سبد خرید 0

انگیزه لاغری

انگیزه لاغری

انگیزه لاغری

چرا در طول مسیر متناسب شدن شدن انگیزه لاغری مون رو از دست می دیم؟

امروزتون بخیر، خوشحالم و تشکرمندم از اینکه دست نوشته های من رو می خونید.

امروز می خوام برم به سروقت انگیزه در لاغر شدن.

این سوال یکی از بزرگترین سوالات ذهن من بود در مسیر متناسب شدن.

همیشه و همیشه با خودم فکر می کردم که چرا روزهای اولی که یه رژیم رو شروع می کنم به شدت انگیزه دارم و با تمام زورم حرکت می کنم به سمت لاغر شدن، دهن خودم رو آسفالت می کنم غذاهایی که دوست دارم رو نمی خورم، به خودم سختی می دم و می تونم برای چند روز این کار رو انجام بدم ولی یواش یواش انگیزه خودم رو از دست می دادم. چرا این اتفاق رخ میده؟!!!

این سوالی بود که هیچ موقع براش یه جواب دُرست درمون پیدا نکردم!


باکم سوراخ بود!

اگه متناسب شدن رو یه ماشین تصور کنید قطعاً سوخت این ماشین می تونه انگیزه باشه.

یعنی این انگیزست که میتونه این ماشین رو حرکت بده تا به مقصد برسه.

روزهای اولی که می خواستم تلاش کنم برای لاغری، ماشینم نو بود و باک ماشین هم نو بود و توش پر از سوخت انگزه بود و من تخت گاز می رفتم و می رسیدم به مقصد و می تونستم وزنم رو کم کنم.

ولی هر مرتبه که چاق می شدم و باز هم می خواستم سوار ماشین تناسب اندامم بشم حس می کردم ماشین ریپ میزنه و مثل دفعات قبل سریع حرکت نمیکنه به سمت مقصد.

کم کم وسط راه نرسیده ماشین خاموش میکرد، با برسی ماشین فهمیدم باکم نشتی داره و انگیزه داره ازش میریزه.

اوایل این سوراخ تنگ بود و انگیزه من رو تا اواسط راه می رسوند.

ولی هر چقدر بیشتر از این ماشین استفاده کردم و مدام چاق شدم و لاغر شدم، چاق شدم و لاغر شدم، سوراخ باکم گشادتر شد و هنوز حرکت نکرده دیگه هیچ انگیزه ای توی باک نبود که برای لاغر شدن ازش استفاده کنم و ماشین لاغری من پِت پِتی میکرد و خاموش می شد.


انگیزه این جا، انگیزه اونجا، انگیزه همه جا

انگیزه مثل زبل خانه، یادتونه کارتونش رو؟ زبل خان اینجا زبل خان اونجا زبل خان همه جا.

این انگیزه هم باید باشه تا ما بتونیم به اهدافمون دست پیدا کنیم، حالا هر هدفی که می خواد باشه اصلاً توفیری نداره، انگیزه تا نباشه ما نمی تونیم به هدفمون برسیم و وسط راه خاموش می کنیم و جا می زنیم.


مطمئنم شما هم باکِتون سوراخه

مطمئنم که شما هم روز های اولی که حرکت می کنید تا به هدفی که برای خودتون مشخص کردید برسید با انگیزه شروع می کنید ولی در اواسط راه ناامید میشید و جا میزنید، درسته؟

اگه شما هم این شکلی هستید باید بدونید باکِ شما هم مثل باکِ من سوراخه.

توی این مقاله می خوام یه فکری به حال باک های سوراخمون بکنیم و کاری کنیم که سوراخ باکمون رو بگیریم تا انگیزمون نشتی نداشته باشه و بتونیم تا رسیدن به هدفمون تخت گاز بریم.



انگیزه لاغری به شیوه هپی فت

الآن اگه تو گوگل سرچ کنید چگونه انگیزه خودمون رو حفظ کنیم، هوشتصد تا پیچ رو گوگل بهتون نشون میده که در مورد انگیزه، مقاله نوشتن و راهکارهای مختلفی رو ارائه دادن.

به عقیده من اون وب مسترهای عزیزی که میان و مقاله ای مینویسن، اول باید خودشون از اون دیدگاه به نتیجه ای رسیده باشن و بعد بیان مقاله ای بنویسن و راه کاری ارائه بدن. متاسفانه دیده شده که اکثر وب سایت ها یه چند تا مترجم استخدام می کنن و فِرت و فِرت مقاله های خارجی رو ترجمه می کنند و به عنوان محتوای دست اول روانه بازار محتوا می کنند. این به عقیده شما درسته؟!

من تعریف از خودم باشه، همیشه سعی می کنم مقاله هام دست اول باشه و کاربردی. یعنی راه کارهایی رو در مقاله هام ارائه کنم که خودم بهشون رسیدم و خودم ازشون نتیجه گرفتم، یعنی خودم در زندگیم ازشون استفاده کردم و نتایج بدرد بخوری گرفتم و بعد میام و به زبون بسیار ساده هپی فتی اینجا برای شما تایپشون می کنم.

سعی هم می کنم با جزئیات عنوان کنم تا شما بتونید همون نتایج فوق العاده ای رو بگیرید که من بعد از عمل کردن به اون راه کارها در زندگیم گرفتم.


1- فقط تو فقط تو، انگیزه لاغری فقط تو

توی همه اون مقاله های کذایی که براتون گفتم فقط یه سری تئوری تحویل مخاطب میدن و هیچکدومشون کاربردی نیستند، نوشتند که شما برای حفظ انگیزتون باید به عوامل بیرونی و دورنی تکیه کنید تا بتونید موفق بشید.

عوامل بیرونی مثل اینکه رئیستون اگه شما یه کار خوبی رو انجام دادید بیاد و به شما پاداش بده تا شما انگیزتون حفظ بشه برای اینکه همیشه کارمند خوبی باشید و دو دره بازی در نیارید و از توی کار نزنید.

یا اینکه اگه در دوره آموزشی بهترین سال زندگی من شرکت کردید، من مدام بیام هر روز به شما انگیزه بدم. بگم آره شما میتونید، تو بهترینی، تو قوی ترینی، تو ملوس ترینی و از این حرف ها بزنم تا شما بتونید انگیزتون رو حفظ کنید و از دوره من نتیجه بگیرید.

دوستان عزیزم اینا همشون دَری وری هستن، شما به تنها کسی که نیاز دارید تا بتونید انگیزتون رو حفظ کنید خودتون هستید، فقط و فقط خودتون.

شما خودتون باید برای خودتون کاری کنید.

دلیلم چیه برای گفتن این حرف که شما باید خودتون انگیزه لاغری رو در خودتون بوجود بیارید و حفظش کنید؟

دلیلم خیلی واضح و عریانه.

اومدیم من فردا صبح افتادم و مُردم، مَنِ مِیت چطور باید به شما انگیزه بدم؟!!!!

توقع که ندارید شب اول قبر درحالی که درگیر سوال و جواب نکیر و منکر هستم و هر لحظه امکان داره به قعر بهشت و آغوش حوریان بهشتی سقوط کنم بیام به خواب شما و به شما انگیزه بدم؟!

اگه برای انگیزه گرفتن، برای لاغر شدن روی من حساب باز کنید اون روزی که من میت بشم شما هم باید بیخیال لاغری بشید؟؟!!!!! این عقلانیه؟

یا اگه برای خوب کار کردن در محل کارتون به پاداش رئیستون برای انگیزه گرفتن دلخوش کنید، اومدیم و رئیس شما کلاً از موضوع پَرت بود و فقط تو کار کسورات بود نه پاداش، اونوقت شما دیگه انگیزه ای ندارید که خوب کار کنید چون پاداش دریافت نکردید؟


عوامل بیرونی پَر پَر

برای چی می گم به عوامل بیرونی تکیه نکنید؟ برای اینکه هر لحظه امکان این وجود داره که اون عوامل بیرونی که شما توقع دارید به شما انگیزه لاغری رو بدند دیگه به هر علتی وجود نداشته باشند.

اگه شما به اونا تکیه کنید برای انگیزه دادن و موفق شدن، قطعاً شکست می خورید و به هدفتون نمی رسید!

به عقیده من تکیه کردن به عوامل بیرونی خیلی خیلی محدود کنندست.

اومدیم یه روز جعفری و ایکس و ایگرگ نبودن، شما دیگه نباید انگیزه لاغری داشته باشید و لاغر بشید؟

اومدیم و یه روز کوسه فیبر نوری رو در کف دریا گاز زده بود و اینرتت قطع بود و شما نتونستید صبح اول صبح کلیپ انگیزشی تون رو ببینید، اون روز شما نباید انگیزه لاغری داشته باشین؟!!

اگه نظر من رو جویا بشید میگم همیشه روشی رو توی زندگیتون انتخاب کنید و امتحان کنید که هیچ محدودیتی براتون نداشته باشه، اینجوری خیلی بهتره، موافقید؟

جوری برای زندگیتون برنامه ریزی کنید که همه چیز تحت کنترل خودتون باشه و هیچ موقع وابسته کسی نباشید. باز هم موافقید؟

چون اگه برای موفقیت وابسطه کسی باشید کلاهتون پس معرکست، یه روز قیف هست قیر نیست، یه روز قیر هست قیف نیست، یه رور قیف و قیر هست قیر ریز نیست، یعنی همیشه معطل یه نفر دیگه هستید.

پس اولین قدم برای اینکه در طول مسیر رسیدن به اهدافتون انگیزتون رو از دست ندید اینه که قید عوامل بیرونی رو بزنید و فقط روی خودتون حساب کنید.

خودتون باید برای خودتون انگیزه لاغری ایجاد کنید. هیچ کس دیگه ای این قدرت رو نداره که برای همیشه به شما انگیزه بده.

پس ختم کلوم اینکه فقط روی خودتون و خدای خودتون حساب کنید و با انگیزه حرکت کنید به سمت هدفتون.


2- چرایی محکمی ندارید که بی انگیزه می شید!

دومین دلیلی که بی انگیزه می شید و انگیزه لاغری رو از دست می دید اینه که چرایی محکمی ندارید برای رسیدن به اون هدفی که برای خودتون تعیین کردید!

الآن فکر کنم سِگرمه هاتون رفته تو هم و عَن قریبه که با چند تا جمله زیبا و لطیف من رو در دلتون مورد لطف قرار بدید.

در همین جا از یکا یک شما عزیزانی که تا این حد من رو دوست دارید تشکر می کنم و با صدایی رسا و در صحت و سلامت کامل عقل می گم که هر چقدر که من رو دوست دارید من 100 تا بیشتر دوستون دارم ( به این میگن عاقبت اندیشی، قبل از بروز اتفاقی ناگوار).

باور کنید که اصلاً قصدم این نیست که خدایی نکرده موجبات سردرد شما رو فراهم کنم، فقط می خوام راه رسیدن به خواسته هاتون رو بهتون نشون بدم. می خوان نَشتی باکِتون رو بگیرم که انگیزتون نَشت نکنه و وسط راه رسیدن به هدفتون یکه و یالقوز گیر نکنید و دست به دامن هر کس و ناکسی نشید.

می خوام بهتون کمک کنم که تخت گاز تا مقصد برید و انگیزه لاغری از باکتون نشت نکنه.


انگیزه لاغری و چرایی های بدرد نخور!

چرا می گم چرایی های خوبی ندارید، چون واقعاً ندارید!!!

می خوام لاغر شم چون 3 ماه دیگه عروسی آرزوی نی قلیونه و من باید ساقدوشش باشم. چون از همون موقع که بچه بودیم توی دفتر آرزوهامون این رو نوشتیم که هر کدوممون عروس شد اون یکی باید ساقدوشش باشه.

اون زمان فکر نمی کردیم 20 سال بعد من همش 100 کیلو از آرزو چاق تر باشم!!!تصور کن من با 150 کیلو وزن بشم ساقدوش یه آدمی با 45 کیلو وزن.

اگه من به 3تیکه مساوی هم تقسیم بشم بازم هر تیکم از این ذلیل شده 5 کیلو چاق تره!!!باید تا عروسی حداقل 50 کیلو کم کنم که بتونم نقش ساقدوش رو به بهترین شکل ممکن ایفا کنم. (این شد دلیل لاغری!!!!!)

من می خوام وزنم رو کم کنم چون فکر میکنم همه بهم به چشم یه آدم بی اراده و بی انگیزه نگاه می کنن و مدام بهم گوشه و کنایه میزنن که، چیزی نیست حالا، تو فقط یه ذره کیفیتت از آدم های لاغر بهتره. دیروز به معلم ورزشم که بهم نمره 7 داده بود گفتم آقا باور کنید من تقصیر خودم نیست که چاقم، من استعداد چاقی دارم! برگشت بهم گفت غلط کردی، چرا بجای استعداد چاقی یه ذره استعداد ریاضی نداری؟!!!!! اونم که شدی 5!!!!!!!!

می خوام لاغر شم که دیگه این حرف ها رو نشنوم. می خوام لاغر شم که همسرم بیشتر بهم احترام بزاره و بیشتر دوستم داشته باشه!!!! حس می کنم از زمانی که وزنم رفته بالا دیگه مثل سابق بهم توجه نمیکنه.

دوستان گلم درسته که این دلایل هم میتونن وجود داشته باشن و واسه خودشون دلیل هستن، ولی قطعاً دلایل خیلی قدرتمندی نیستند که بتونن در طول مسیر انگیزه شما رو شارژ کنن برای ادامه دادن مسیر.



3- لاغر شدن اولویت شما نیست

سومین دلیلی که شما انگیزه لاغری رو از دست می دید اینه که لاغر شدن اولویت زندگی شما نیست!!

من بر اساس تجربه ای که دارم 99درصد دوستانی که تصمیم میگیرن لاغر بشن، لاغر شدن اولویت زندگیشون نیست!! به قول من شد شد نشد نشده.

یه تلاشی می کنن اگه شد که خوشحال میشن و ذوق می کنن و اگه نشد هم همیشه یه بهونه به شدت قانع کننده برای خودشون پیدا می کنن و وجدان خودشون رو ساکت می کنن که تقصیر من نبود اگه نشد.

امشب تولد همسرم بود نمی تونستم نخورم!

امشب بعدِ بوقی با دوستام رفته بودیم بیرون، خیلی زشت بود من پیتزام رو نخورم!

امروز عروسی تنها خواهرمه یه شب که هزار شب نمیشه!

یه هفته می خوایم بریم مسافرت استخونی سبک کنیم، مسافرت هم با خوردنه که جواب میده، این مسافرت هم که سالی یه بار بیشتر نیست!

عید نوروزه مگه میشه آجیل و شیرینی نخورد؟! سالی یه مرتبه که بیشتر نیست! تازه اگه خونه فک و فامیل چیزی نخورم که خیلی زشته از دستم ناراحت میشن! آدم باید مردم دار باشه و دل همه رو بدست بیاره!!

ماه رمضون که اگه نخورم به عصر نرسیده فشارم میفته و باید روزه رو بخورم، تکلیفه، خدا گفته باید روزه بگیرم، منم که باید سحر و افطار حسابی بخورم والا نمیتونم به تکلیفم عمل کنم، چاره ای ندارم!

اینا همشون همون بهونه های به ظاهر منطقی هستن که همه ما میاریم و وجدان خودمون رو قانع می کنیم که تقصیر من نیست که نمیشه وزن کم کنم.

حالا به این موارد کم کاری تیروئید، کم تحرکی، بارداری، چاقی ارثی، استعداد چاقی، قرص های کورتون، غذاهای هورمونی و… رو هم اضافه کنید ببینید آیا دیگه با این همه بهونه قانع کننده میشه انگیزه لاغری داشت و وزنی کم کرد؟!!


3ماه دیگه می میرید!

فرض کنید میرید دکتر برای چکاب، وقتی دکتر آزمایش هایی که انجام دادید رو می بینه بهتون میگه دو سه تا از رگ های اصلی قلبتون مسدود شده و تا 3 ماه دیگه بیشتر زنده نمی مونید اگه نتونید 15 کیلو از وزنتون رو کم کنید.

یه دقیقه تجسم کنید، اگه خدایی نکرده یه روزی یه دکتری همچین حرفی بهتون بزنه، شما چقدر انگیزه لاغری دارید؟

با قدرت می گم که لاغر شدن تبدیل میشه به بزرگترین اولویت زندگی شما، دیگه هیچ بهونه ای نمیتونه انگیزه لاغری شما رو از بین ببره.

به خداوندی خدا سمت غذاها نمیرید! حالا می خواد عروسی دعوت شده باشید، جشن تولد باشه، بیرون گردی باشه، ختم باشه، عید نوروز باشه و… شما امکان نداره بی خیال لاغر شدن بشید چون به مرگ و زندگی شما ربط داره. چون لاغر شدن تبدیل شده به اولویت تمام کارهای شما.

این یعنی یه چرایی محکم، این یعنی یه انگیزه فوق العاده برای لاغر شدن.

سعی کنید برای لاغر شدنتون و اینکه انگیزه لاغری رو به بالاترین حد خودش برسونید یه چرایی محکم پیدا کنید برای لاغر شدنتون.


3 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • درود و مهر امین جعفری عزیز
    بی شک مقوله انگیزه یکی از مهمترین بخش رسیدن به اهداف است و من معتقدم از دست دادن انگیزه برابر است با ناامید شدن یعنی وقتی انگیزه را از دست می دهیم که از تلاش و راه رفته ناامید می شویم راهکارهایی که تا امروز رفتم همیشه با انگیزه و تعهد بالا شروع کردم و تا ته اش رفتم وقتی نتیجه نگرفتم دوباره راهکار اشتباه
    را امتحان نکردم ولی ناتوانی احساس کردم و خستگی …اما اتفاقی که امروز در من افتاده و سبب امید بسیار من در دوره هپی فت است این است که اولا بر اساس قوانین خلقت مان و پایه و اساس آفرینش طی مسیر می کنم ، دوما از آموزگاری می آموزم که به جد به کار خود متعهد و مطمئن است و خالصانه ترین تلاش خود را به من تقدیم می کند که بی شک اینهم لطف همان افریدگار مهربان به من است فکر می کنم دیگر بهانه ای نمانده تا انگیزه راهم را از دست بدهم چون این مسیر هیچ اما و اگری ندارد ،
    وقتی تنها و تنها راه باقیمانده برای تناسب اندامم دریافت آموزش و یادگیری واطاعت و تمرین قوانین جهان آفرینش است.
    من حتما در این دوره موفق هستم حتما…

    درود خداوند عشق بر شما باد..آمین🙏🌷

  • سلام اقای جعفری عصرتون بخیر .من فکر میکنم انگیزه ونیاز به لاغرشدن باهم هم راستاهستن.هرچقدر من تشنه متناسب شدن باشم اون انگیزه ناخوداگاه بالا میره ومن فکر میکنم هربارکه ازمسیرهای اشتباهی حرکت کردم وشکست خوردم باانگیزه تر بلند شدم اینقدر تکرار کردم تاخداوند من روبه سمت شماوهپی فت هدایت کرد

  • سلام.فکر میکنم در راه رسیدن به هر هدفی باید انگیزه محکمی داشت ولی گاهی ممکنه طی کردن مسیر اونجوری که میخوایم پیش نره وما خسته بشیم.اونموقع هست که باید حس بد ناتوانی وخسته شدن رو با حس خوب توانستن و بلند شدن و تجسم رسیدن به هدف عوض کنیم.واجازه ندیم بی انگیزه بشیم و باور داشته باشیم همه چی دست خودمونه .به امید موفقیت همه ی شما عزیزان.

دیدگاهتان را بنویسید