر این اتفاق بیفته دیگه ترس و اضطراب و افسردگی و نگرانی معانی خودشون رو از دست میدن دیگه باید نگران چی باشیم وقتی خدا رو داریم
    من برای خودم و همه دعا میکنم الهی که این دانش رو پیدا کنیم خدا کمکمون کنه که در این مسیر باشیم که حتی بودن در این مسیر یادگیری هم حالمون رو خوب کرده و مطمئن هستم در ادامه راه به کمک آموزگار عزیزمون به نتایج مطلوب می‌رسیم
    آقای جعفری نمیدونم سوال شما رو درست درک کردم یا نه ولی همون چیزهایی که به ذهنم رسید نوشتم و در ضمن خیلی خوشحالم که برنامه کارگاه مثل سابق پیش میره باور کنین هر روز کارگاه رو چک میکردم که ببینم فایل جدید گذاشتین یا نه اینقدر که این فایلها حال خوب کن هستش و بهش نیاز داریم
    متشکرم بخاطر زحماتتون الهی خیر ببینین و سلامت باشین

    • باریکلا خانم برزونی عزیز
      عالی بود
      خیلی خوب موضوع رو متوجه شدید
      اینکه عوامل بیرونی در مقابل قدرت الهی هیچ قدرتی ندارن و نباید ازشون ترسید.
      دست مریزاد

  • سلام و وقت بخیر
    من عمیقاً باور دارم کارهایی در دنیا هست که فقط هریک از ما میتوانیم آن را انجام دهیم اما تعداد اندکی از مردم آن را کشف و شکوفا کرده اند مثل پیامبران یا مخترعین و شعرا و…بقیه انسان ها به دلایل مختلف از جمله موانع فکری و فرهنگی بیشتر توجه خود را صرف امور بیرونی میکنند و یا شرایط خود را با سایرین مقایسه می‌کنند و فکر میکنند اگر محیط بیرون همراهی نکند آنها نمی توانند به خواسته های خود برسند مشکل بعدی هم در تقلید از دیگران است مثلاً همه در ایران فکر میکنند باید دکتر یا مهندس شوند یا استخدام شوند در حالی که اکثر شغل های موفق و پردرآمد امروزی 20سال پیش اصلا وجود خارجی نداشتند ما باید بپذیریم که هر کدام از ما قرار است دنیای درونی و بیرونی خود را خلق و کشف کنیم و خاص و منحصر به فرد هستیم و قرار نیست اسیر باورها و رفتارهای دیگران شویم..خیلی از اوقات ایده ها و افکاری به ذهن ما می‌رسد اما باور نداریم و یا اعتماد به نفس نداریم آنها را پیگیری کنیم یا حتی با کسی در میان بگذاریم در حالی که اینها همان نیروها و قدرت درونی ما و یا حتی پاسخ دعاهایی است که ما کرده ایم و حالا خداوند در قالب یک ایده یا فکر یا ملاقات با فردی یا موقعیتی یا حتی بروز رنجی پاسخ ما را داده اما ما پیگیر آن نمی‌شویم..چون فقط از الگوی های موجود و مرسوم برای مواجهه با مشکلاتمان استفاده میکنیم در صورتی که اگر باور داشته باشیم خداوند در درون ماست و خیلی سریع و هر لحظه و در هر شرایطی حتی سر میز شام یا زیر دوش حمام ممکن است ما را راهنمایی کند و راه حل ها و ایده ها را به ما الهام کند اما ما غافل از درون خودیم همانطور که شاعر و عارف مولانا گفت: ما برون را ننگریم و قال را…ما درون را بنگریم و حال را
    همه ما برای ارتباط نزدیک و موثر با خدا نیاز داریم به درون و اعماق وجود خود قلب و ذهن خود مراجعه کنیم تا ببینیم خدا چه ماموریتی به ما در زندگی داده و چگونه میتوانیم بهترین نسخه خودمان باشیم نه بهتر از دیگران.

    • به به چه دیدگاه جذابی بود خانم محبی
      خیلی لذت بردم
      بسیــــــــــــــــــــــــــار زیبا نوشتید
      کاملاً مشخصه که با دقت جلسات رو گوش میدید
      همینجور پر قدرت ادامه بدید..

  • 🌟درود و مهر امین جعفری عزیز
    ✅ ابتدا باید بگویم من با توجه به آموزش هایی که دریافت کردم و تجارب عملی که کسب کردم در نقطه فعلی و حاضرم به عوامل خارج از کنترل تا حد زیادی معتقد نیستم
    ذات الهی در من و قدرت او در من است و من قادرم به هر آنچه طلب می کنم برسم
    من می توانم بیاموزم، تغییر کنم آنگاه کلیات جهانم و اطرافم تغییر خواهند کرد همانگونه که من خواسته ام آنوقت دیگر چه چیزی می تواند غیرممکن باشد؟ هیچ چیز! مگر آنکه من بر خودم غیر ممکنش کنم
    من به این باور رسیده ام هر آنچه تجربه کرده ام و می کنم ماحصل آنچیزی ست که در من هست و انگشت اشاره ام مدتهاست به سمت خود من است
    خیلی وقت ها عمدا حتی وقتی که خیلی برایم سخت است کارهایی را انجام میدهم تا به خودم برای چندمین بار ثابت کنم که اگر طبق قوانین هستی عمل کنی غیرممکن بی معناست و هر چیزی را با پذیرش مسئولیت صد درصد خود می توانی تغییر دهی و مطلوبت را دریافت کنی
    اتصال به الوهیت برای من ثابت شده است بارها تجربه کرده ام با وجود این تجربه هیچ دیدگاه محدود کننده ای نمی تواند مرا عقب یا درجا نگه دارد اصلا از محدودیت خارج می شوم
    وقتی ذهنم ساکت می شود و با تمرکز و الهام از قوانین جهان هستی موفق به کشف شهود می شوم
    تمام بندها در من گسسته می شود و احساس رهایی و توانایی عجیبی را تجربه می کنم به صدای شهود گوش می کنم نمی ترسم ، عمل می کنم و پاداشش را هم در درستی و تحقق نتیجه عمیقا دریافت می کنم که منتهی به رضایتمندی و شادمانی بسیار در من می شود
    می توانم در لحظه زندگی کنم و این مهم را مدیون حضور پی در پی خداوند عشق در قلبم می دانم
    تمام این عملیات زمانی در من اتفاق میافتد که من به شدت به خدای کافی ایمان دارم و این ایمان سبب می شود در سخت ترین لحظات زندگی هم فراغ بال و صبور در انتظار پیغام و هدایتش باشم و الحق و الانصاف که درنگ نمی کند و مرا در می یابد
    بارها و بارها و بارها تجربه اش کرده ام و همواره در زندگی روزمره ام لحظه به لحظه عیان است و چه زیبا حضورش را اعلام و به بند بند وجودم می رساند
    من فکر می کنم و باور دارم خوشبخت ترین شیدا هستم وقتی که تمام لحظاتم آغشته دلدادگی با خالقم است دلدادگی به این معنی که لحظه ای نیست که به یادش نباشم در قلبم نوازشش نکنم و برای کوچک ترین تا بزرگ ترین های زندگیم چارقد و دست به سینه نگویم جان جانانم (خدا) متشکرم متشکرم متشکرم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دااااارم

    ⚘🥰شکر برای وجود ارزشمندتان امین جعفری عزیز
    🕊💚🕊💚🕊💚🕊

    • آخ آخ عجب نکته‌ی ظریفی بود خانم عابدی
      اگه ذهن خاموش بشه شهود از راه میرسه
      کیف کردم
      دم شما گرم که اینهمه عالی هستید
      دقیقاً می خواستم به همینجا برسیم که عوامل خارجی شاید بتونن مسیر ما رو سخت یا آسون کوتاه یا بلند کنن ولی هرگز نمیتونن مانع رسیدن ما به خواسته هامون بشن.
      خیلی عالی بود.
      سپاسگزارم

  • سلام
    به عقیده من و اون چیزی که در زندگی خودم وجود داره خیلی وقتا همه ی تلاشمو انجام میدم در حدی که برای رسیدن به اون خواسته زمینو به آسمون میبرم و امیدم رو از خدا از دست نمیدم
    ولی نمیشه انقدر نمیشه که تو خسته میشی و میشینی از خودت می پرسی مگه من چی کم گذاشتم؟
    اونجا یه حسی بهم گفت نکنه تو دل کسیو شکستی و حالا داری کارما پس میدی…!!!
    دقیقا همین طور بود من داشتم تقاص اشتباهی که انجام داده بودم رو پس میدادم
    ولی بعدا که مسیرم کلا تغییر کرد اون موقع
    فهمیدم در کنار همه این سختی ها و نشدن ها یه مصلحت در اون نهفته بوده و من نمیدونستم تا روزی که به اون رسیدم
    ولی در کنار این مصلحت تقاص کاری که قبلا انجام داده بودم رو پس دادم
    یک اتفاق کلا زندگی منو تغییر داد
    و بعد از این اتفاقات با خودم گفتم دیگه نباید راجع به خواسته هام با دیگران صحبت کنم
    چون یک حدیث داریم از پیامبر که می فرمایند اگر میخواهی به چیزی و کاری که میخواهی انجام دهی نرسی در مورد اون به همه توضیح بده

    ولی من نا آگاه در مورد خواستم با همه حرف زده بودم و یک جورایی هم این عامل رو دلیل نرسیدن به اون خواسته میدونستم

    و در نهایت
    نتیجه این صحبتا این بود که :
    1.در مورد خواسته هات تا عملی نشدن با هیج کس حرفی نزن این یک قانون ثابت شده اس
    ۲. و شاید در کنار اینکه داریم صبر و تلاش میکنیم برای رسیدن تقاص اونچه که در گذشته انجام دادیم که به اختیار بوده اما امروز باید جبر اون رو برداشت کنیم

    ۳. در تمام این نشدن ها قطعا صلاحی در کار است و ما ازش خبر نداریم و بعدا از اون خبردار میشیم و همونجا میگیم خدایا شکرت که نذاشتی به اون برسم اگر نه الان تمام هست و نیستم رو از دست داده بودم
    و در آخر اینکه (هیچ وقت اصرار برای بدست آوردن نداشته باشین شاید بهش برسید اما قطعا ضربه بزرگی به شما خواهد زد)

    این تمرین رو با توجه به تجربم نوشتم

    • سلام و درود
      همگی ما تمرین ها و سوالات رو از فیلتر تجربیاتمون عبور میدیم و پاسخ میدیم.
      و این نه تنها بد نیست بلکه عالیه و خیلی از باورهامون رو به ما نشون میده.
      ممنونم که هستید و با دقت جلسات رو پیگیری میکنید و تمرین رو انجام میدید
      این رو همیشه مد نظر داشته باشید بانو
      تلاشهای ما باید با نگرش ذهنی درست انجام بشه والا به نتیجه‌ی خوبی ختم نمیشه.
      تلاش خشک و خالی اگه حتی 24 ساعت شبانه روز هم باشه بازهم نتیجه نخواهد داد. چون ذهنیت قدرتمندی پشت اون کار و تلاش نیست.
      اگه صرفاً به کار کردن پاداش میدادند پس کارگران معدن با اون همه تلاش طاقت فرسا می بایست از همه ثروتمندتر باشند!
      ولی می بینید که کاملاً برعکسه
      تلاشی درست است که با نگرشی بسیار قدرتمند انجام شود.
      این تلاش غوغا می کند

دیدگاهتان را بنویسید